تبلیغات
بزرگ‌تر‌ین پایگاه ادبی - مطالب مقالات
 
امكانات
دانلود , دانلود فیلم , دانلود فیلم تبلیغاتی , دانلود كلیپ احمدی نژاد , كلیپ موسوی , بزرگترین سایت دانلود
							, دانلود برتر , فیلم و كلیپ داغ , كلیپ ادبی , مطالب داغ ادبی , عضویت در خبرنامه , عضویت در بزرگترین سایت ,
							www.Adabiiat.com , سبحان عباسپور , سبحان عباس پور جست و جو در سایت , كد جستجو , كد جست و جو , لینك جستجو , لینك مستقیم , لینك غیر مستقیم , لینك فیلم ,
							كد فید , كد فید برنر , جست و جو در مطالب سایت , موتور جست و جو , بزرگترین موتور جست و جو ,
							www.Adabiiat.com , سبحان عباس پور , سبحان عباسپور , معرفی به 150 موتور جست و جو , ثبت آدرس در موتور جستجو فال , فال حافظ , تفأل , تفأل زدن , تفأل به حافظ , تفأل اینترنتی , فال امروز , فال روز , تاریخ فال گیری , رمل , رمالی , جادو , سحر , سبحان عباس پور , www.Adabiiat.com
سبحان عباسپور , سبحان عباس پور , www.Adabiiat.com , اتم , بمب اتم , انرژی هسته ای , Iran Nuclear Program , 
							بمب اتم , ساخت بمب اتم , ساخت بمب دستی , اتم مطالب سایت , مطالب اتمی , مقالات هسته ای 	RSS , Feed RSS , Post Feed , Posts Feed , Post Feeds , Blog Feed , Site Feed , Sobhan Abbaspour , www.Adabiiat.com , Feed Burner , Farsi Feed , Feed reader , Feed Reader Code , Google Reader Subscription , Adabiiat.com Feed , آر اس اس , آر اس اس مطالب سایت , نمایش آر اس اس , كد نمایش آر اس اس , كد فید خوان مطالب ارسال به یاهو , ارسال به یاهو مسنجر و و , ارسال مطالب داغ , مطالب داغ اینترنت , گلچین مطالب داغ , یاهو مسنجر , دانلود یاهو مسنجر , ورژن جدید یاهو , چت‌ آنلاین , چت روم فارسی , بزرگترین چت روم فارسی , ارسال مطالب داغ ادبیات , www.Adabiiat.com , مطالب داغ سبحان عباس پور

اندازه قلم :
افزایش | كاهش

اسلاید دبیران

تصویر قبلی |

 تصویر بعدی

اشعار شاعران
در این قسمت بر اساس علاقه‌ی خود نام شاعری را انتخاب كنید تا به اشعار شاعر مورد نظر دسترسی پیدا كنید .
 

برندگان مسابقات
جایزه , مسابقه , مسابقه ادبی , مسابقه وبلاگنویسی , شركت در مسابقه , هر ایرانی یك ستاد , هر ایرانی یك جایزه , جوایز ارزنده , جوایز داغ ,  جوایز ارزشمند , جوایز نفیس , شركت در مسابقه , بزرگترین مسابقه , به روز ترین , بهترین , بزرگترین , ترین ها , مسابقات , مسابقه اینترنتی , مسابقه آنلاین , مسابقه سایت , دریافت آنلاین
آقای مهرزاد ( 15 امتیاز )
آقا مهدی ( 10 امیتاز )
آقای شاه بیك ( 10 امتیاز )
ستاره خانم ( 5 امتیاز )
آقای نوری ( 5 امتیاز )
آقای رضایی  ( 5 امتیاز )
آقا پویان  ( 10 امتیاز )
آقای بایگان  ( 5 امتیاز )
(به روزشده : 23 فروردین)
* هر پاسخ درست = 5 امتیاز
* حد نصاب جایزه = 30 امتیاز
گزارش سایت
الف) شناسنامه
تأسیس : 1فروردین 1388
هدف تأسیس : گسترش رونق ادبیات در فضای مجازی
سال 88 : سال آغاز
سال 89 : سال شكوفایی
بازتاب های بیرونی :
بیا تو بندر ، آفتابگردون
حامی مالی : دبیرستان نمونه فرهنگ
ب) آمار و ارقام
تعداد دامین : 1 عدد
Adabiiat.com
تعداد نویسنده : 2 نفر
سبحان عباس پور
پوریا سرهنگ پور
دفعات تعویض قالب : 5 بار
اردیبهشت ، مرداد ، مهر ، آذر و اسفند 88
تعداد تبلیغات پذیرش شده :
2 عدد
mihanpatogh.com
gorganet.org

مورد دان شدن سایت :
1 مرتبه / آبان 88
مورد هك شدن دامین :
1 مرتبه / بهمن 88
تعداد نظرسنجی ها سایت : 12 عدد
پ ) بازدیدها
امروز:
دیروز :

این ماه :

ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , شهریار , تاریخ ادبیات ,

زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com
بخش قابل توجهی از سروده‌های شهریار، مربوط به آن دسته اشعاری است كه در آنها، عواطف میهنی و دلدادگی شاعر به ساحت مام میهن متجلی شده است. وطن شاعر (= ایران) در شعر او از جایگاه والایی برخوردار است و اگر چه گستره‌ی ارادت سلطان غزل معاصر به آستانه این وطن به سالیان دوره حاكمیت هخامنشیان باز می‌گردد، منتها به خوبی پیداست كه علاقه و شیفتگی شهریار به ایرانِ پس از اسلام، بسیار مشعوفانه می‌باشد. به عبارتی گاهی گذشته‌های بسیار دور توجه شاعر را به خویش فرا می‌خواند و او را مفتون عظمت و شكوه دوران باستان می‌سازد، لیكن با یادآوری اینكه ایران با آغوش باز و سویدای دل، دین اسلام را پذیرفت، بر ایرانی و مسلمان بودن خویش می‌بالد و نیش دوری از آن عظمت ظاهری را با مشاهده نوش صبغه‌اسلامی ایران فراموش می‌كند.

یك نكته بسیار مهم پیرامون اشعار میهنی شهریار، توجه او به اسلامیت ایران است. به جرأت می‌توان گفت وطن در اندیشه شهریار و در وادی شعرهای او، رنگ و بوی كاملاً شیعی دارد. در نظام فكری و ادبی شهریار، مذهبِ ایرانی (= اسلام) و ایرانِ مذهبی (=ام‌القرای اسلام) از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. پر واضح است كه قالب قصیده و مثنوی بیش از ظرف غزل،مجال انعكاس چنین ایده‌های اجتماعی را دارند. در شعر شهریار هم، اگر غزل بیش از همه، در خدمت اشعار عاشقانه و گاهی عارفانه او قرار گرفته، این قصیده‌ها و مثنوی‌های اوست كه منعكس كننده دیدگاه‌های اجتماعی و گاهی سیاسی او شده‌‌اند.

شهریار در پاسخ به دعوت یكی از دوستانش كه او را برای اقامت در اروپا دعوت می‌كند، ضمن رد دعوت ، زبان به نصیحت گشوده، می‌گوید:

جان من باز آ به جای خود كه جانان پیش ماست

مدعی آرایش تن می‌كند، جان پیش ماست

با چراغ علم راه بت پرستان می‌روند

كعبه چشم‌انداز ما و راه ایمان پیش ماست

آفتاب حكمت از مشرق به مغرب می‌رود

چشمه ‌زاینده اشراق و عرفان پیش ماست

                                                                  ( دیوان شهریار ـ ج 1 ـ ص 293)

شاعر شیرین سرای معاصر، در یكی دیگر از قصاید خود با عنوان «اتمام حجت»، ضمن یادآوری لزوم حفظ وحدت ملی ایران، خاطر نشان می‌سازد كه جاودانگی كشور، در طول سده‌های پیشین مدیون حفظ معنویت و اتحاد بوده است:

دستی به اتحاد برآرید و عدل و داد

با دست اتحاد توان دادِ عدل داد

ایران به معنویت جاوید زنده بود

این زنده مرده است كه آن مرده زنده باد

                                (دیوان ـ ج 2 ـ ص 981)

وی در جایی دیگر با تأكید بر تلاش جوانان و لزوم «غریدن» آنها، آبادی و عمران وطن را در گرو ایجاد «یك جنبش اساسی» در این كشور می‌داند:

پیام من به گردان و دلیران

جوانان و جوانمردان ایران

ادامه مطلب را بخوانید ...


ادامه مطلب
[67] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/02/24 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 00:01 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات ,

تعریف شعر از مقوله‌هایی است كه پیوسته دغدغة شاعران و حتی برخی

نویسندگان بوده است.

غالب نظریه‌پردازان شعر را قابل تعریف نمی‌دانند. دلیل غالب آنان تكیه بر

ابعاد ناشناختة ظهور و تولد این نوع سحرانگیز كلامی است. در برخی تعریف‌

هایی كه ارائه شده است، معمولاً به ب‍ُعدی از ابعاد وجودی شعر توجه شده

است: «شعر نوعی اجرا به وسیلة كلمات است.»


«شعر پل معل‍ّق میان تاریخ و حقیقت ،راهی به سوی این یا آن نیست ،شعر

دیدن آرامش در جنبش است.»


شعر عبارتست از «مقدار زیادی شادی، رنج و سرگشتگی ، به اضافة مقدار

كمی لفظ و لغت.»


یا «خون چو می‌جوشد ، منش از شعر ، رنگی می‌دهم.»




بقیه در ادامه مطلب . . .

ادامه مطلب
[64] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/02/19 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 08:58 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , بحث و هم اندیشی , مقالات ,

در این مطلب به بررسی یكی از اشتباهات كاربردی روزمرّه می‌پردازیم . در یكی از نوشتارهای پیشین درباره‌ی « جمع مكسّر واژه های جمع سالم عربی » به بحث نشستیم .

اكنون به بررسی لفظ « دوقلو ، سه قلو ، چهارقلو و ... » می پردازیم و دلیل اشتباه ساختاری این عبارت را روشن می‌كنیم :

نكته ی اوّل !

باید بدانیم كه تركیب این عبارت به صورت زیر است :

1- دوق 2- لو

1- واژه ی « دوقلو » كه ما در فارسی به كار می بریم از لحاظ ریشه واژه ای « تركی » است كه صحیح آن در تركی ، نگارش « دوغلو » است . در زبان تركی به عدد « 2 » ( دو ) ، « دوغ » (dogh) گفته می شود . بر اثر ورود این لفظ به زبان فارس‍ی گویا پیشینیان پنداشتند كه « دوقلو » تركیبی است از :

1- دو 2- قلو

لذا برای آن صفات عددی پیشین دیگری ( همچون سه ، چهار و ... ) آورده اند . در صورتی كه این آمیزش كاملا اشتباه است .

ما در گستره ی زبانی این اجازه را نداریم كه واژه ای با ساختار بیگانه استعمال كنیم و به تحریف آن مطابق با ساخت های خود بپردازیم .

لذا به كار بردن « سه قلو ، چهار قلو و ... » صحیح نمی باشد .

به نظر شما چه واژه هایی می توان جایگزین « سه قلو و چهار قلو » كرد؟

 


[63] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/02/18 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 18:46 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات ,

ادبیات و زبان فارسی | www.Adabiiat.comمنوچهری دامغانی بزرگترین شاعر تصویرگرای تاریخ ادب فارسی است و سهراب سپهری شاعر بزرگ روزگار ما از سرآمدان هنر نقاشی این روزگار است. مقایسه ی میان شعر این دو شاعر بزرگ برای نشان دادن پیوندهای هنر نقاشی و سخنوری و تطور هزار ساله ی آن است. با جست‌و‌جویی در مجموعه ی اشعار منوچهری دامغانی و سهراب سپهری و نگاهی به تحلیل‌های برخی از بزرگان حوزه ی نقد شعر، مهم‌ترین شاخصه‌های شیوه ی تصویرگری در شعر این دو شاعر بزرگ با هم مقایسه شده‌اند تا هم‌سانی‌ها و تمایزات آنها شناخته شود. مهم‌ترین نقطه ی اشتراك در شعر منوچهری و سپهری توجه به تصویرگری عناصر طبیعت و رنگ‌ها و شكل‌ها برای بازآفرینی هنری جهان است، در شعر منوچهری با برون‌گرایی و جزیی‌نگری و توصیف اشیاء و پدیده‌های مادی مواجهیم و در شعر سپهری نگاه به دنیای خارج مقدمه‌ای است برای ورود به عالم اندیشه و دنیای درون. بر این اساس می‌توان گفت منوچهری شاعری‌ست كه نقاشانه به جهان می‌نگرد و سپهری نقاشی‌ست كه جهان را شاعرانه می‌بیند. روزگار منوچهری دامغانی كه «از اوایل زندگانی وی اطلاعی در دست نیست و وفاتش در سال 432 هجری و در ایام جوانی‌اش اتفاق افتاده است.» با روزگار سهراب سپهری (1359ـ1307) كه سال‌های پایانی قرن چهاردهم هجری قمری است، قریب هزار سال فاصله دارد. در نگاه نخست، هم‌سانی‌هایی در شعر منوچهری و سپهری دیده می‌شود، كه این دو شاعر بزرگ را از ورای قرن‌ها به هم می‌پیوندد و شاخص‌ترین این هم‌سانی‌ها توجه ایشان به نگارگری و رنگ‌آمیزی در بیان است. «منوچهری» متعلق به دوره‌ای از شعر فارسی‌ست كه آن را «باید دوره ی طبیعت و تصاویر طبیعت در شعر فارسی دانست. منوچهری بهترین نماینده ی این دوره از نظر تصاویر شعری به شمار می‌رود. زیرا از نظر توفیق در مجموعه ی وسیعی از تصاویر گوناگون طبیعت با رنگ‌ها و خصایص ویژه ی دید شخصی شاعر، او توانسته است شاعر ممتاز این دوره و بر روی هم، در حوزه ی تصویرهای حسی و مادی طبیعت، بزرگترین شاعر در طول تاریخ ادب فارسی به شمار آید.» «سهراب سپهری، همواره با عنوان توام شاعر‌ـ نقاش مطرح بوده است.زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com غالباً درباره ی او گفته‌اند كه با شعرش نقاشی كرده و با نقاشی‌اش شعر سروده است. در واقع كارنامه ی سی‌ساله ی فعالیت هنری سپهری نشان می‌دهد كه او در زمینه ی شعر و نقاشی تقریباً به یك حد كوشیده است.» افزون بر دل‌بستگی منوچهری دامغانی و سهراب سپهری به نقاشی و رنگ‌آمیزی، بیان شاعرانه، نگاهشان نیز به جهان، انسان و هستی با روشنی، بهجت و خوش‌بینی همراه است. با این حال تفاوت‌هایی در شیوه ی بیان این دو شاعر دیده می‌شود كه تأمل برانگیز است. هم چنین قلمرو جست‌و‌جو و كشف شاعرانه ی هر یك از ایشان هم‌سانی‌ها وتمایزاتی دارد كه در آثارشان منعكس است. در این نوشته با جست‌و‌جویی تطبیقی در اشعار این دو سخنور بزرگ، تلاش می‌كنیم كه دریابیم پیوستگی شعر و نقاشی و همسایگی این دو هنر پس از طی این راه هزار ساله چه رهاوردی داشته است.

ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
[59] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/02/14 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 14:08 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , غلط های رایج , مقالات ,

در زبان فارسی دو فعل (verb) داریم که معمولاً در ترکیب با کلمه های دیگر، فعل مرکّب (compound verbs) می سازد. این دو فعل «کردن» و «شدن» است. فعل «کردن» در ترکیب با صفت (adjective) و اسم (noun) و اسم فعل (verbal noun) و اسم مفعول یا صفت مفعولی (passive participial adjective) و اسم فاعل یا صفت فاعلی (active participial adjective) فعل مرکّب متعدّی (compound transitive verb) می سازد:

- درست کردن، بد کردن، پاک کردن، زیبا کردن، ثروتمند کردن، کوتاه کردن، آسان کردن، سست کردن، پشیمان کردن ...
- آشـتی کردن، صـبر کردن، گـوش کـردن، دسـت و پا کـردن، ردیف کردن، همکاری کردن، حساب کردن ...
- اقدام کردن، استفاده کردن، استعمال کردن، اعتراض کردن، پرستش کردن، ورزش کردن، کوشش کردن، ...
- آشفته کردن، پیچیده کردن، آلوده کردن، فریفته کردن، آسوده کردن، آراسته کردن، رنجیده کردن، گسترده کردن ...
- آویزان کردن، نگران کردن، گریزان کردن، روان کردن، درخشان کردن، فروزان کردن، شکوفان کردن ...

فعل «شدن» که نزدیکترین نظیر آن در زبان انگلیسی فعل «to become» است، در معنی و کاربرد به فعلهای «grow» و «turn» هم شباهت دارد. این فعل در ترکیب با صفت، اسم، اسم فعل، اسم فاعل یا صفت فاعلی، اسم مفعول یا صفت مفعولی، «فعل مرکّب لازم» و «فعل مجهول» (passive verb) می سازد.

- آزاد شدن، سبز شدن، بزرگ شدن، گم شدن، پیدا شدن، باخبر شدن، کوتاه شدن، بیدار شدن، پشیمان شدن ...
- آغاز شدن، شکنجه شدن، آب شدن، شناسایی شدن، بررسی شدن، طرّاحی شدن، جمع شدن، خاک شد، دود شدن، بخار شدن ...
- افتتاح شدن، تکرار شدن، تأیید شدن، تصویب شدن، تعمیر شدن، توزیع شدن، تسلیم شدن، تحمیل شدن، اعدام شدن ...
- گریزان شدن، هراسان شدن، نالان شدن، روان شدن، درخشان شدن، شکوفان شدن، نگران شدن ...
- ظاهر شدن، باطل شدن، فاسد شدن، کامل شدن، مایل شدن، عاصی شدن، خارج شدن، حاکم شدن، قانع شدن ...
- مفقود شدن، محکوم شدن، مجبور شدن، منصوب شدن، مضروب شدن، مسدود شدن، مغرور شدن ...
- خورده شدن، گفته شدن، برده شدن، شکسته شدن، ساخته شدن، آفریده شدن، کشیده شدن، گذاشته شدن ...

خلاصه آنکه در زبان فارسی دو فعل «کردن» و «شدن» با بسیاری از کلمه های فارسی و عربی ترکیب می شود و فعل مرکب می سازد. امّا بسیاری از مترجمان و نویسندگان که برای خوانده شدن در رادیو خـبر یا گـزارش می نویسـند، در مـوردهـایی برای گـریز از تکرار این دو فعل، یا به تصوّر خودشان، برای لفظ پردازی و زیبا نویسی، ازفعلهای دیگری استفاده می کنند، از آن جمله برای «کردن» از «نمودن»، «ساختن»، «ورزیدن» و «گردانیدن» استفاده می کنند، و برای «شدن» از فعلهای «گشتن» و «گردیدن». این فعلها در زبان گفتاری امروز در معنیهایی به کار می رود که ربطی به «کردن» و «شدن» ندارد.

« چند مثال جالب در ادامه‌ی مطلب »


ادامه مطلب
[40] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/01/22 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 06:14 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , حافظ ,



                « شفا ز گفته ی شكّر فشان حافظ جوی   
                                                                       
كه حاجتت به علاج گلاب و قند مباد »
    شعر حافظ به ایران منحصر نشد بلكه در مدّتی كوتاه به فراسوی مرزها راه و رواج یافت . پس از ایران ، بیش ترین رواج و رونق اشعار و اندیشه های حافظ در شبه قارّه بود . این نكته را می توان از شمار نسخه های خطّی و شرح هایی كه بر دیوان حافظ نگاشته شده و ترجمه هایی كه انجام شده به دست آورد .
   در منطقه پنجاب شرح های مختلفی بر دیوان حافظ نگاشته شده كه مهم ترین آن ها مرج البحرین است كه نشانگر  رویكرد فراوان حافظ پژوهان این منطقه به اوست .
حافظ در بین شعرای اردو زبان نفوذ فراوان داشته است به گونه ای كه اهل ادب از تعابیر حافظ در اشعار خویش بهره  برده اند. تعابیر عرفانی و ادبی و اشاراتی كه حافظ به كار برده و یا سبك و سیاق آن در آثار نظم و نثر ادیبان اردو زبان و یا پارسی گویان مشاهده می شود كه در این جا برای اختصار و برای یاد كرد علامّه اقبال به 3 مورد اشاره می گردد :
 حافظ چنین می سراید : 
          ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما   
                                               آب روی خـوبی از چـاه زنخـدان شمـا
 و اقبال نغمه سر می دهد :
          چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما    
                                               ای جوانان عجم جان من و جان شما
 و در جای دیگر حافظ می گوید :
          شـاه شمشـاد قدان خسرو شیـرین دهنان  
                                               كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان

 و اقبال می گوید :
          حلـقه بسـتند سر تربت من نـوحه گـران 
                                               دلبران، زهره وشان، گل بدنان،سیم بران

 و این مورد كه بسیار زیبا و شیرین است ،گویا اقبال آن را در پاسخ حافظ  سروده است:
 حافظ می گوید :
          اگر آن ترك شیرازی به دست آرد دل ما را 
                                               به خـال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

 و اقبال چنین می گوید :
          به دست ما نه سمرقند و نی بخارایی است     
                                              دعـا بگـو ز فـقـیران بـه تـرك شیـرازی

  دو تن از سلاطین ادب دوست هند (شبه قارّه) از حافظ برای دیدار و اقامت دعوت می كنند . حافظ با این كه اهل سیر و سیاحت ظاهری نبوده و بیش تر مایل بوده كه با پای دل به سیر و سیاحت بپردازد ، در عین حال دعوت آن ها را می پذیرد و مصمّم  می شود به این منطقه (شبه قارّه) سفر كند ولی مشكلاتی پدید می آید و دریا طوفانی می شود و حافظ از این مسافرت منصرف می گردد .
 نكته مهم این است كه شعر حافظ در زمان خودش به شبه قاره رسید و در آن زمان بسیاری از ادب دوستان و هنر پروران او را می شناخته اند و علاقمند وی بوده اند تا بدون واسطه از گفتار نغز و شیرین او بهره ببرند . از این رو برای دعوت از او اقدام كرده اند .
 محمود شاه بهمنی و سلطان غیاث الدین فرزند سلطان اسكندر بنگالی از او دعوت كردند و این شعر معروف :
                  شكر شكن شوند همه طوطیان هند 
                                                     زین قند پارسی كه به بنگاله می رود

  اشاره به همین نكته دارد كه شعر حافظ محدود به سرزمین و وطن او نبوده است .  سلطان  جلال الدین محمد اكبر از سلسله تیموری و همچنین جهانگیر و همسر ایرانی الاصل او (نورجهان) نیز به اشعار حافظ علاقه زیادی داشتند .
 اشعارحافظ  افزون بر ایران و آسیای میانه و شبه قارّه ، به اروپا نیز راه یافت .
  گوته آلمانی تحت تاثیر شخصیت و اشعار حافظ قرار می گیرد و می گوید :
« ای كاش من در زمان حافظ بودم و او را درك می كردم . » و سپس خطاب به حافظ می گوید :
   « اگر من نتوانستم در این دنیا تو را ببینم،اما در روز حشر از خدا می خواهم دیدار ما را فراهم كند تا بتوانم در كنار تو باشم و از دیدگاه ها و سخنان ارزشمند و شیرین تو بهره ببرم. »
    آری، وقتی خلوص نیت، تعهّد ، مهارت ، دانش ، لطافت ، ظرافت ، شعر و شعور با هم همراه شوند و بیامیزند ، این گونه بر ذهن ها و دل ها اثر می گذارد .
   حافظ یك عالم و عارف و در عین حال یك رند خراباتی است و به گونه ای سخن گفته كه هر كسی كه شیفته ی عشق مجازی است ، دوای درد خویش را در آن می جوید و هر كس اهل دل و به دنبال سیر و سلوك و عرفان و معرفت و عشق حقیقی است ، می تواند از مضامین بلند و محتوای والای اشعار او بهره جوید و هر دو می توانند بر خوان گسترده ی حافظ بنشینند ، و  حتی كسی كه شیفته ی عشق مجازی است با نفس دل كش حافظ به عشق حقیقی رهنمون می شود و از فرش به عرش راه می یابد .
   شعر حافظ نه فقط بین ما زمینی ها رواج یافت بلكه به گفته خود حافظ اهل آسمان و فرشتگان نیز در جاذبه سخن او قرار گرفته اند :
                   صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت  
                                               قدسیان گویی كه شعر حافظ از برمی كنند

   نوای دلپذیر غزل حافظ ترنّم زندگی است .
   غزل حافظ ، غزال تیزتك و چالاكی است كه با شتاب و ظرافت و دقت، حركت و امید و وصال را در چمنزار زندگی معنی می كند .
   واژه های نمادین و عارفانه او داستان عشق و پرستش را به توصیف می نشیند .
   شعر توام با شعور حافظ مرهون انس و الفت او با قرآن است .
   حافظ سرآمد غزل سرایان و عارفان رند خراباتی و عاشقان پاك باخته ای است كه :
                  صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ    
                                              هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم

  حافظ یك فرد نیست ، بلكه یك جریان زنده و پویا در عرصه ی فرهنگ و هنر و اندیشه و عرفان است كه از چشمه سار زلال ایمان و معرفت و هنر و ادب اسلامی و ایرانی مایه می گیرد .
  این چشمه جوشان به كوثر نبوی (ص) متّصل است و تا امتداد‌ جاودانگی ، جاری و ساری است :
                  را هم مزن به وصف زلال خضر كه من      
                                              از جام شاه جرعه كش حوض كوثرم
                  بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه 
                                              كه از پای خمت یكسر به حوض كوثر اندازیم

   زبان حافظ كه همان زبان آهنگین و موزون و غنی و زیبای فارسی است ، زبان فرهنگ و اصالت و تمدن و هنر و ادب و تاریخ اسلام و ایران است : 
                  ز شعر دلكش حافظ كسی بود آگاه         
                                              كه لطف طبع و سخن گفتن دری داند

   زبان حافظ ، زبان عرفان و معرفت است و شعر برخاسته از شعور او ، شعار بالندگی و پایندگی است:
                 گر به دیوان غزل صدر نشینم چه عجب   
                                              سالها بندگی صاحب دیوان كردم
                شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
                                              آفرین بر نفس دلكش و لطف سخنش
   بزرگداشت حافظ ، نكوداشت ادب و هنر و گرامی داشت فرهنگ گران سنگ اسلام و ایران و توجّه به خود آگاهی و هویت حقیقی است.


[31] پست شده توسط « پوریا سرهنگ پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/01/13 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 21:51 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , غلط های رایج , مقالات ,

نام های خارجی را، که مهم ترین آن ها نام مکان یا شخص است، می توانیم به سه گروه بخش کنیم:

گروه نخست نام هایی است که در گذشته با تلفظ هایی معیّن در زبان فارسی تداول پیدا کرده، وارد فرهنگ زبانی شده و دیگر صلاح نیست که به سلیقه ی یا حکم کسی تغییر کند. مثلا کشور یونان از وقتی که در زبان فارسی پس از اسلام ذکر آن رفته است، همیشه «یونان» بوده است و به سه فیلسوف بزرگ آن کشور هم می گفته ایم سقرات، افلاتون و ارستو. کار نداشته ایم که یونانی ها خودشان نام این فیلسوف ها را چه گونه تلفظ می کرده اند یا می کنند. در متن های ادبی، فلسفی و تاریخی کلاسیک فارسی گاهی به جای ارستو نوشته اند «ارسطاطالیس»، ولی این تلفظ تداول پیدا نکرده است. ضمنا چون این گونه نام ها از راه ترجمه ی متن های عربی وارد فارسی شده است، ما تا کنون  همان املای عربی آن ها را حفظ کرده ایم، هر چند که برخی از واج های (phoneme) آن ها را مانند عرب ها ادا نمی کنیم. مثلا حرف «ط» در ارسطو در فارسی «ت» تلفظ می شود و اکنون باید این نام را به صورت «ارستو» بنویسیم.

« ادامه ی مطلب را مطالعه نمایید »

ادامه مطلب
[30] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/01/13 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 13:06 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , ادبیات فارسی , بحث و هم اندیشی , مقالات , تاریخ ادبیات ,

سلام خدمت دوستان عزیز سایت ادبیات ، این روز ها زمزمه هایی است مبنی بر این‌كه برخی از افراد می كوشند تا با مراقبت از گفتار خود تا جایی كه ممكن است از واژه های عربی پرهیز كنند و از فارسی ناب و خالص استفاده كنند . در این باره مصاحبه‌ی مختصری با دكتر آریا ادیب انجام شده كه توجّه شما را بدان جلب می كنیم .

*در حال حاضر دکتر میرجلال الدین کزازى را مى توان نمونه آورد که حتّی در گفت و گوی روزمره می کوشد از فارسى ناب در صحبتش استفاده کند. نظرتان درباره این کوشش ها چیست؟

*
اجازه دهید نخست تکلیفمان را با زبان فارسى ناب یا
فارسى سره روشن کنیم. منظور ما از فارسى ناب چیست؟ اگر منظور ما این است که واژه هایى را به کار ببریم که فقط فارسى باشند یا ریشه شان فارسى باشد، نخست باید پرسید فارسی بودن این واژه ها را از کجا باید مشخص کنیم؟  اگر به دوره ی باستان برگردیم، آیا فقط واژه هاى فارسى باستان را باید  انتخاب کنیم یا آن که واژه هاى زبان هاى اوستایى و چند واژه ی مادى و سکایى باستان هم قبول است؟ سپس در دوره ی میانه، آیا واژه هاى پارتى میانه و خوارزمى میانه و بلخى میانه و سکایى میانه حق ورود دارند یا نه؟ مثلا واژه ی «نقره» که سغدى است، مى تواند در فارسى سره به کار رود یا نه؟ «اژدها» که احتمالن پارتى است، چه طور؟ حالا فرض کنید بگوییم واژه هاى زبان هاى ایرانى اشکال ندارند. خب، تکلیف واژه هایی که از زبان هاى گوناگون به این زبان ها راه یافته اند چه مى شود؟ مثلن واژه ی «نماز» که مى گوییم فارسى است، در اصل از سنسکریت وارد فارسى شده است. این ها را چه کار کنیم؟ یا «کنکاش» که از مغولى آمده یا «لگن» که از یونانى آمده است. این ها را چه کار کنیم؟ در پایان مى بینیم این عزیزان با این واژه ها مشکلی ندارند و مشکلشان تنها  واژه هاى عربى است. حالا مسأله پیچیده تر مى شود، زیرا باید معلوم کنیم مشکلمان با کدام عرب است. آرامیان و اکدیان هم از نژاد سامى بوده اند، یعنى به نوعى در طول تاریخ از همین نژاد عرب بوده اند. خب، ما خط میخى کتیبه هاى فارسى باستان را از همین خط میخى اکدیان اقتباس کرده ایم. در دوره ی میانه هم همه ی خطوط به کار رفته در ایران به جز خط بلخى و خط سکایى میانه ی جنوبى، از خط آرامى اقتباس شده که همین آرامیان در طول تاریخ با عرب ها از یک نژاد بوده اند. خطى که براى نگارش بلخى میانه به کار مى رفته از خط یونانى اقتباس شده و خط سکایى میانه هم احتمالن از خط سنسکریت گرفته شده است.
خب حالا فرض کنید این عرب ها و زبان و خطشان هم مورد نظر ما نباشد و فقط به لحاظ احساسى خودمان را تنها درگیر آن واژه هاى عربى کنیم که پس از دوره ی ساسانیان وارد زبان فارسى شده اند. خب این واژه ها کدام اند؟ آیا شامل «اقیانوس» ، «اطلس» ، «قلم» ، «صراط»، «اصطرلاب» ، «فلسفه» و صدها واژه ی دیگر از این قبیل هم مى شوند که اصلشان عربى نیست و معرب شده اند؟
حالا فرض کنید ما پس از شناسایى دقیق واژه هاى عربى و حذف آن ها از زبان خود، زبان فارسى عجیبى را به کار ببریم که بقیه فکر کنند مثلا داریم پشتو صحبت مى کنیم. این کار چه موفقیتى به همراه خواهد داشت؟ دست کم این است که یکى از شاگردانم پس از این همه سال سخن گفتن من به این فارسى ناب، از من تقلید کند و تحت تأثیر دانش فراوان و تعصب زیادم به فرهنگ سترگ این مرز و بوم، مانند من صحبت کند یا بکوشد  ادای مرا درآورد. خب وقتى من نتوانسته ام درهمه ی این سال ها حتا یک نفر را ترغیب کنم که از چنین زبان عجیبى استفاده کند، باید متوجه بشوم که چنین کارى نتیجه اى ندارد. البته یک نتیجه دارد و آن این که مردم دیگز مرا  جدى نمى گیرند. مسلمن وقتى کسى از فارسى اى استفاده کند که بیش تر به زبان مثلن شاهنامه شباهت داشته باشد، آدم دوست دارد بنشیند و از این نقّالى لذت ببرد.
حالا بیایید وارونه ی این را ببینیم. نگاه کنید آن عربى که مى داند دستور زبانش را سیبویه ی ایرانى نوشته و عروض پرافتخارش را خلیل بن احمد ایرانى تدوین کرده و اولین فرهنگ لغتش را همین ایرانى برایش درست کرده است، چه قدر از دست ما حرص مى خورد.
به هر حال ما باید یک واقعیت را همواره در نظر داشته باشیم و آن این که دوره ی سلم و تور و ایرج گذشته است. ما امروز در یک دهکده ی جهانى زندگى مى کنیم و نگرش قبیله اى، با آن چه که دور و بر ماست کمى بیگانه است.



[23] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/01/8 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 16:42 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات ,

شعر چیست؟
بحث از چیستی شعر، بحث دشوار و به اعتباری غیر ممکن می باشد چراکه تا کنون که به اندازهء عمر آدمی- که از پیدایش شعر می گذرد- تعریف جامع و مانعی از آن صورت نگرفته است برای همین تعدادی آمده اند بسیاری از آثاری را که به زعم سر ایندگان آن، شعر محسوب می شده اند، از قلمرو شعر بیرون ساخته اند، و برخی بر عکس؛ آثاری را که سرایندگان آن، آنها را در قالب نثر ارائه داده اند، شعر به شمار آورده اند؛ و بعضی هم تفکیک مرز شعر و نثر را کار نادرست خوانده اند.
رضا براهنی در کتاب "طلا در مس" می نویسد:




"تعریف شعر کار بسیار مشکلی است، اصولاً یکی از مشکل ترین کارها در این زمینه است، شاید بشود گفت که شعر تعریف ناپذیر ترین چیزی است که وجود دارد."
بدین ترتیب نمی توان یک تعریف خاص را از شعر ارائه نمود اما برای شناخت نظرات نویسندگان گذشته و حال و تفاوت های موجود میان تعابیر شان، چند تعریف از آنها را در اینجا نقل می کنیم:
شمس قیس رازی در "المعجم فی معایر اشعار العجم" می نویسد:
"شعر سخنی است اندیشیده، مرتب، معنوی، موزون، متکرر، متساوی، حروف آخرین آن به یکدیگر ماننده."
این تعریف به چهار عنصر اندیشه، وزن، قافیه، زبان نظارت دارد.
دکترمحمد رضاشفیعی کدکنی از کتاب شفای ابن سینا بلخی فصل پنجم مقاله پنجم چنین نقل می کند:
"شعر کلامی است مخیل، ترکیب شده از اقوالی دارای ایقاعاتی که در وزن متفق، و متساوی و متکرر باشند و حروف خواتیم آن متشابه باشند.»
اما خود وی (دکترکدکنی) نظر دیگری دارد و می نویسد:
"شعر حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در حقیقت، گویندهء شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام می دهد که خواننده، میان زبان شعری او، و زبانی روزمره و عادی تمایزی احساس می کند."
در جای دیگر می نویسد:
"شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد."

رضا براهنی با توجه به عناصر مختلف شعر، تعبیرهای گوناگونی از آن ارائه داده است:
- "شعر، جاودانگی یافتن استنباط احساس انسان است از یک لحظه از زمان گذرا، در جامهء واژه ها،."
- «شعر زاییده بروز حالت ذهنی است برای انسان در محیطی از طبیعت.»
- "شعر فشرده ترین ساخت کلامی است".
- شعر یک واقعهء ناگهانی است، از سکوت بیرون می آید و به سکوت بر می گردد


ادامه مطلب
[17] پست شده توسط « پوریا سرهنگ پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/01/6 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 16:41 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , ادبیات فارسی , مقالات ,

آرایه های ادبی(صنایع ادبی)

آرایه های ادبی (صنایع بدیعی) این "صنایع بدیعی"، عنوانی قدیمی است برای بخشی از هنرمندیهای شاعران كه خارج از قلمرو وزن و قافیه بوده و به عنوان آرایشهایی برای كلام به كار می رفته است.
ادبای قدیم ما كوشیده اند هر چه از این هنرمندیها در كار شاعران به چشم شان می خورد، مدوّن كنند و در شاخه هایی از صنایع بدیع بگنجانند و یا در صورت نیاز، شاخه های جدیدی برای آنها بتراشند. علم بدیع نیز عنوان دانشی بوده كه برای دسته بندی این صنایع و نشان دادن آنها در شعر به كار می رفته است. شاید آنگاه كه علم بدیع تدوین شد، ادبا پنداشتند كه خدمتی بزرگ انجام شده و آنان می توانند به كمك این دانش، شگردها و هنرمندیهای لفظی و معنوی شعرها را قانونمند و مدوّن كنند و در اختیار شاعران قرار دهند.
مثلاً وقتی شاعری گفته بود صندوق خود و كاسه درویشان را خالی كن و پر كن كه همین می ماند عالِم بدیع می توانست به او توضیح دهد كه در این بیت، حداقل دو صنعت به كار رفته; نخست آوردن دو مفهوم متضاد "خالی" و "پر" در یك بیت كه "طباق" نام دارد و دوّم ترتیب خاصی كه در "صندوق و كاسه" مصراع اوّل و "خالی و پر" مصراع دوّم است; یعنی صندوق خود را خالی كن و كاسه درویشان را پُر. این صنعت را هم ادبا "لفّ و نشر" نام نهاده بودند. تا این جا، مشكلی در كار نبود; شاعران هنرمندی می كردند و ادبا، نامگذاری و دسته بندی آن هنرمندیها را بر عهده داشتند. ولی وضع به این منوال باقی نماند. كم كم پای كارهایی به میان آمد كه هر چند سخت بود، ولی ارزشی نداشت و كمكی به زیبایی شعر نمی كرد.



ادامه مطلب
[13] پست شده توسط « پوریا سرهنگ پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/01/6 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 09:42 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com