آمار امروز :
آمار دیروز :

آمار این ماه :

آمار ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | داستان | حکایت | پند و اندرز |

زمانیکه مردی در حال پولیش کردن اتوموبیل جدیدش بود کودک 4 ساله اش  تکه سنگی را بداشت و  بر روی بدنه اتومبیل خطوطی را انداخت.
مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محکم پشت دست او زد بدون انکه به دلیل خشم متوجه شده باشد که با آچار پسرش را تنبیه نموده
در بیمارستان به سبب شکستگی های فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد
وقتی که پسر چشمان اندوهناک پدرش را دید از او پرسید

"پدر کی انگشتهای من در خواهند آمد"
آن مرد آنقدر مغموم بود که هچی نتوانست بگوید به سمت اتوبیل برگشت وچندین باربا لگدبه آن زد
حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشسته بود و به خطوطی که پسرش روی آن انداخته بود  نگاه می کرد . او نوشته بود " دوستت دارم پدر"
روز بعد آن مرد خودکشی کرد
خشم و عشق حد و مرزی ندارنددومی ( عشق) را انتخاب کنید تا زندکی دوست داشتنی داشته باشید و این را به یاد داشته باشیدکه اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
در حالیک امروزه از انسانها استفاده می شود و اشیاء دوست داشته می شوند.
همواره در ذهن داشته باشید که: اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
مراقب افکارتان باشید   که تبدیل به گفتارتان میشوند
مراقب گفتارتان باشید که تبدیل به رفتار تان می شود
مراقب رفتار تان باشیدکه تبدیل به عادت می شود
مراقب عادات خود باشیدشخصیت شما می شود
مراقب شخصیت خود باشیدکه سرنوشت شما می شود
خوشحالم که  دوستی این پیام را برای یاد آوری به من فرستاد
امیدوارم که روز خوبی داشته و  هر مشکلی که با آن روبرو هستید
آخرین روز آن باشد و تمام شود


http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : پند | اندرز | نصیحت | اخلاق | نكات اخلاقی | اخلاق در ادبیات | داستان اخلاقی | داستان آموزنده | داستان زیبا | عشق | خشم |
[830] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/20 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 08:50 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | طنز |

نوچه پهلوانی برای دوستان خود لاف می‏زد و می‏گفت: دیروز با یک نفر به اسم قدرت کشتی گرفتم، به محض این که دست بردم و کمرش را گرفتم...

در همین حال وسط جمعیّت چشمش به قدرت افتاد، بدون اینکه خودش را ببازد، ادامه داد:

بله به محض اینکه کمرش را چسبیدم دیدم حریفش نمی‏شوم با التماس گفتم:

«ببین پهلوان، من زن و بچه دارم، به من رحم نمی‏کنی به آنها رحم کن. یا با من کشتی نگیر یا اگر می‏گیری یواش زمین بزن که استخوان‏هایم خرد و خاکشیر نشود».



[916] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 16:56 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | طنز |

دلـــــم کانکته باهات            تـــوی نت چشـــــــاتم

 

گرچه سرعتش کمه            باز عاشــــــــق نیگاتم

 

 می نویســـــم اون بالا            آدرسشـــــو دوبــــاره

 

 آدرس ســایت لبـت             که آخرش کـــــام داره!

 

می آد جلوی چشام               این کلمــــاتِ   های لایت:

 

مشترک گرامــــــی             دسترسی به این سایت...!



[934] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 15:37 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | غزل |


آغاز من ، تو بودی و پایان من تویی
آرامش پس از شب توفان من تویی
حتی عجیب نیست، که در اوج شک و شطح
زیباترین بهانه ایمان تویی
احساس هایی از متفاوت میان ماست
آباد از توام من و ، ویران من تویی
آسان نبود گرد همه شهر گشتنم
آنک ، چه سخت یافتم :" انسان " من تویی
پیداست من به شعله تو زنده ام هنوز
در سینه من ، آتش پنهان من تویی
هر صبح ، با طلوع تو بیدار می شوم
رمز طلسم بسته چشمان من تویی
هر چند سرنوشت من و تو ، دوگانگی است
تنهای من ! نهایت عرفان من تویی




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر | غزل | سهیل | محمودی |
[901] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 11:41 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | داستان |

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت . عقاب با بقیه جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن‌ها بزرگ شد . در تمام زندگیش ، او همان کارهایی را انجام داد که مرغ ها می کردند، برای پیدا کردن کرم ها و حشرات زمین را می کند و قدقد می کرد و گاهی با دست و پا زدن بسیار ، کمی در هوا پرواز می‌کرد .
سال ها گذشت و عقاب خیلی پیر شد ....





http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : داستان | داستانك | نتیجه اخلاقی |
[828] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه داستان
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:46 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | منقبت | قصیده |

HTML clipboard

شاید الآن مناسبتی نداشته باشه ولی شعر بسیار قشنگی هست در باب كربلا ؛ تقدیم به شما :

شعله به عالم زده سوگ تو ای سر جدا
شور بپا می کند خون تو در نینوا
ماه جهان را کِشد ظلم به مسلخ کنون
قلب مرا می کند درد از این ماجرا
عشق فراموش شد حرمت قرآن شکست
بار دگر می برد بر سر(( نی)) آیه را
شرم به روی شما – شرم گریبان درید
مرگ به نیرنگتان کوفه ندارد وفا
رنگ زمین سرخ شد ، میکده آتش گرفت
سوخت زمین با زمان سوخت جهان پا به پا
عرش بنالد غمین ، مویه کند آسمان
خم شده پشت زمین از غم مولای ما
منتظرم ای خدا اذن دهی یا حسین
از غل تن خسته شد بنده ی حُرّ شما
عاشق شوریده ام عشق امام حسین
بار دگر می کشد دست مرا کربلا

شاعر:م- شوریده (سید مهدی نژادهاشمی ) 24/9/88
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر امام حسین |
[933] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 01:23 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | طنز |

دکتر به دیوانهها گفت: «فرض کنید سیبزمینی هستید که روی ماهیتابه دارد سرخ میشود.»

دیوانهها بالا و پایین پریدند، بجز یک نفر. دکتر از او پرسید: «تو چرا بالا و پایین نمیپری.»

گفت: «آخه من ته ماهیتابه چسبیدهام.»



[915] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/18 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 11:49 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | قطعه |


در خانه ی خود نشسته ام نا گاه
مرگ آید و گویدم ز جا برخیز
این جامه ی عاریت به دور افکن
وین باده جان گزا به کامت ریز



http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر | غزل | فریدون | مشیری |
[900] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/18 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 11:35 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | داستان |

در زمانهای گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد وبرای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد

بعضی از بازرگانان وندیمان ثرتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و............


http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : داستان | داستانك |
[827] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه داستان
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/18 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:45 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | حکایت |

شخصی پیراهنی را که دزدیده بود به پسر خود داد تا به بازار ببرد و بفروشد در راه‏بازار پیراهن را از پسر دزدیدند، پسر وقتی به خانه برگشت پدر از وی پرسید:

پیراهن را چند فروختی؟

پسر گفت: به آن قیمتی که شما خریده بودید.



[914] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 16:53 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | شعر نو |

دل من گرفته ازحرف یکی
بانمازدلم روآروم می کنم
توی سجده باخدای مهربون
می شینم غصه رومحکوم می کنم
می گم:الان فرصت خوب دعاست
حیفه من غصه ی چیزی بخورم
می دونم این لحظه ها مال منه
چرابایدبگم:ازهمه سیرم!
دل من گرفته ازحرف یکی
نمی دونم اون چقدرناراحته
خوش خیالم می دونم اون همیشه
باغم وغصه ی من چه راحته
ولی شایدیه جوری پشیمونه!
شایداین بار...کمی اذیت نکنه
می دونم...مقصرم خیلی بدم
نمی دونم حرفامو اون می خونه؟!
دل من گرفته ازحرف یکی
کی می دونه زندگی چه جوریه؟!
اون ندیده اشکای عذابمو
کی می دونه بندگی چه جوریه؟!
دل من گرفته ازحرف یکی
بایدامشب خداروصدا کنم
ولی(من)ازهمه دل شکسته ام!
باید امشب خودمو رها کنم!

[927] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 16:11 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : دبیرستان فرهنگ | ادبیات فارسی | غزل |

گفتم غم تو دارم گفتا ز ما چه خواهی

گفتم سبوی وصلت گفتا كه بی وفایی

گفتم ز ما چه دیدی كین قصه برسرایی

گفتا دلی رمیده از درد عشق  عاری

گفتم كه شرط دردت ما را بگو چه باشد

گفتا  دل  یتیمی   همدرد    بی نوایی

گفتم كه قوت جانم نانی جوین و آبـــست

گفتا كه غافلی جان از ســفره‌ی گدایی

گفتم ز صبح تا شب سعی است در نیایش

گفتا بهانه است این تقدیم كن بــــهایی

گفتم كه نكته ای كه از جـان و دل نیوشم

گفتا كه ورد حافظ قرآن صبحگاهــــی

گفتم كه چون سر آمد تقدیر این غزل شعر

بگزار در ره «دوست» تقدیر جان فزایی

شعر دانش آموز پیش دانشگاهی"آرش امیر كیان" متخلص به « دوست » كه یك نسخه از آن برای جشنواره ادبی فرستاده شده است . ( 5 شعر دیگر از این دانش آموز نیز منتشر خواهد شد . )


[926] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 15:05 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | شعر نو |


تا اطلاع ثانوی

خبری از خود ندارم

زیرا مشت هایم را باز کردم

ترانه های محبت پرواز کردند

در آسمان  ابری و طوفان زده

وحالا من در لاک خود هستم

ودر انتظار روز جادویی

مثل فیلم های باور نکردنی

من مقصر نیستم





http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر | نیمایی | عاشقانه |
[899] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 13:00 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | سؤال از شما |

آیا می دانید معادل فارسی واژه " كاریكلماتور " چیست؟

( اگر بیننده شبكه چهار باشید باید پاسخ را بدانید ! )


[911] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:42 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | حکایت |

یک روز امام علی علیه  السلام از کنار یک یهودی گذشتند و آن یهودی با اسبش [بدون اینکه اسبش وارد آب شود یا خیس شود] از روی رود عبور می کرد، پس در همان لحظه امام علی علیه السلام را صدا  زد و عرض کرد: ای آقا! اگر این چیزی که نزد من است نزد شما بود چه کار می کردید؟

امام علی علیه السلام در جوابش فرمودند: در جایت بایست !...


http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : داستان | كرامت حضرت علی | داستانك | داستان ائمه |
[826] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه داستان
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 08:23 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | مولوی | غزل | عارفانه |

دلا نزد ِ کسی بنشین که او از دل خبر دارد

به زیر ِ آن درختی رو که گل های تر دارد

در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکارا ن

به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

ترازو گر نداری پس تو را زو  ره  زند هر کس

یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد

تو را بر در نشاند او به طراری که می آیم

تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد

به هر دیگی که می جوشد میاور کاسه و منشین

که هر دیگی که می جوشد درون چیزی دگر دارد

نه هر کلکی شکر دارد ؛ نه هر زیری زبر دارد

نه هر چشمی نظر د ارد ؛ نه هر بحری گهر دارد

بنال ای بلبل مستان ؛ ازیرا ناله ی مستان

میان صخره و خارا اثر دارد ؛ اثر دارد

بنه سر گر نمی گنجی ؛ که اندر چشمه ی سوزن

اگر رشته نمی گنجد، از آن با شد که سر دارد

چراغ است این دل ِ بیدار؛ به زیر ِ دامنش میدار

ازین باد و هوا بگذر، هوایش شور و شر دارد




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : عرفان | غزل عارفانه | عرفان مولوی | دیوان شمس |
[924] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:45 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | حکایت | طنز |

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/8%5B1%5D.gif

مردی به مطب پزشکی رفت و گفت:

آقای دکتر، مدتی است که به بیماری فراموشی دچار شده‏ام، چه کار باید بکنم.

دکتر: اولین کار این است که تا فراموش نکردی حق ویزیت مرا بپردازی.




[913] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 16:49 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | شعر نو |

http://i35.tinypic.com/jsg7lx.jpg می خواستم

 

شعری برای جنگ بگویم

شعری برای شهر خودم- دزفول-

دیدم که لفظ ناخوش موشک را

باید به کار برد

اما

موشک

زیبایی کلام مرا می کاست

گفتم که بیت ناقص شعرم

از خانه های شهر که بهتر نیست

بگذار شعر من هم

چون خانه های خاکی مردم

خرد و خراب باشد و خون آلود

باید که شعر خاکی و خونین گفت

باید که شعر خشم بگویم

شعر فصیح فریاد

-هر چند ناتمام-




مرحوم قیصر امین پور





http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر قیصر امین پور | قیصر امین پور | اشعار قیصر امین پور |
[886] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 16:05 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | طنز | مثنوی |

جاتون خالی یه جایی مهمون بودیم

پـای بسـاط تلـویـزیـون بـودیـم

برنامه شون سازی و آوازی بـود

اما سازش قایم باشك بازی بود

بچّه ی صابخونه كه فیلمو می دید

رو به باباش كرد و با خنده پرسید

اون دو نفر كه پشت اون گلدونن

شونه شونو هِی چرا می جنبونن

باباش بهش گف پسرم گیر نده

خنده زیادیش پیـش مهـمـون بده

اون دو تا اونجا گِل لگد می كنن

اونـا دارن كـارای بـد می كـنـن

آلت موسیقی میگن حرومه

اگه نـیـگا كـنـی كـارت تـمـومـه

هر كی چشش ساز ببینه لوچ میشه

مخش یهو سوت میكشه پوچ می شه

اونایی كه صاحب تلویزیونن

خیر و صلاحِ همه رو می دونـن

میگن نوازندگی عـلاّفیـه

آقـای خوانـنـده خـودش كـافـیـه

این صدای سازه كه خیلی خوبه

خودش یه تیكه پوست و سیم و چوبه

همین ناقاره كه صداش عالیه

نـیگـاش كنـی یـه طـبـل تـو خالـیـه

اینم بگم اصل قضیه چوب نیست

آلت موسیقی یه خورده خوب نیست

میگن زن و بچه میاد رد میشه

اگه نشون بدیم یه وخ بـد می شه

اینارو كه میگم یك از هزاره

كـلـی پـیـامــدای دیــگـه داره

بچه هه گف بابا یه خورده صب كن

كنـتـرلـو بـگیـر جـلو عـقب كـن

تلویزیون پاك شده پشم و شیشه

ما بچه ها تكلیفمون چی می شه ؟

شبانه روز دارن كانال می زنن

می شینن اونجا ضد حال می زنن

برنامه ها تكرارین همیشه

آخـه بابا اینجوری كـه نـمـیـشـه

بودجه كه تصویب میشه میلیاردیه

فیلما چیه ؟ فـقـط لـورل هـاردیه

« بقیه این شعر طنز در ادامه مطلب »



http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر طنز | شعر طنز سیاسی | شعر سیاسی | طنزهای سیاسی |
[887] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه شعر طنز ( اینجا )
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 15:58 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | شعر نو |


دخترک های نقاشی من

پشت دار قالی

می بافند فرشی با بوته جقه های زیبا

همراه با شعر با صدای آرام برای دل خویش ،

نخ ها به رقص در می آیند

 مردان تاجر دست مزد کم می دهند 

شعرها غمناک می شوند

آن چنان روزها می آیند و می روند

دختران دیروز هیچ وقت عاشق نشدند

پیر وفرسوده شدند

صورتشان چروکیده

به مانند دامن چین چین

آفتاب طلوع کرده

ومن در عجبم چرا

این چنین است





http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر | نیمایی |
[898] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 12:00 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | طنز |

استاد :  

فیلسوفان ٬ معرفت را «باور صادق موجه» تعریف میکنند . افلاطون گفت و گوی سقراط و تئوتتوس را درباره معرفت چنین نقل میکند  

 

شاگرد : استاد ٬ اجازه هست ! میخوام برم دستشویی http://www.adabiiat.com/public/public/rte/images_new/smiles/4.gif




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : ادبیات | داستان طنز |
[814] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 11:49 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | حکایت | داستان | طنز |

http://img.tebyan.net/big/1388/12/691738269497149147101109432435624219324.jpg

هارون الرّشید طبیب مخصوصی از یونان به دربارش آورده بود، که بسیار مورد تکریم و احترام بود.

روزی بهلول بر وی وارد شد، پس از سلام و احوال‏پرسی از طبیب سوال نمود:

شغل شما چیست؟

طبیب از باب تمسخر بهلول گفت: شغل من زنده کردن مرده‏هاست.

بهلول در جواب گفت: ای طبیب تو زنده‏ها را نکش، مرده زنده کردنت پیش کش!




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : طنز بهلول | طنزهای بهلول | حكایت های بهلول |

مطالب مرتبط : منبع

[912] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:40 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | منقبت |

http://img.tebyan.net/big/1388/09/11913222577342353874249761281481701511174.jpg

مهربان ، آمدی و رازِ خدا را گفتی

کلمات پّرِ اعجاز خدا را گفتی

عطر خوشبوی محبت به حجاز آوردی

آدمی را به سجود و به نماز آوردی




[910] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 03:21 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | منقبت |

http://img.tebyan.net/big/1388/10/254164214341402102124214717619717109109174117.jpg
هرکس دید تو را عاشقِ گفتارت شد

" چشم بیمار تو را " دید و گرفتارت شد !

بر لبت زمزمه ی روشنِ آگاهی بود

دل تو سبز ترین شعرِ هو الًهی بود

آسمان محو تماشای نگاهت می شد

ماه دلباخته ی رویِ چو ماهت می شد



[909] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 01:35 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | منقبت |

http://img.tebyan.net/big/1388/11/174123105616225021412112320813513914723292241.jpg

آمد آن مردِ امینی که خدا یارش بود

و صداقت همه جا تشنه ی دیدارش بود

آمد و غنچه ی امید شکوفاتر شد

ذهن آئینه پر از بال و پرِ باور شد



[908] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 23:35 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | منقبت |

http://img.tebyan.net/big/1388/11/174123105616225021412112320813513914723292241.jpg

عشق تا شِکوه ز تاریکی این دنیا کرد

دستِ حق پنجره ی رحمتِ خود را وا کرد

ناگهان قافله سالارِ سر آمد ، آمد

عشق یکباره چنین گفت : محمد ( ص ) آمد





http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر ولادت حضرت محمد | شعر میلاد حضرت محمد |
[907] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 23:34 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | قصیده |

این پیاده می‌شود، آن وزیر می‌شود
صفحه چیده می‌شود، دار و گیر می‌شود
این یكی فدای شاه‌، آن یكی فدای رُخ‌
در پیادگان چه زود مرگ و میر می‌شود
فیل كج‌روی كند، این سرشت فیلهاست‌
كج‌روی در این مقام دلپذیر می‌شود 

اسپ خیز می‌زند، جست‌وخیز كار اوست‌
جست‌وخیز اگر نكرد، دستگیر می‌شود
آن پیادة ضعیف راست راست می‌رود
كج اگر كه می‌خورَد، ناگزیر می‌شود
هركه ناگزیر شد، نان كج بر او حلال‌
این پیاده قانع است‌، زود سیر می‌شود
آن وزیر می‌كُشد، آن وزیر می‌خورد
خورد و برد او چه زود چشمگیر می‌شود
ناگهان كنار شاه خانه‌بند می‌شود
زیر پای فیل‌، پهن‌، چون خمیر می‌شود
آن پیادة ضعیف عاقبت رسیده است‌

هرچه خواست می‌شود، گرچه دیر می‌شود
این پیاده‌، آن وزیر... انتهای بازی است‌
این وزیر می‌شود، آن به‌زیر می‌شود




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر شطرنج |
[885] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 21:02 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | طنز | قصیده |

گویندخری بُرد شکایت به سلیمان
زان آدمیان خوانده ورا احمق ونادان
گفتا که مگر من چه زیانی برساندم
برزندگی ومنفعت وسود یک انسان
گرلقمه کاهی وکمی جو بدهندم
بارش ببرم یا که سواری دهم آسان
انجام دهم جمله آن شرح وظایف
گردیده مقرربمیان خر وانسان
گرازبشری سربزند فعل حماقت
نسبت بدهند برمن وگویند خراست آن
من کی بکنم آن عمل زشت بعمرم
روحم نشده باخبراز اینهمه خذلان
برخی زعملها عَرَق شرم ببخشند
برصورت وپیشانی ما جمله الاغان
من ضامن نادانی این عده نباشم
هرگزنکشم بارحماقت ز یک انسان
ما جمله خران عهد بکردیم به تاکید
سُم هم بزدیم پای همان برگه پیمان
تحویل نگیریم دگر بارحماقت
ازصاحب خود یا زدگر مردم نادان
ای (مهر) شنیدی توسخنهای خران را
آگاه بشو تا  نکشی  منت  آنان
***
« شعر طنز »




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر طنز | انواع شعر طنز | سرگرمی و طنز | اشعار طنز | شعر خنده دار | ادبیات طنز | شعرهای طنز در ادبیات |
[884] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 20:59 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : دانلود كتاب | شیخ بهایی | ادبیات فارسی |

http://adabiiat.persiangig.com/A/bahaei.gif

منظومه های نون و پنیر - نون و حلوا - شیر و شکر - کشکول و رباعیات شیخ بهایی


بهاءالدین محمد بن‏ حسین عاملی معروف به شیخ بهائی (۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی، بعلبک تا ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی، اصفهان) دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان ، فقه ، مهندسی و هنر بر جای مانده است. به پاس خدمات وی به علم ستاره‌شناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال نجوم و شیخ بهایی نامگذاری کرد.






http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : دانلود كتاب | دانلود اثر ادبی |
[875] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:56 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی |

یک نکته یک نگاه

چه نعمتی است نادانی برای بالهای پرنده.دانستن حجم قفس را به رخ بال پرنده می کشد.آّه چه می شد اگر نمی دانستم !همین معنی را بیدل دهلوی پیچیده در حله ای از

فلسفه و دانایی عرضه می کند. خوشا به حال آنها که نمی دانند وبالهایشان با قفس

فالوده می خورد:

زین پیش که دل قابل فرهنگ نبود

از پیچ وخم تعلقم ننگ نبود

آگاهی ام از هردو جهان وحشت داد

تا بال نداشتم قفس تنگ نبود!

حسن حسینی(مسیحا)



[882] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 15:56 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com