آمار امروز :
آمار دیروز :

آمار این ماه :

آمار ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , رباعی , خاقانی , عاشقانه ,

از عشق بهار و بلبل و جام طرب

گل جان چمن بود که آمد بر لب

لب کن چو لب چمن کنون لعل سلب

جان چمن و جان چمانه بطلب



[370] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/07/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:47 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , رباعی , خاقانی ,

می‌ساخت چو صبح لاله‌گون رنگ هوا

با توبه‌ی من داشت نمک جنگ هوا

هر لکه‌ی ابرم چو عزائم خوانی

در شیشه پری کرد ز نیرنگ هوا



[369] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/07/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:43 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , رباعی , عاشقانه , خاقانی ,

عشق تو بکشت عالم و عامی را

زلف تو برانداخت نکونامی را

چشم سیه مست تو بیرون آورد

از صومعه بایزید بسطامی را



[368] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/07/13 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:41 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : مسعود سعد , خاقانی , منوچهری , حماسی , ادبیات فارسی , حافظ ,

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Khaghani.bmp http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Manoochehri.bmp http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/MasoodSad.bmp http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Roodaki.bmp

درمعنی " فطر " در " اقرب الموارد " آمده است که عید روزه گشادن ، جشنی که مسلمانان پس از روزه ماه مبارک رمضان در روز اول شوال گیرند .

عید فطر نیز دارای آداب و مراسم ویژه ای است .در این روز مسلمانان با ظاهری آراسته و پاک در نماز عید فطر شرکت می جویند و خداوند را به خاطر نعمات این ماه مبارک ، سپاس می گویند .بازدید اقوام و آشنایان و تبریک عید وپرداخت " فطریه " به مستحقان ازدیگر نکات قابل ذکر در خصوص این رویداد عظیم اسلامی است که دارای ابعاد فردی و اجتماعی فراوان است .

با این تعاریف غیر ممکن خواهد بود که این عید فرخنده و این روز خجسته از نگاه شاعران نکته یاب مسلمان دورمانده باشد .در گنجینه ادب پارسی درباره این واقعه اشعار بسیار دل انگیزی سروده شده است که حکایت از منزلت این عید سعید دارد ، عیدی که جشن پیروزی بر نفس سرکش است .از آن جا که " فطر " پایان " صوم " است به عید فطر عید صیام نیز گفته شده است وتبریک و تهنیت این روز همچون دیگر اعیاد اسلامی مورد توجه قرار گرفته شده است :

خاقانی شروانی :

گفتم کدام عید نه اضحی بود نه فطر

بیرون از این دو عید چه عیدست دیگرش

 

رودکی سمرقندی :

روزه به پایان رسید و آمد نو عید

هر روز بر آسمانت باد امروا

 

منوچهری دامغانی :

بر آمدن عید و برون رفتن روزه

ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه

 

خواجه شمس الدین محمد حافظ :

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

کایام گل و یاسمن و عید صیام است

 

مسعود سعد سلمان :

ای خداوند عید روزه گشای

بر تو فرخنده شد چو فر همای




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : عید فطر , تبریك عید فطر , شعر عید فطر , اشعار فطر ,
[552] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 16:28 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , خاقانی , پند و اندرز ,

هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان / ایوان مدائن را آیینه‌ی عبرت دان 

  یک ره ز لب دجله منزل به مدائن کن / وز دیده دومْ دجله 1 بر خاک مدائن ران 

  خود دجله چنان گرید صد دجله‌ی خون گویی / کز گرمی خونابش آتش چکد از مژگان 

  بینی که لب دجله کف چون به دهان آرد / گوئی ز تف آهش لب آبله زد چندان 

  از آتش حسرت بین بریان جگر دجله / خود آب شنیدستی کاتش کندش بریان  

 بر دجله‌ بگری نونو ، وز دیده زکاتش ده / گرچه لب دریا هست از دجله زکات استان 2 

  گر دجله درآموزد باد لب و سوز دل / نیمی شود افسرده، نیمی شود آتش‌دان 

  تا سلسله ‌ی ایوان بگسست مدائن را / در سلسله شد دجله، چون سلسله شد پیچان 

  گه‌ گه به زبان اشک آواز ده ایوان را / تا بو که به گوش دل پاسخ شنوی ز ایوان

   دندانه‌ی هر قصری پندی دهدت نو نو / پند سر دندانه بشنو ز بن دندان  

 گوید که تو از خاکی، ما خاک توایم اکنون / گامی دو سه بر مانه و اشکی دو سه هم بفشان 

  از نوحه‌ی جغد الحق مائیم به درد سر / از دیده گلابی کن، درد سر ما بنشان 

  آری چه عجب داری کاندر چمن گیتی / جغد است پی بلبل، نوحه است پی الحان  

 ما بارگه دادیم، این رفت ستم بر ما / بر قصر ستم‌کاران تا خود چه رسد خذلان ؟  

 گوئی که نگون کرده است ایوان فلک‌ وش را /  حکم فلکِ گردان یا حکم فلَکْ گردان ؟3  

 بر دیده‌ی من خندی کاین جا ز چه می‌گرید /  گریند بر آن دیده کاین جا نشود گریان

   نی زال مدائن کم از پیرزن کوفه / نه حجره‌ی تنگ این کمتر ز تنور آن 

  دانی چه مدائن را با کوفه برابر نه / از سینه تنوری کن وز دیده طلب طوفان  

 این است همان ایوان کز نقش رخ مردم / خاک در او بودی دیوار نگارستان  

 این است همان درگه کورا ز شهان بودی / دیلم ملک بابل، هندو شه ترکستان

   این است همان صفه کز هیبت ار بردی / بر شیر فلک حمله، شیر تن شاد روان 

  پندار همان عهد است از دیده‌ی فکرت بین / در سلسله‌ی درگه، در کوکبه‌ی میدان 

  از اسب پیاده شو، بر نطع زمین رخ نه / زیر پی پیلش بین شه مات شده نعمان 

  نی نی که چو نعمان بین پیل افکن شاهان را / پیلان شب و روزش گشته به پی دوران 

  ای بس پشه پیل افکن کافکند به شه پیلی / شطرنجی تقدیرش در ماتگه حرمان 

  مست است زمین زیرا خورده است بجای می /  در کاس سر هرمز خون دل نوشروان 4 

  بس پند که بود آنگه بر تاج سرش پیدا / صد پند نواست اکنون در مغز سرش پنهان 5 

  کسری و ترنج زر، پرویز و به زرین 6  / بر باد شده یکسر، با خاک شده یکسان   

پرویز به هر بزمی زرین تره آوردی / کردی ز بساط زر زرین تره را بستان 7 

 پرویز کنون گم شد، زان گمشده کمتر گو / زرین تره کو برخوان؟ روکم ترکوا برخوان 9  

 گفتی که کجار رفتند آن تاجوران اینک / ز ایشان شکم خاک است آبستن جاویدان  

 بس دیر همی زاید آبستن خاک آری / دشوار بود زادن، نطفه ستدن آسان 

 خون دل شیرین است آن می که دهد رزبن / ز آب و گل پرویز است آن خم که نهد قان  

 چندین تن جباران کاین خاک فرو خورده است / این گرسنه چشم آخر هم سیر نشد ز ایشان 

 از خون دل طفلان سرخاب رخ آمیزد / این زال سپید ابرو وین مام سیه پستان  

   خاقانی ازین درگه دریوزه‌ی عبرت کن / تا از در تو زین پس دریوزه کند خاقان 

  امروز گر از سلطان رندی طلبد توشه / فردا ز در رندی توشه طلبد سلطان  

 گر زاده ره مکه تحقه است به هر شهری /  تو زاد مدائن بر سبحه ز گل سلمان  

 این بحر بصیرت بین بی‌شربت ازو مگذر / کز شط چنین بحری لب تشنه شدن نتوان

   اخوان که ز راه آیند آرند ره‌آوردی / این قطعه ره‌آورد است از بهر دل اخوان 

  بنگر که در این قطعه چه سحر همی راند / مهتوک مسیحا دل، دیوانه‌ی عاقل جان   

تشریحات در ادامه مطلب


[309] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/22 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 17:34 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , خاقانی , ناصر خسرو , قصیده , تعلیمی , پند و اندرز ,

  • همه پارسایى نه روزه است و زهد نه اندر فزونى نماز و دعاست

  • و زهد نه اندر فزونى نماز و دعاست و زهد نه اندر فزونى نماز و دعاست

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)


  • از نماز و روزه تو هیچ نگشاید تو را خواه كن خواهى مكن، من با تو گفتم راستى

  • خواه كن خواهى مكن، من با تو گفتم راستى خواه كن خواهى مكن، من با تو گفتم راستى

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)


  • تا نپذیرد ز توى زى خداى نیست پذیرفته صلاة و صیام

  • نیست پذیرفته صلاة و صیام نیست پذیرفته صلاة و صیام

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)


  • سوى بهشت عدن یكى نردبان كنم یك پایه از صلات و دگر پایه از صیام

  • یك پایه از صلات و دگر پایه از صیام یك پایه از صلات و دگر پایه از صیام

(ناصر خسرو ص 58)


خاقانى شاعر تعلیمى علاوه بر آن كه در شعر خود از مفردات صوم و صیام سود جسته است و صیام را از بهترین سكنات نفس دانسته است:


  • از جسم بهترین حركاتى صلاة دان وز نفس بهترین سكناتى صیام دان

  • وز نفس بهترین سكناتى صیام دان وز نفس بهترین سكناتى صیام دان

(خاقانى)



[447] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 13:34 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : خاقانی , ادبیات فارسی , پند و اندرز , قطعه ,

گفتی که سپاس کس مبر بیش

کز دهر به بخت نیک زادی

آری منم از دعای پیران

خورده بر کشت‌زار شادی

باقی شدم از هدایت عم

کاموخت مرا ملک نهادی

عم کرد مرا دعا گه نزغ

گفت افضل شرق و غرب بادی



[93] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/02/22 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 23:58 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com