امكانات
http://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/nl.gif http://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/G.gifhttp://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/fal.gif
http://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/atom.gifhttp://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/Rss.gifhttp://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/yahoo.gif

اندازه قلم :
افزایش | كاهش

اسلاید دبیران

تصویر قبلی

 تصویر بعدی

اشعار شاعران
در این قسمت بر اساس علاقه‌ی خود نام شاعری را انتخاب كنید تا به اشعار شاعر مورد نظر دسترسی پیدا كنید .
 

اخبار سایت
در حال تكمیل ...
برندگان مسابقات

آقای مهرزاد ( 10 امتیاز )
آقا مهدی ( 10 امیتاز )
آقای شاه بیك ( 5 امتیاز )
ستاره خانم ( 5 امتیاز )
* هر پاسخ درست = 5 امتیاز
* حد نصاب جایزه = 30 امتیاز
گزارش سایت
الف) شناسنامه
تأسیس : 1فروردین 1388
هدف تأسیس : گسترش رونق ادبیات در فضای مجازی
سال 88 : سال آغاز
سال 89 : سال شكوفایی
بازتاب های بیرونی :
بیا تو بندر ، آفتابگردون
حامی مالی : دبیرستان نمونه فرهنگ
ب) آمار و ارقام
تعداد دامین : 1 عدد
Adabiiat.com
تعداد نویسنده : 2 نفر
سبحان عباس پور
پوریا سرهنگ پور
دفعات تعویض قالب : 5 بار
اردیبهشت ، مرداد ، مهر ، آذر و اسفند 88
تعداد تبلیغات پذیرش شده :
2 عدد
mihanpatogh.com
gorganet.org

مورد دان شدن سایت :
1 مرتبه / آبان 88
مورد هك شدن دامین :
1 مرتبه / بهمن 88
تعداد نظرسنجی ها سایت : 12 عدد
پ ) بازدیدها
امروز:
دیروز :

این ماه :

ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , بحث و هم اندیشی , مقالات ,

در این مطلب به بررسی یكی از اشتباهات كاربردی روزمرّه می‌پردازیم . در یكی از نوشتارهای پیشین درباره‌ی « جمع مكسّر واژه های جمع سالم عربی » به بحث نشستیم .

اكنون به بررسی لفظ « دوقلو ، سه قلو ، چهارقلو و ... » می پردازیم و دلیل اشتباه ساختاری این عبارت را روشن می‌كنیم :

نكته ی اوّل !

باید بدانیم كه تركیب این عبارت به صورت زیر است :

1- دوق 2- لو

1- واژه ی « دوقلو » كه ما در فارسی به كار می بریم از لحاظ ریشه واژه ای « تركی » است كه صحیح آن در تركی ، نگارش « دوغلو » است . در زبان تركی به عدد « 2 » ( دو ) ، « دوغ » (dogh) گفته می شود . بر اثر ورود این لفظ به زبان فارس‍ی گویا پیشینیان پنداشتند كه « دوقلو » تركیبی است از :

1- دو 2- قلو

لذا برای آن صفات عددی پیشین دیگری ( همچون سه ، چهار و ... ) آورده اند . در صورتی كه این آمیزش كاملا اشتباه است .

ما در گستره ی زبانی این اجازه را نداریم كه واژه ای با ساختار بیگانه استعمال كنیم و به تحریف آن مطابق با ساخت های خود بپردازیم .

لذا به كار بردن « سه قلو ، چهار قلو و ... » صحیح نمی باشد .

به نظر شما چه واژه هایی می توان جایگزین « سه قلو و چهار قلو » كرد؟

 


[63] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/02/18 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:46 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , بحث و هم اندیشی , غلط های رایج ,

سلام به فرهیختگان عزیز و دوستان همیشگی سایت زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com

به نظر شما به كار بردن واژه هایی چون « اخلاقیات » ، « اندر احوالات دوستان » ، « فتوحات ناپلئون » ، « شئونات اسلامی » « امورات » ، « وجوهات شرعی » و ... درسته ؟



[47] پست شده توسط « سبحان » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/01/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 05:31 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , بحث و هم اندیشی , پاسخ به سؤالات ,

با سلام خدمت دوستان عزیز و آرزوی لحظات شاد و دل‌پذیر زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com
پرسشی از سوی یكی از بازدیدكنندگان محترم درباره‌ی اصالت واژه‌ی «رودربایستی» ارسال شد كه با توجّه به تحقیقاتی كه انجام داده ایم به توضیحاتی در این‌باره می پردازیم .

پرسش دوست عزیزمون :

زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com

پاسخ :

برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید واژه‌ی « رودربایستی » را از لحاظ ساخت بررسی كنیم ؛

این واژه از چهار جزء تشكیل شده : رو + در + بایست + ی

1- رو : این واژه ، دارای معنای مستقل می باشد به این معنا كه به تنهایی معنا دار است و بدون نیاز به وند یا علامت خاصّی ، می توانیم آن‌را به تنهایی به كار ببریم . این واژه به معنای « رخ ، صورت و ... »1 می‌باشد .
2- در : واژه‌ی «در» در اینجا ، تكواژ آزاد دستوری نیست بلكه به معنای درب منزل ، اتاق و ... می باشد.
3- بایست : بن ماضی از مصدر « بایستن » به معنای « لازم بودن ، ضروری بودن »2
4- ی : علامت ماضی استمراری است امّا بر پایه‌ی دستور تاریخی ، كه هنگامی كه همراه با «بایست» می‌آید ، فعل « بایستی » را تشكیل می دهد . همان‌طور كه گفته شد ، « بایستی » فعل ماضی استمراری است به معنای امروزی « می بایست ( = می باید ، باید ) » .

نتیجه گیری :

نتیجه ای كه از چهار جزء نام برده می توانیم حاصل كنیم این است كه واژه‌ی «رودربایستی» واژه‌ای فارسی است . كه از لحاظ دستوری نیز مطابق با قواعد زبان فارسی است امّا دلیل محكم تر برای فارسی بودن این واژه ، اصالت اجزای این واژه است .

وجه تسمیه‌ی این اصطلاح هم به اعتقاد نویسنده می تواند آن باشد كه همان‌گونه كه امروزه برای اظهار سخنی شرم آور به اصطلاح می گوییم «رویم به دیوار!» ، رودربایستی هم به این معناست كه «می‌بایست روی به درب نهاد » تا كلامی شرم آور و خجالت آور را بیان كنیم .3



----------------------------------------------------------------------------------
توضیحات :
1- منبع : لغت نامه‌ی معین
2- منبع : لغت نامه‌ی دهخدا
3- بند پایانی ، عقیده‌ی نگارنده است و متأسفانه منبعی برای وجه تسمیه‌‌ی واژه‌ی مورد نظر یافت نشد .



[25] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/01/10 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 00:41 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , ادبیات فارسی , بحث و هم اندیشی , مقالات , تاریخ ادبیات ,

سلام خدمت دوستان عزیز سایت ادبیات ، این روز ها زمزمه هایی است مبنی بر این‌كه برخی از افراد می كوشند تا با مراقبت از گفتار خود تا جایی كه ممكن است از واژه های عربی پرهیز كنند و از فارسی ناب و خالص استفاده كنند . در این باره مصاحبه‌ی مختصری با دكتر آریا ادیب انجام شده كه توجّه شما را بدان جلب می كنیم .

*در حال حاضر دکتر میرجلال الدین کزازى را مى توان نمونه آورد که حتّی در گفت و گوی روزمره می کوشد از فارسى ناب در صحبتش استفاده کند. نظرتان درباره این کوشش ها چیست؟

*
اجازه دهید نخست تکلیفمان را با زبان فارسى ناب یا
فارسى سره روشن کنیم. منظور ما از فارسى ناب چیست؟ اگر منظور ما این است که واژه هایى را به کار ببریم که فقط فارسى باشند یا ریشه شان فارسى باشد، نخست باید پرسید فارسی بودن این واژه ها را از کجا باید مشخص کنیم؟  اگر به دوره ی باستان برگردیم، آیا فقط واژه هاى فارسى باستان را باید  انتخاب کنیم یا آن که واژه هاى زبان هاى اوستایى و چند واژه ی مادى و سکایى باستان هم قبول است؟ سپس در دوره ی میانه، آیا واژه هاى پارتى میانه و خوارزمى میانه و بلخى میانه و سکایى میانه حق ورود دارند یا نه؟ مثلا واژه ی «نقره» که سغدى است، مى تواند در فارسى سره به کار رود یا نه؟ «اژدها» که احتمالن پارتى است، چه طور؟ حالا فرض کنید بگوییم واژه هاى زبان هاى ایرانى اشکال ندارند. خب، تکلیف واژه هایی که از زبان هاى گوناگون به این زبان ها راه یافته اند چه مى شود؟ مثلن واژه ی «نماز» که مى گوییم فارسى است، در اصل از سنسکریت وارد فارسى شده است. این ها را چه کار کنیم؟ یا «کنکاش» که از مغولى آمده یا «لگن» که از یونانى آمده است. این ها را چه کار کنیم؟ در پایان مى بینیم این عزیزان با این واژه ها مشکلی ندارند و مشکلشان تنها  واژه هاى عربى است. حالا مسأله پیچیده تر مى شود، زیرا باید معلوم کنیم مشکلمان با کدام عرب است. آرامیان و اکدیان هم از نژاد سامى بوده اند، یعنى به نوعى در طول تاریخ از همین نژاد عرب بوده اند. خب، ما خط میخى کتیبه هاى فارسى باستان را از همین خط میخى اکدیان اقتباس کرده ایم. در دوره ی میانه هم همه ی خطوط به کار رفته در ایران به جز خط بلخى و خط سکایى میانه ی جنوبى، از خط آرامى اقتباس شده که همین آرامیان در طول تاریخ با عرب ها از یک نژاد بوده اند. خطى که براى نگارش بلخى میانه به کار مى رفته از خط یونانى اقتباس شده و خط سکایى میانه هم احتمالن از خط سنسکریت گرفته شده است.
خب حالا فرض کنید این عرب ها و زبان و خطشان هم مورد نظر ما نباشد و فقط به لحاظ احساسى خودمان را تنها درگیر آن واژه هاى عربى کنیم که پس از دوره ی ساسانیان وارد زبان فارسى شده اند. خب این واژه ها کدام اند؟ آیا شامل «اقیانوس» ، «اطلس» ، «قلم» ، «صراط»، «اصطرلاب» ، «فلسفه» و صدها واژه ی دیگر از این قبیل هم مى شوند که اصلشان عربى نیست و معرب شده اند؟
حالا فرض کنید ما پس از شناسایى دقیق واژه هاى عربى و حذف آن ها از زبان خود، زبان فارسى عجیبى را به کار ببریم که بقیه فکر کنند مثلا داریم پشتو صحبت مى کنیم. این کار چه موفقیتى به همراه خواهد داشت؟ دست کم این است که یکى از شاگردانم پس از این همه سال سخن گفتن من به این فارسى ناب، از من تقلید کند و تحت تأثیر دانش فراوان و تعصب زیادم به فرهنگ سترگ این مرز و بوم، مانند من صحبت کند یا بکوشد  ادای مرا درآورد. خب وقتى من نتوانسته ام درهمه ی این سال ها حتا یک نفر را ترغیب کنم که از چنین زبان عجیبى استفاده کند، باید متوجه بشوم که چنین کارى نتیجه اى ندارد. البته یک نتیجه دارد و آن این که مردم دیگز مرا  جدى نمى گیرند. مسلمن وقتى کسى از فارسى اى استفاده کند که بیش تر به زبان مثلن شاهنامه شباهت داشته باشد، آدم دوست دارد بنشیند و از این نقّالى لذت ببرد.
حالا بیایید وارونه ی این را ببینیم. نگاه کنید آن عربى که مى داند دستور زبانش را سیبویه ی ایرانى نوشته و عروض پرافتخارش را خلیل بن احمد ایرانى تدوین کرده و اولین فرهنگ لغتش را همین ایرانى برایش درست کرده است، چه قدر از دست ما حرص مى خورد.
به هر حال ما باید یک واقعیت را همواره در نظر داشته باشیم و آن این که دوره ی سلم و تور و ایرج گذشته است. ما امروز در یک دهکده ی جهانى زندگى مى کنیم و نگرش قبیله اى، با آن چه که دور و بر ماست کمى بیگانه است.



[23] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/01/8 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 16:42 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com