|
اسلاید دبیران
|
|
اشعار شاعران
در این قسمت بر اساس علاقهی خود نام شاعری را انتخاب كنید تا به اشعار شاعر مورد
نظر دسترسی پیدا كنید .
|
|
آموزشكده سایت
![]() زبان فارسی
1.اسم
عام و اسم خاص2.اسم ذات و اسم معنی 3.معرفه و نکره 4.مفرد و جمع 5.مفرد و مرکب 6.جامد و مشتق 7.مترادف ، متضاد و متشابه 8.حالات اسم 9.اقسام اضافه 10. اضافه و صفت و مصغر 11.فعل 12.قید 13.اقسام مصدر 14.صفت فاعلی 15.ترکیب صفت فاعلی 16.صفت مفعولی 17.صفت تفضیلی 18.صفت نسبی 19.صفات ترکیبی 20.صفت سماعی و قیاسی 21.تعدد صفت و موصوف 22.تقدیم صفت بر مضاف الیه 23.حرف ربط - بخش اول 24.حرف ربط - بخش دوم 25.حرف اضافه - بخش اول 26.حرف اضافه - بخش دوم 27.حرف اضافه - بخش سوم عروض
1.عروض
چیست ؟2.انواع وزن + تعریف زحافات 3.بحر رمل 4.بحر هزج 5.بحر رجز 6.بحر متقارب 7.منسرح ( مختلف الاركان ) آرایه
ادبی
واج
آراییانواع جناس ایهام تناسب سجع و ترصیع صنعت ادبی « ملمع » مثل ؛ اسلوب معادله ؛ ایهام تضمین ؛ تلمیح ؛ حسن تعلیل |
|
برندگان مسابقات
![]() آقای مهرزاد ( 10 امتیاز ) آقا مهدی ( 10 امیتاز ) آقای شاه بیك ( 5 امتیاز ) ستاره خانم ( 5 امتیاز ) * هر پاسخ درست = 5 امتیاز * حد نصاب جایزه = 30 امتیاز |
|
گزارش سایت
الف) شناسنامه
تأسیس : 1فروردین 1388 هدف تأسیس : گسترش رونق ادبیات در فضای مجازی سال 88 : سال آغاز سال 89 : سال شكوفایی بازتاب های بیرونی : بیا تو بندر ، آفتابگردون حامی مالی : دبیرستان نمونه فرهنگ ب) آمار و ارقام تعداد دامین : 1 عدد Adabiiat.com تعداد نویسنده : 2 نفر سبحان عباس پور پوریا سرهنگ پور دفعات تعویض قالب : 5 بار اردیبهشت ، مرداد ، مهر ، آذر و اسفند 88 تعداد تبلیغات پذیرش شده : 2 عدد mihanpatogh.com gorganet.org مورد دان شدن سایت : 1 مرتبه / آبان 88 مورد هك شدن دامین : 1 مرتبه / بهمن 88 تعداد نظرسنجی ها سایت : 12 عدد پ ) بازدیدها امروز: دیروز : این ماه : ماه قبل : |
عقیده و نظر بعضی ها در اموری اظهار می شود که اگر دیگران را احتمال زیان و ضرر باشد آنها را از آن سود و فایده می برند. پاسخ این دسته از مردم همان است که در عنوان این قسمت آمده است.
راجع به «حاج میرزا آقاسی» صدر اعظم محمد شاه قاجار در برنامه این مرد عارف و روحانی دو موضوع توپ ریزی و حفر قنوات در صدر مسائل قرار داشت. افزایش توپ را موجب تقویت ارتش و حفر قنات را عامل اصلی توسعه کشاورزی می دانست. هر وقت فراغتی پیدا می کرد به سراغ مقنیان می رفت و آنها را در حفر چاه و قنات تشویق و ترغیب می کرد.
روزی حاجی میرزا آقاسی برای بازدید یکی از قنوات رفته بود تا از عمق مادر چاه و میزان آب آن آگاهی حاصل کند. مقنی اظهار داشت : «تا کنون به آب نرسیده ایم و فکر نمی کنم در این چاه رگه آب وجود داشته باشد.» حاجی گفت :«به کار خودتان ادامه دهید و مایوس نباشید.» چند روزی از این مقدمه گذشت و مجددا حاج میرزا آقاسی به سراغ آن چاه رفت و از نتیجه حفاری استفسار کرد. مقتنی موصوف که به حسن تشخیص خود اطمینان داشت در جواب حاجی گفت : «قبلا عرض کردم که کندن چاه در این محل بی حاصل است و به آب نخواهیم رسید.»


آب از آب تکان نخوردن: حادثهای رخندادن، رخندادن جنجال و هیاهوئی که احتمال بروز آن کم و بیش مسلم بوده است.
آب از لب و لوچه کسی راهافتادن: شیفته و فریفته شدن، به نهایت طمع افتادن.
آب خوش از گلوی کسی پائین نرفتن: با سختی و مشقت بسیار گذراندن.
آب زیر پوست کسی دویدن: پس از بیماری وی لاغری اندکی چاق شدن.
آب شدن و به زمین رفتن ( انگاری آب شده رفته توی زمین ) : گمشدن و ناپدیدشدن و از میان رفتن و نابود شدن.

نوکر بادنجان به کسانی اطلاق می شود که به اقتضای زمان و مکان به سر می برند و در زندگی روزمره ی خود تابع هیچ اصل و اساس معقولی نیستند. عضو حزب باد هستند، از هر طرف که باد مساعد بوزد به همان سوی می روند و از هر سمت که بوی کباب استشمام شود به همان جهت گرایش پیدا می کنند.
خلاصه طرفدار حاکم منصوب هستند و با حاکم معزول به هیچ وجه کاری ندارند. آنان که عقیده ی ثابت و راسخ ندارند و معتقدات خویش را به هیچ مقام و منزلتی نمی فروشند اگر به آنها تکلیف کمترین انعطاف و انحراف عقیده شود بی درنگ جواب می دهند من نوکر بادنجان نیستم.
دانستن
درخت هر چه بارش بیشتر می شه، سرش پایین تر میاد !
در جهان هر عملی موجب عکس العملی ست
در باغ سبز نشان دادن
داشتیم، بچه ها خوردند !
دیوانه بازی !
دست زور، بالا !
دزدبازار
دیگ چه کنم را بار گذاشتن
دکان جلوی دکان کسی باز کردن
دست و بال کسی بسته بودن
ح
حاتم بخشی
حسنم به رو باشد، کچلیم زیر مو باشد !!
خ
خاله زنک بازی !
خر بازار
خر بیار و باقلا بار کن !

پ
پوست باز کرده
پیش بچه بذاری قهر می کنه !
ت
تنبل نرو به سایه ، سایه خودش میایه !
تا می روی بگویی خر نیستم، از گوش تا دم بارت کرده اند !
ج
چشم بترس نداشتن

آب زیر کاه به کسانی اطلاق می شود که زندگی و حشر و نشر اجتماعی خود را بر پایه مکر و عذر و حیله بنا نهند و با صورت حق به جانب ولی سیرتی نامحمود در مقام انجام مقاصد شوم خود برآیند. این گونه افراد را مکار و دغلباز نیز می گویند و ضرر خطر آنها از دشمن بیشتر است. زیرا دشمن با چهره و حربه دشمنی به میدان می آید، در حالی که این طبقه در لباس دوستی و خیرخواهی خیانت می کنند.
اکنون باید دید در این عبارت مثلی، آبی که در زیر کاه باشد چگونه ممکن است منشأ زیان و ضرر شود.
آب زیر کاه از ابتکارات قبایل و جوامعی بود که به علت ضعف و ناتوانی جز از طریق مکر و حیله یارای مبارزه و مقابله با دشمن را نداشته اند. به همین جهت برای آنکه بتوانند حریف قوی پنجه را مغلوب و منکوب نمایند، در مسیر او باتلاقی پر از آب حفر می کردند و روی آب را با کاه و کلش طوری می پوشانیدند که هیچ عابری تصور نمی کرد "آب زیر کاهی" ممکن است در آن مسیر و معبر وجود داشته باشد. باید دانست که ایجاد این گونه باتلاقهای آب زیرکاه صرفاً در حول و حوش قرا و قصبات مناطق زراعی امکان پذیر بود، تا برای عابران وجود کاه و کلش موجب توهم و سوءظن نشود و دشمن با خیال راحت و بدون دغدغه خاطر و سرمست از باده غرور و قدرت در آن گذرگاه مستور از کاه و کلش گام بر می داشت ون در درون آب زیر کاه غرقه می شد.
آب زیر کاه در قرون و اعصار قدیمه جزء حیله های جنگی بود و سپاهیان متخاصم را از این رهگذر غافلگیر و منکوب می کردند.
البته این حیله جنگی در مناطق باتلاقی و نقاطی که شالیزاری داشت - مانند گیلان و مازندران - بیشتر معمول و متداول بود تا همان طوری که گفته شد، موجب سوءظن دشمن نگردد. طریقه اش این بود که در مسیر قشون مهاجم باتلاقهای پراکنده و متعدد و کم عرض حفر می کردند و روی باتلاقها را با کاه و کلشن می پوشانیدند. بدیهی است عبور از این مناطق موجب می شد که قسمت مقدم مهاجمین یعنی پیشتازان و سوارکاران در باتلاقهای سرپوشیده فرو روند و پیشروی آنها دچار کندی شود تا برای مدافعان فرصت و امکان آمادگی و تجهیز سپاه فراهم آید. فی المثل اسپهبد فرخان بزرگ، فرزند دابویه، معاصر عبدالملک مروان، که بعد از پدر بر مسند حکومت طبرستان نشست و از گیلان تا نیشابور را در حیطه تصرف آورده بود؛ برای جلوگیری از عصیان و سرکشی دیلمی ها و سایر طاغیان و سرکشان:
«از آمل تا دیلمستان چنان به اصطلخ (گویش مازندرانی به معنی استخر) و خندق و مثل هذا استوار گردانید که جز پیاده را عبور ممکن نبودی».

ب
به دعای گربه سیاه، بارون نمیاد !
با همین پر و پاچین، می خوای بری چین و ماچین ؟
با چادر رفتن، با کفن برگشتن !
با چشم باز، از دنیا رفتن
با طناب پوسیده ی کسی در چاه ، رفتن !
هر که نقش خویشتن بیند در آب ، برزگر باران و گازر آفتاب
باد غبغب
ببین و نپرس !
باش تا صبح دولتت بدمد !









