بحر طویل در عروض بحری است که هر بیت آن از تکرار چهار " فعولن مفا عیلن " ساخته می
شود ."من از مادری زادم که پارم پدر بود او / شدم خاک آن پا یی کزین پیش سر بود بود
او " (اوحدی مراغه ای ).
بحر طویل به صورت قالب شعری ، عبارت است از شکل خارج شده ی تعداد ارکان عروضی شعر
از حدودی که در سنت عروضی رعایت می شده است و در یک جمله ، افزودن بر تعداد ارکان و
رعایت نکردن شماره خاصی از افاعیل عروضی است .
کهن ترین بحر طویل فارسی ، مکتوبی است در تاریخ طبرستان و رویان و مازندران و از
آثار معروف در این قالب می توان از بحر طویل های طرزی افشاری و صامت بروجردی و قسمت
هایی از کتاب رموز حمزه ، تضمین غزل حافظ از محمد جمال سویدا و هم چنین ترجمه ی
بخشی از نمایش نامه ی " هملت " به قلم مجتبی منیری و نمونه هایی از شعر تندر کیا
نام برد .
بحر طویل از قالب های متعارف و متدوال نیست و بیشتر مربوط به ادبیات عامیانه است .
از بحر طویل های مشهور ، این بحر طویل طرزی افشاری است :" شکر لله که بکحلید مرا
دیده ز خاک / در قومی که ز اولاد رسولند ، بر افلاک قبولند" . گروهی ، همه پاکیزه و
خوش صورت و نیکو سیر و پاک سر شت و ملکی خوی که من یافته ام از اثر صحبتشان فیض
فراوان و برون از حد و اندازه و درسیدم و درکیدم و علمیدم و فهمیدم ، اگر بگذرد
ایّام من ، این نوع ، بمانم علما را1 ".
"بعضی از ترانه های هفت و یا هشت هجایی را در ایران بحرطویل خوانده اند و قصاید ی
از آن جنس در دست هست ساختمان این نوع چنین است که بعد از چند لخت که پشت سرهم می
گویند در یک جا آن را متوقف ساخته و قافیه ی خاصی بر آن قرار می دهند و تا آخر آن
را به کار می بردند و چون این قافیه که به قافیه ی آخر اشعار عروضی شبیه است بسیار
دور از هم قرار گرفته است ، این نوع سخن را نیز اصطلاحاً " بحر طویل " نام نهاده
اند2 ."
جهت اطلاع نمونه هایی از بحر طویل در ادبیات فارسی به خوانندگان تقدیم می گردد.
دررثای حضرت امام حسن مجتبی (ع) / محمّد" شرمی" کاشانی
با زم از لانه ی تن ،طایر اندیشه ی من ، پر زده در طرف چمن ، تا که در اوصاف حسن ،
خوی حسن ، بوی حسن ، روی حسن ، موی حسن ، شبل شهنشاه ز من ، آن که ز نامش همه را
ساخته خوش بوی دهن ، ساز کنم سخن، از صفت معرفت و موهبت و میمنت و منزلتش دم زنم از
تهنیتش ، یا ز غم تعزیتش ، یا شرف و معرفتش ، یا کرم و عاطفتش ، کاین چه امام است و
همام است و چه نام است ، که بی حد و مقام است ، قدش سرو خرام است ، رخش ماه تمام
است ، به هر بزم نظام است ، به هر رزم حسام است، همین دُر کلام است ، که او نعمت
عام است، به عالی و به دانی و به جن و ملک و بر بشر و آنچه که دارنده ی روح و نفس و
جان و تن و ناطق و صامت بود از کون و مکان خلق خدا را. جگر گوشه ی زهرا ، گل گلشن
طاها.
************
ای دریغ از ستم کینه ی گردون که به تدبیر و حیل در همه دوران صفت دشمنیش از همه بیش
است به خوبان و بزرگان و سترگان و دلیران و امیران و شجاعان و نجیبان و اصیلان و
کریمان و رحیمان و سر این که در آن ها است همه جمع صفات حسنه لیک عجب در همه اوقات
به هر دوره و هر عصر و زمان سخت گرفتار بلایات و دچار ستم طایفه ی جانی و نا پاک
سیه دل، همه سوی ره باطل ، همه خون خواره و کاهل، همه محروم ز حاصل ، همه با کفر
مقابل ، همه از آتیه غافل ، همه غداره و جاهل، پسر فاطمه را با همه اوصاف پسندیده
به دست زن قطامه ی پتیاره ی خون خواره ی می شومه ی غداره ی غافل ز خدا بد رگ و
بدکیش، به عنوان زن خویش ،بدون غم و تشویش ، تو ای چرخ بکشتیش ، بدان حیله که در
دهر ستم پیشه ی جراره ی بی عاطفتی بدتر از آن جعده نیامد و نیامد که حسن را ز پی
وعده ی عقد پسر شوم معاویه ی سگ باز ورق باز لعین، ظالم لامذهب بی دین، جفا گستر و
پر سینه ز کین ، قاتل بر جسته ترین ، نابغه ی و نادره ی عصر و زمان ، بر همه ی خلق
جهان ، از اثر سم شرر بار به جانش بفشانید و به خونش به کشانید و به مرگش بنشانید
زنان حرم محترم آل عبا را . جگر گوشه ی زهرا، گل گلشن طاها.
بحور فوق العاده زیبا در ادامه مطلب رو از دست ندید 
[312]
پست شده توسط « سبحان عباس پور
»
ادامه مطلب
در تاریخ 1388/06/23
و
در ساعت 17:42
نظر دهید ()