تبلیغات
بزرگ‌تر‌ین پایگاه ادبی - مطالب نثر ادبی
 
امكانات
دانلود , دانلود فیلم , دانلود فیلم تبلیغاتی , دانلود كلیپ احمدی نژاد , كلیپ موسوی , بزرگترین سایت دانلود
							, دانلود برتر , فیلم و كلیپ داغ , كلیپ ادبی , مطالب داغ ادبی , عضویت در خبرنامه , عضویت در بزرگترین سایت ,
							www.Adabiiat.com , سبحان عباسپور , سبحان عباس پور جست و جو در سایت , كد جستجو , كد جست و جو , لینك جستجو , لینك مستقیم , لینك غیر مستقیم , لینك فیلم ,
							كد فید , كد فید برنر , جست و جو در مطالب سایت , موتور جست و جو , بزرگترین موتور جست و جو ,
							www.Adabiiat.com , سبحان عباس پور , سبحان عباسپور , معرفی به 150 موتور جست و جو , ثبت آدرس در موتور جستجو فال , فال حافظ , تفأل , تفأل زدن , تفأل به حافظ , تفأل اینترنتی , فال امروز , فال روز , تاریخ فال گیری , رمل , رمالی , جادو , سحر , سبحان عباس پور , www.Adabiiat.com
سبحان عباسپور , سبحان عباس پور , www.Adabiiat.com , اتم , بمب اتم , انرژی هسته ای , Iran Nuclear Program , 
							بمب اتم , ساخت بمب اتم , ساخت بمب دستی , اتم مطالب سایت , مطالب اتمی , مقالات هسته ای 	RSS , Feed RSS , Post Feed , Posts Feed , Post Feeds , Blog Feed , Site Feed , Sobhan Abbaspour , www.Adabiiat.com , Feed Burner , Farsi Feed , Feed reader , Feed Reader Code , Google Reader Subscription , Adabiiat.com Feed , آر اس اس , آر اس اس مطالب سایت , نمایش آر اس اس , كد نمایش آر اس اس , كد فید خوان مطالب ارسال به یاهو , ارسال به یاهو مسنجر و و , ارسال مطالب داغ , مطالب داغ اینترنت , گلچین مطالب داغ , یاهو مسنجر , دانلود یاهو مسنجر , ورژن جدید یاهو , چت‌ آنلاین , چت روم فارسی , بزرگترین چت روم فارسی , ارسال مطالب داغ ادبیات , www.Adabiiat.com , مطالب داغ سبحان عباس پور

اندازه قلم :
افزایش | كاهش

اسلاید دبیران

تصویر قبلی |

 تصویر بعدی

اشعار شاعران
در این قسمت بر اساس علاقه‌ی خود نام شاعری را انتخاب كنید تا به اشعار شاعر مورد نظر دسترسی پیدا كنید .
 

برندگان مسابقات
جایزه , مسابقه , مسابقه ادبی , مسابقه وبلاگنویسی , شركت در مسابقه , هر ایرانی یك ستاد , هر ایرانی یك جایزه , جوایز ارزنده , جوایز داغ ,  جوایز ارزشمند , جوایز نفیس , شركت در مسابقه , بزرگترین مسابقه , به روز ترین , بهترین , بزرگترین , ترین ها , مسابقات , مسابقه اینترنتی , مسابقه آنلاین , مسابقه سایت , دریافت آنلاین
آقای مهرزاد ( 15 امتیاز )
آقا مهدی ( 10 امیتاز )
آقای شاه بیك ( 10 امتیاز )
ستاره خانم ( 5 امتیاز )
آقای نوری ( 5 امتیاز )
آقای رضایی  ( 5 امتیاز )
آقا پویان  ( 10 امتیاز )
آقای بایگان  ( 5 امتیاز )
(به روزشده : 23 فروردین)
* هر پاسخ درست = 5 امتیاز
* حد نصاب جایزه = 30 امتیاز
گزارش سایت
الف) شناسنامه
تأسیس : 1فروردین 1388
هدف تأسیس : گسترش رونق ادبیات در فضای مجازی
سال 88 : سال آغاز
سال 89 : سال شكوفایی
بازتاب های بیرونی :
بیا تو بندر ، آفتابگردون
حامی مالی : دبیرستان نمونه فرهنگ
ب) آمار و ارقام
تعداد دامین : 1 عدد
Adabiiat.com
تعداد نویسنده : 2 نفر
سبحان عباس پور
پوریا سرهنگ پور
دفعات تعویض قالب : 5 بار
اردیبهشت ، مرداد ، مهر ، آذر و اسفند 88
تعداد تبلیغات پذیرش شده :
2 عدد
mihanpatogh.com
gorganet.org

مورد دان شدن سایت :
1 مرتبه / آبان 88
مورد هك شدن دامین :
1 مرتبه / بهمن 88
تعداد نظرسنجی ها سایت : 12 عدد
پ ) بازدیدها
امروز:
دیروز :

این ماه :

ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , نثر ادبی ,

شاید فردا ..........

امروز شکنجه بود , امروز با هر تپش گرفته شد , چشمانت را دزدیدند , آوار درد بر تنت جاری شد, امروز را به یاد نیار که فردا را نمی خواهم ,امروز خاطره شد که تلخی اش تمام جانم را گرفت ,امروز افسانه نبود که سوگ سیاوش شود , امروز چشمانم را نمی بینی,امروز ترانه ام را نمی شنوی ,امروز رویاهایم خاکستریست ,امروز شاید ارمغان شیرین مرگ را با خود داشته باشد تکه های قلبم را ببین که در غم امروز متلاشی شد , و یادم کن که نوایی جز بی نوایی ندارم
دل شکسته بدون فریاد , بدون فردا , نه فردا روزی تازه نیست , افسون فراموشیست , فردا لفظ سکوت است شاید سکوت امروز فریاد باشد ,آیینه ی شکسته ام را ببین , خورشید خاموشم را ببین , یک خود بودم اکنون هزار ,اینجا شمع خورشید است وجرقه شهاب اینجا نور بی معنی ست ,حنجرم خسته است اینجا صدا بی معنی ست, با توام از امروزم برو و فردایم را خاک کن , فردایم تاریک تر از امروز است .
اشک هایم را نبینید اینجا گریه شادی ست
می گویند پیله ات را بشکاف ! خورشید می تابد
خورشیدم خاموش است به کدامین امید پروانه شوم
پروازم پیله ای شده که در لفظ کلمه مانده
شکافتن بی معنی ست
امیدم شب تابی بود که زیر آوار تاریکی مرد
به کدامین امید زندگی به کدامین امید
شاید دور شاید هرگز
هرگز چشمانم را نخواهی یافت آری بی شمع به مزارم بیایید اینجا نور بی معنی ست.


[409] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/08/17 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 10:02 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , نثر ادبی , عاشقانه ,

و نگاه دوم .....
در جستجوی روحی بزرگ ، کنکاش می کند . قصه عشق دراز است و گفتنی ها بسیار !
یک ضرب المـثل کـهن می گوید : ... کم باشـد و خوب ، بهتـر است تا زیاد باشــد و بد !
کاش به جــای اینکه انسانها به سرعــت دل می باختــند ، یاد میگرفتند که عمیقآ دوست بدارند .

یک شهر بزرگ جــایی است که آدم ، دو بار یک نفر را ملاقات نمی کند . اما اگر این اتفـاق افــتاد ، باید آن را به فال نیک گرفت و قــدر لحظه دیــدار را دانــست !
کسی چه می داند . شاید فرصت دیگری دست ندهد . آنگاه پشیمانی سودی نخواهد داشت و حسرت خیــلی چیــزها آزارت خواهند داد . همان چــیزهایی که می خواهی بگویی و نمی توانی !
کسانی هستند که می خواهی به آنها بگوییم : " دوستت دارم ".
اما سالها دو دلیم و این بر زبان نمی رانیم .
 روزی می رسد که او رفته است و ما با حسرت و تأسف فریاد می کنیم :
" نتوانستم به او بگویم که دوستش دارم ! "


[408] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/08/15 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 10:01 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , نثر ادبی ,

شاید فردا ..........

امروز شکنجه بود , امروز با هر تپش گرفته شد , چشمانت را دزدیدند , آوار درد بر تنت جاری شد, امروز را به یاد نیار که فردا را نمی خواهم ,امروز خاطره شد که تلخی اش تمام جانم را گرفت ,امروز افسانه نبود که سوگ سیاوش شود , امروز چشمانم را نمی بینی,امروز ترانه ام را نمی شنوی ,امروز رویاهایم خاکستریست ,امروز شاید ارمغان شیرین مرگ را با خود داشته باشد تکه های قلبم را ببین که در غم امروز متلاشی شد , و یادم کن که نوایی جز بی نوایی ندارم
دل شکسته بدون فریاد , بدون فردا , نه فردا روزی تازه نیست , افسون فراموشیست , فردا لفظ سکوت است شاید سکوت امروز فریاد باشد ,آیینه ی شکسته ام را ببین , خورشید خاموشم را ببین , یک خود بودم اکنون هزار ,اینجا شمع خورشید است وجرقه شهاب اینجا نور بی معنی ست ,حنجرم خسته است اینجا صدا بی معنی ست, با توام از امروزم برو و فردایم را خاک کن , فردایم تاریک تر از امروز است .
اشک هایم را نبینید اینجا گریه شادی ست
می گویند پیله ات را بشکاف ! خورشید می تابد
خورشیدم خاموش است به کدامین امید پروانه شوم
پروازم پیله ای شده که در لفظ کلمه مانده
شکافتن بی معنی ست
امیدم شب تابی بود که زیر آوار تاریکی مرد
به کدامین امید زندگی به کدامین امید
شاید دور شاید هرگز
هرگز چشمانم را نخواهی یافت آری بی شمع به مزارم بیایید اینجا نور بی معنی ست.


[406] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/08/13 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 09:48 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , نثر ادبی ,

تو ای معشوقه ی ساخته ی ذهن

تو ای مخاطب ناشناس اما یاور همیشگی

بخوان آواز خواهشها و کاهشهای جان مرا

که فقط برای ""تو"" می نویسم

و تاآخرین سطر خالی وجودم

می نویسم از تو ، تا رویا بودنت به واقعیت مبدل شود.....


و امروز شادم و بینهایت شادم

در جاده ای هستم که همواره درسراب دیده می اندازم وبه امید رسیدن به تو می آیم و می آیم

شاید که من به تو نرسم اما همین که عاشقانه می خواهمت و به سوی تو می آیم شادم و دیوانه وار شادم

اما تو لب باز کن و بگو که خواهی آمد

لب باز کن و بگو که ""دوستت دارم""

لب باز کن و بگو که من رنگ واقعیت برتن دارم

لب بگشا و بگو که من حقیقی و جاودانی خواهم بود.

در این کنج خراب آباد گنجی نهفته است که اگر بیایی و بیابی تا بینهایت بی نیاز خواهی شد

هیچ گاه ، هیچ کس نفهمید که در این خراب آباد رو به زوال گنجی است که هستی می بخشد ، اما من بدین امیدم که تو درخواهی یافت

هیهات...که از پس ظاهر آدمی نمی توان خواند آنجه راکه باید.

تو مگذارشبی که درکمین من نشسته بر من غالب شود

تو مگذار این ابر دلگیرکننده بر ماه وجود من فائق آید

تو مگذار لشگر غم برسیمای شادی من نقاب بگستراند

بیا ، بیا تا باهم آماده ی یکی شدن و یکرنگ شدن شویم

بیا ، بیا تا گل وارانه به پای هم بشکنیم

بیا تا صادقانه ، صادقترین عاشقان جمع عاشقان بیدل شویم

بیا ، آنچنان عاشقانه هائی را برای هم بنوازیم که دیگران که هیج

حتی خدا را به شور و شوق تماشا بکشانیم

بیا دستان مرا بگیر تا با هم قدم در این راه بگذاریم و تمام گذشته ها و بدی ها و زشتی ها را به گورستان قصه ها بسپاریم و برویم تا کیلومترهای ناشناخته ی جاده ی عشق چرا که عشق یعنی گذشتن از وجود مادی خویش ،

بیا از خود بگذریم آن وقت است که تمام خویش را خواهبم یافت.


[407] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/08/11 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 08:57 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , نثر ادبی ,

ای اشک.....

ای اشکهای گرمی که چه پر از درد از کنج نگاه خسته ام قطره قطره بر روی دلی ناصبور می چکید. آیا با خود اندیشیده اید؟

به آن نگاه که نکند یکروز در انتظار محبت دستی و یا آرامش چشمانی بمیرد.

می دانم کارتان قطره قطره چکیدن است

اما آیا با خود اندیشیده اید؟

نکند دل کوچک ناصبوری را مهری را محبتی را آغوش گرمی را چکه چکه در خون خویش بغلتانید؟

آیا اندیشیده اید؟

قطره قطره چکیدنتان چه دردناک است؟

آیا می دانید که:

رخ رفته ای را که هیچ وقت نخواهد آمد در پیش چشم درد و در کنج نگاه عاشقی زنده می کنید؟

ای اشکها.....

ای چکیدنها قطره قطره چکه چکه

ای کاش آفریده نمی شدید.

اما به درستی می دانم که اگر چکیدنی نباشید سبز شدنی نیز نیستید.

*
*
*
اشک شراب غیرت است که تسکین می دهد دل را.


[404] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/08/7 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 09:44 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , نثر ادبی ,


جناب وزیر خارجه‏ ؛

عرایض شما در سلخ شعبان در نمارستاق رسید . از تفصیل احوالات اطلاع حاصل شد . در
بعضى مطالب در روى پاكت‏ها حكم نوشته شد . ملاحظه كرده ، همان طور مجرى دارند . و تفصیل را به عرض برسانند .

عریضه كه به خط خود نوشته بودید خواندم و تعجب كردم كه چرا در این جا تلگراف ركن‏الدوله را در فقره آمدن مأمور روسیه به مشهد و اظهار راه‏سازى از عشق آباد به مشهد اظهار نكرده ‏بودید. خیلى عجیب است كه روس‏ها در هر مقام تعجیل و اصرار در امور دارند .

اولاً : در فقره ی راه‏سازى در عهدنامه نوشته شده است كه از سرحد الى قوچان و بعضى جاها براى مراوده تجارت به رضا و منفعت طرفین راه ساخته شود . اسم مشهد مقدس در این نیست. و این كار هم باید بعد از تعین سرحدات و رفتن مأمورین طرفین به سرحدات ... ! و بعد از انجام همه ی كارها بشود . حالا چه جاى عجله است . وانگهى الى مشهد هیچ در قرارنامه نیست .

سانیاً : در حقیقت به رضاى طرفین و منفعت طرفین است در عهدنامه ما هنوز هیچ‏نفهمیده‏ایم كه چه منفعتى براى ما دارد . گاه است مفید نباشد . خلاصه موافق عهد و قرارنامه و اصولاً در فقره راه‏سازى هیچ جاى عجله و اصرار نیست .

سالثاً  : به مشهد مقدس كه هیچ و ابداً سخنى و حرفى نیست و نباید ساخته شود . باید با شارژ دافر روس به سختى حرف زد این كار را حالا موقوف بكنید . به ركن الدوله هم تلگراف ‏بكنید كه ابداً در این نوع كارها مداخله نكرده ، جواب او این باشد كه در این فقرات تا از دولت‏ایران حكم نشود من به هیچ كارى نمى‏توانم اقدام كنم . و نكند ابداً تا هر چه حكم از اینجا بشود ،او عمل كند حالا باید جواب سخت بدهد . بروند پى كارشان .

در فقرات دیگر كه با مشورت نصیرالدوله و امین‏الدوله حركت مى‏كند بسیار خوب است . خدا فرموده است و شاور هم فى‏الامور مشورت لازم است .

بعد از ملاقات شارژ دافر روس هم آن چه شد به عرض برسانید .

روزنامه ملاقات ایلچى انگلیس را هم دیدم . او را در این فقرات به یك طورى حرف زده راه ‏ببرید كه خود را با شما بسیار محرم و یك دل بداند . و در بعضى كارها كه چندان بى‏پرده نشود با او مشورت كرده او را محرم و صاحب درد قرار بدهید عیب ندارد امّا نه به طورى كه همه چیز رابفهمد.

در فقره خود سر و آشكار آمدن مهندسین روس بسیار بسیار سخت حرف بزنید و بگوئید اگر این طور است ما همراهى نخواهیم كرد و به ركن الدوله هم اعلام بكنید  آن چه با شارژ دافر روس‏قرار بدهد . در فقره تعین سرحدات و رفتن مأمورین از طرفین نمى‏دانم چرا جواب درست وصریح نمى‏دهد . شما البته در این جا و در بسط اصرار بكنید .




كلید واژگان كلید واژه : ناصرالدین شاه , روسیه , نامه ,
[591] پست شده توسط « پوریا » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/07/17 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 10:30 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , نثر ادبی ,

یک استکان یادِ خدا باید بنوشم
شیطان
اندازه یک حبّه قند است
گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما
حل می شود آرام آرام
بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم
و روحمان سر می کشد آن را
آن چای شیرین را
شیطان زهرآگین ِدیرین را
آن وقت او
خون می شود در خانه تن
می چرخد و می گردد و می ماند آنجا
او می شود من

***

طعم دهانم تلخ ِتلخ است
انگار سمی قطره قطره
رفته میان تاروپودم
این لکه ها چیست؟
بر روح ِ سرتاپا کبودم!
ای وای پیش از آنکه از این سم بمیرم
باید که از دست خودت دارو بگیرم
ای آنکه داروخانه ات
هر موقع باز است
من ناخوشم
داروی من راز و نیاز است
چشمان من ابر است و هی باران می آید
اما بگو
کِی می رود این درد و کِی درمان می آید؟


 

***
شب بود اما
صبح آمده این دوروبرها
این ردپای روشن اوست
این بال و پرها

***
لطفت برایم نسخه پیچید:
یک شیشه شربت، آسمان
یک قرص ِخورشید
یک استکان یاد خدا باید بنوشم
معجونی از نور و دعا باید بنوشم



[300] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/24 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 05:18 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , نثر ادبی ,

سلامم به دلهایی که چونان عتیقه ها پر ارزشند... 
ترنم ....
ما در لحظه
ما در لحظه افتادن یک برگ زرد متولد شدیم
و تولدمان را با شکستن چند شاخه گل یاس جشن گرفتند
و تنها ما بودیم که به سوگ برگ ها نشستیم
و با تمام کوچکیمان گریستیم روزها گذشتند وثانیه ها گم شدند
و ما فکر کردیم بزرگ شده ایم ویادمان رفت که نباید برگهای زرد را لگد کرد
و فراموش کردیم که یاسها را نباید چید و .........
و ما ماندیم و یک بغل تنهایی
و ما ماندیم و یک سبد خاطرات سبز گذشته
و یک روز آرام و بی صدا .
گلدان های عاطفه مان ترک برداشت در به سوی حقیقتی تلخ گشوده شد
و برگ زرد دیگری بر زمین افتاد .................


[299] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/23 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 05:12 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , عارفانه , نثر ادبی ,

و اگر خواستید پروردگارتان را بشناسید،
 
پس به حل معماها روی نیاوردید،
 
بلکه به پیرامون خود بنگرید،
 
خواهید دید که او با کودکان شما در حال بازی است.
 
و به آسمان گسترده نظر فرا دارید،
 
می بینید که او در میان ابرها راه می رود و دستانش را در آذرخش دراز می کند و با
 
باران به زمین فرود می آید.
 
نیک اندیشه کنید آنگاه پروردگارتان را خواهید دید که در گلها لبخند می زند،
 
سپس بر می خیزد و دستهایش را در درختان تکان می دهد....
 
جبران خلیل جبران
کتاب پیامبر


[296] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/06/19 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 04:56 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , نثر ادبی ,

نثر، در لغت به معناى پراکندن و افشاندن است و در اصطلاح ادب‏به معنى سخنى مى‏باشد که مقید به وزن و قافیه نبوده و نویسنده به‏وسیله آن‏مکنونات ذهنى خود را به خواننده منتقل مى‏نماید.
معنی لغوی نثر:"پراکنده، سخن پاشیده و غیرمنظوم" است. در اصطلاح ادب نثر به نوشتار یا گفتاری اطلاق می شود که در قیاس با شعر از نظم و ترتیبی که لازمه کلام منظوم است، یعنی از وزن و قافیه خالی باشد و با بحور عروضی مطابقت نکند.
نثر، چون از قیود وزن و قافیه و بحور عروضی، همچنین در اغلب موارد از تخیلات شاعرانه خالی است، وسعت میدان آن برای بیان هر گونه فکری مناسبتر از کلام منظوم است و شاید به همین دلیل باشد که انواع دانشهای بشری و اندیشه های فلسفی، دینی، سیاسی، تربیتی و اجتماعی در قالب نثر اظهار شده و به رشته تحریر در آمده است.
از لحاظ ادبی، نثری ارزشمند و مورد توجه سخن سنجان است که نسبت به سخنان یا نوشته های معمولی زیباتر و از جهت لفظ و معنی فصیح تر و بلیغ تر باشد. مانند نثر کتابهایی چون گلستان، کلیله و دمنه یا بعضی از نوشته های معاصران.

[314] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/05/26 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 01:55 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com