آمار امروز :
آمار دیروز :

آمار این ماه :

آمار ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : اوحدی | ادبیات فارسی | پند و اندرز | مثنوی |

ای که بر قصر کوشک سازی تو

پیه بر دنبه میگدازی تو

گر چه این قصرها طربناکست

چون به گردون نمیرسد خاکست

نردبانی چنان بساز، ای گرد

که تواند بر آسمانت برد

در رواق سپهر میباشی

چکنی نقش خانه از کاشی؟

هر کرا خانه‌ای تمام بود

دو بسازد، به عقل خام بود

خانه‌ای بس بود گروهی را

چه کشی بر سپهر کوهی را؟

روی در گفته‌ی خدای آور

حق «لا تسرفوا» بجای آور

خیمه‌ی عاریت برین سر راه

بزن و دست ظلم کن کوتاه

قصر سازی و جمع مال کنی

گردن خویش پر و بال کنی

اندرین راه پر مصیبت و درد

قصر و جمعی چنین نشاید کرد

در ادامه مطلب ، دنباله‌ی این شعر زیبا را بخوانید


[344] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/5 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 08:01 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | اوحدی | مثنوی | پند و اندرز |

جهان خالیست، من در گوشه زانم

مروت قحط شد، بی‌توشه زانم

اگر بودی چنان چون بود ازین پیش

بزرگی کو بدانستی کم از بیش

چرا بایستمی ده نامه گفتن؟

چو خامان درد دل با خامه گفتن؟

کی از ده نامه‌ای نامم برآید؟

ز هر بیهوده‌ای کامم بر آید؟

چو دریا پر گهر دارم ضمیری

ولی گوهر نمیجوید امیری

چون ماه از طبع من خود نور پاشد

نه او را مشتری باید که باشد؟

سخن را چون خریداری ندیدم

به از ترک سخن کاری ندیدم

خرد دورست ازین بیهوده گفتن

حدیث بوده و نابوده گفتن

از « منطق العشاق » اثر « اوحدی »



[343] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/07/1 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:50 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | مثنوی | اوحدی |

نامه ای از عاشق به معشوق ، از زبان « اوحدی » در « منطق العشاق »

تو ای مهجور سر گردان، کدامی؟

کسی نامت نمیداند، چه نامی؟

چه مرغی وز کجایی؟ چیست حالت؟

که در دام بلا پیچید بالت

چه مینالی ز دل با دل؟ چه کردی

ز ره چون گم شدی، منزل چه کردی؟

ز خیل کیستی؟ راهت نه اینست

از آن سو رو، که خرگاهت نه اینست

سر خود گیر، کین گردن بلندست

تو کوتاهی و سرو من بلندست

منه پای دل اندر بند خوبان

چه می‌گردی به گرد قند خوبان؟

ترا زین سرو باری برنیاید

وزین در هیچ کاری برنیاید

گرفتم خود به من پیوندی آخر

چه طرف از لعل من بربندی آخر؟

مکن با زلف پستم ترکتازی

که این هندوست، می‌رنجد به بازی

به اشک آلوده کردی آستین را

بسی زحمت کشیدی راستین را

ترا خود هفته‌ای شد عشق ساقی

هنوز از هفته‌ای شش روز باقی

طمع در لعل شیرین چون نبندی؟

که فرهادی و خیلی کوه کندی

تو پنداری ز دست غصه رستی

که نام عاشقی بر خویش بستی

به پای خود چه مییی درین دام؟

مکن زاری، بکن دندان ازین کام

مرا نا دیده عشقت بر کجا بود؟

وگر دیدی نمیدار ترا سود

در آتش نعلها بسیار دارم

به افسون تو مشکل سر درآرم

مپیچ اندر سر زلفم، که گازست

ازو بگذر، که کار او درازست

تو شب بیدار و من تا روز نایم

شب از اندوه من تا روز دایم



[82] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/5 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 00:26 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com