آمار امروز :
آمار دیروز :

آمار این ماه :

آمار ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عراقی | حکایت | مثنوی |

حكایتی از فصل هفتم « عشاق نامه » اثر « عراقی »

یکی از عاشقان جمالت را

بود نجم اکابر کبری

آن معین شریعت احمد

آن قرین دل و قریب احد

بود بر چرخ انجم اخیار

آفتاب معانی اسرار

آن گره سالکان، که ره بردند

اقتباس کمال ازو کردند

بربود از مقام آزادی

دل او حسن مجد بغدادی

بربودش بتی چنان مقبول

ناگهان از مقام عالی دل

حسن زیباش خیل عشق آورد

صبر و آرام او به غارت برد

گفت: آیا بر من آریدش؟

هست جان او، بر تن آریدش

در زمان نزد شیخش آوردند

خاطر شیخ گشت رسته ز بند

زو بپرسید: تا چه دارد دوست؟

و آن چه باشد که دوست عاشق اوست؟

در دمش چون او بپرسیدند

میل شطرنج باختن دیدند


ادامه شعر را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید



[183] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 04:08 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | مثنوی | عاشقانه | عراقی |

شعری زیبا از « عشاق نامه » ی « عراقی »

از تو مهرم چو در نهاد بود

من کیم؟ تا مرا مراد بود ؟

جز مرادت مرا مرادی نیست

غیر ازین خاطری و یادی نیست

هرکه او در غم تو دل بنهاد

آرزوها به آرزوی تو داد

شوق دل‌ها ارادت تو بود

ذوق جان‌ها عبادت تو بود

تا که خاک درت پناه من است

آستان تو سجده‌گاه من است

من ز کویت بدر ندانم رفت

زانکه زین در کجا توانم رفت؟

زین سخن‌ها خلاصه دانی چیست؟

آنکه: دور از تو من ندانم زیست

گرچه داری چو من هزار هزار

ختم گشت این سخن برین گفتار



[85] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/8 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 00:37 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com