آمار امروز :
آمار دیروز :

آمار این ماه :

آمار ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , عاشقانه , غزل , شهریار ,

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Shahryar.bmp

گذار آرد مه من گاهگاه از اشتباه اینجا

فدای اشتباهی کآرد او را گاهگاه اینجا

مگر ره گم کند کو را گذار افتد به ما یارب

فراوان کن گذار آن مه گم کرده راه اینجا

کله جا ماندش این جا و نیامد دیگرش از پی

نیاید فی المثل آری گرش افتد کلاه اینجا

نگویم جمله با من باش و ترک کامکاران کن

چو هم شاهی و هم درویش گاه آنجاو گاه اینجا

هوای ماه خرگاهی مکن ای کلبه درویش

نگنجد موکب کیوان شکوه پادشاه اینجا

توئی آن نوسفر سالک که هر شب شاهد توفیق

چراغت پیش پا دارد که راه اینجا و چاه اینجا

بیا کز دادخواهی آن دل نازک نرنجانم

کدورت را فرامش کرده با آئینه آه اینجا

سفر مپسند هرگز شهریار از مکتب حافظ

که سیر معنوی اینجا و کنج خانقاه اینجا





http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شهریار , شاعر آذبایجان , شاعر ترك , شاعر آذری , شهریار آذری , شعر تركی , شعر آذری , شعر عاشقانه , غزل عاشقانه , دیوان شعر شهریار , غزلیات عاشقانه ,
[553] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/30 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 12:29 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , شهریار , تاریخ ادبیات , زندگی نامه ,


http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/SHAHRIAR.gif

استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج

 

میرآقا خشکنابی که خود از اهل ادب بود درسال 1283 در تبریز

 

چشم به جهان گشود . وی تحصیلات ابتدائی را در مدرسه دارالفنون

 

 تهران به پایان رساند ودر سال 1303 شمسی وارد مدرسه طب شد

 

 تا آخرین سال پزشکی را با هر مشقتی که داشت سپری کرد و در

 

بیمارستان دوره انترنی را می گذراند که سبب پیشامدهای عاطفی و

 

 عشقی شد و از ادامه تحصیل منصرف شد و کمی قبل از اخذ مدرک

 

دکتری پزشکی را رها کرد . وی دراین باره گفته که : این عشق مرا

 

 به خدا نزدیک تر ساخت .

 

او برای یافتن تخلصی براب خود به دیوان حافظ تفعل زد که هر دو

 

بار کلمه ی شهریار آمد :

 

 

 

غم غربتی و محنت پو بر من نمی تابم

 

             روم به شهر خود و شهریار خود باشم

 

دوام عمراو زملک بخواه زلطف حق حافظ

 

             که چرخ این سکه دولت به نام شهریار زدند

 

 بقیه در ادامه مطلب



[469] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/21 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 17:24 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , غزل , شهریار , منقبت ,

ای جلوه جلال و جمال خدا، علی
و زهرچه جز خدا به جلالت جدا، علی
در تو جمالی از ابدیت نموده اند
ای آبگینه ابدیت نما، علی
فیاض در فضیلت تو گفته (هل اتی)
لولاك در فتوت تو (لافتی) علی
باز آن یهود بسته در قلعه های قدس
بگشا به دست و پنجه خیبر گشا، علی
مرحب كشیده تیغ به لبنان و ارض قدس
گو برق ذوالفقار زند مرحبا علی
آن قتل عام زد به فلسطین كه شد بلند
فریاد وا محمد و غوغای وا علی
ظلمات شد میان تو و تشنگان حجاب
ای جام خضر و چشمه آب بقا علی
صوفی هم از صفای تو برخورد قرن ها
گاهی صفی علی شد و گاهی صفا علی


[449] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 23:31 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , منقبت , شهریار , غزل ,

شخصیت بی كران امیرالمومنین علی علیه السلام به قدری گسترده و وسیع است كه امكان بررسی و بیان آن برای هر كسی مقدور نیست و هر فرد با برداشت، طرز نگاه و تخصص خود، گوشه ای از شخصیت حیدر كرار را بیان كرده است و مطابق فرمایش پیامبر گرامی اسلام (ص) است كه: لوان الریاض اقلام و البحر مداد و الجن حساب و الانس كتاب ما احصوا فضائل علی بن ابی طالب (۱) اگر درختان قلم و دریاها مداد و جنیان حسابگر و آدمیان نویسنده باشند، نمی توانند فضایل علی بن ابی طالب علیه السلام را به حساب آورند.
همان طور كه از كلام گرانقدر رسول گرامی اسلام(ص) برداشت می شود، فضایل و صفات مولای متقیان علی بن ابیطالب به قدری گسترده است كه بشر در بازگو كردن آن عاجز مانده است و همین سبب شده تا شهریار، همانند تمامی شعرای ایرانی و آذربایجانی از خطه سرسبز تبریز شیفته و حیران رازگشای عالم هستی شده و بسراید: نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحریم چه نامم، شه ملك لا فتی را ذكاوت حضرت علی (ع) كه به بلندترین مقام در خداشناسی بشر دست یافت و در راه نشر دین اسلام خدمات بی نظیری داشت، بیان رشادت های او و تصویری تازه از خواسته هایش كه در دل ها و افكار ظاهر شده، در طول تاریخ ادبیات آذربایجان انعكاس یافته و سبب شده است شاعران و ادبای آذربایجان، آثار نغز بسیاری را در وصف دلاوری ها علی (ع)، شخصیت علمی و اخلاقی اش بیافرینند و با مدح و ستایش حضرت، تمام خلاقیت و هنر خود را به نمایش بگذارند. نسیمی، فضولی سیدعظیم شیروانی، راجی و... هستند كه همراه با شاعر ملی ایران، سیدمحمد حسین شهریار علاقه به علی را نمایان ساختند.
علی (ع) نابغه كبیر انسانیت و قهرمان جهان فضیلت، همان مردی است كه در سراسر طومار زندگی پرفراز و نشیبش، نقطه ای سیاه و ذره ای انحراف دیده نشد و در آسمان روح بزرگش لكه ای ابر خود خواهی مشاهده نشد، شاهباز بلند پرواز روحش هیچگاه در فضای پست نفسانیت و خودخواهی میل به پرواز نداشت و چه زیبا شهریار در وصف فرزند ابی طالب سرود:

علی ای همای رحمت، توچه آیتی، خدا را
كه به ما سوا فكندی همه سایه هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را


[448] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 23:28 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , شهریار , غزل , عاشقانه ,

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست

روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان

حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردنست

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رونهیم

اینهم از آب و آینه خواهش ماه کردنست

نو گل نازنین من تا تو نگاه می کنی

لطف بهار عارفان در تو نگاه کردنست

ماه عباد تست و من با لب روزه دار ازین

قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردنست

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن

چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردنست

غفلت کائنات را جنبش سایه ها همه

سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردنست

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می کند

این هم اگر چه شکوه شحنه به شاه کردنست

عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من

رو به حریم کعبه لطف آله کردنست

گاه به گاه پرسشی کن که زکوه زندگی

پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست

بوسه تو به کام من کوه نورد تشنه را

کوزه آب زندگی توشه راه کردنست

خود برسان به شهریار ایکه درین محیط غم

بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردنست



[112] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/24 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:18 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , عاشقانه , شهریار , غزل ,

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا



[61] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/13 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 16:17 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , شهریار , تاریخ ادبیات ,

زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com
بخش قابل توجهی از سروده‌های شهریار، مربوط به آن دسته اشعاری است كه در آنها، عواطف میهنی و دلدادگی شاعر به ساحت مام میهن متجلی شده است. وطن شاعر (= ایران) در شعر او از جایگاه والایی برخوردار است و اگر چه گستره‌ی ارادت سلطان غزل معاصر به آستانه این وطن به سالیان دوره حاكمیت هخامنشیان باز می‌گردد، منتها به خوبی پیداست كه علاقه و شیفتگی شهریار به ایرانِ پس از اسلام، بسیار مشعوفانه می‌باشد. به عبارتی گاهی گذشته‌های بسیار دور توجه شاعر را به خویش فرا می‌خواند و او را مفتون عظمت و شكوه دوران باستان می‌سازد، لیكن با یادآوری اینكه ایران با آغوش باز و سویدای دل، دین اسلام را پذیرفت، بر ایرانی و مسلمان بودن خویش می‌بالد و نیش دوری از آن عظمت ظاهری را با مشاهده نوش صبغه‌اسلامی ایران فراموش می‌كند.

یك نكته بسیار مهم پیرامون اشعار میهنی شهریار، توجه او به اسلامیت ایران است. به جرأت می‌توان گفت وطن در اندیشه شهریار و در وادی شعرهای او، رنگ و بوی كاملاً شیعی دارد. در نظام فكری و ادبی شهریار، مذهبِ ایرانی (= اسلام) و ایرانِ مذهبی (=ام‌القرای اسلام) از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. پر واضح است كه قالب قصیده و مثنوی بیش از ظرف غزل،مجال انعكاس چنین ایده‌های اجتماعی را دارند. در شعر شهریار هم، اگر غزل بیش از همه، در خدمت اشعار عاشقانه و گاهی عارفانه او قرار گرفته، این قصیده‌ها و مثنوی‌های اوست كه منعكس كننده دیدگاه‌های اجتماعی و گاهی سیاسی او شده‌‌اند.

شهریار در پاسخ به دعوت یكی از دوستانش كه او را برای اقامت در اروپا دعوت می‌كند، ضمن رد دعوت ، زبان به نصیحت گشوده، می‌گوید:

جان من باز آ به جای خود كه جانان پیش ماست

مدعی آرایش تن می‌كند، جان پیش ماست

با چراغ علم راه بت پرستان می‌روند

كعبه چشم‌انداز ما و راه ایمان پیش ماست

آفتاب حكمت از مشرق به مغرب می‌رود

چشمه ‌زاینده اشراق و عرفان پیش ماست

                                                                  ( دیوان شهریار ـ ج 1 ـ ص 293)

شاعر شیرین سرای معاصر، در یكی دیگر از قصاید خود با عنوان «اتمام حجت»، ضمن یادآوری لزوم حفظ وحدت ملی ایران، خاطر نشان می‌سازد كه جاودانگی كشور، در طول سده‌های پیشین مدیون حفظ معنویت و اتحاد بوده است:

دستی به اتحاد برآرید و عدل و داد

با دست اتحاد توان دادِ عدل داد

ایران به معنویت جاوید زنده بود

این زنده مرده است كه آن مرده زنده باد

                                (دیوان ـ ج 2 ـ ص 981)

وی در جایی دیگر با تأكید بر تلاش جوانان و لزوم «غریدن» آنها، آبادی و عمران وطن را در گرو ایجاد «یك جنبش اساسی» در این كشور می‌داند:

پیام من به گردان و دلیران

جوانان و جوانمردان ایران

ادامه مطلب را بخوانید ...



[67] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/02/24 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 00:01 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , شهریار ,

یك شعر زیبای تركی از « استاد شهریار » در مجموعه ی « سلام به حیدربابا »

زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com

تقدیم به دوست عزیزی كه درخواست كرده بود .

بیر اوچئیدیم بو چیرپینان یئلینن

باغلاشئیدیم داغدان آشان سئلینن

آغلاشئیدیم اوزاق دوْشَن ائلینن

بیر گؤرئیدیم آیریلیغى کیم سالدى

اؤلکه میزده کیم قیریلدى ، کیم قالدى

 

بیر سوْروشون بو قارقینمیش فلکدن

نه ایستیوْر بو قوردوغى کلکدن ؟

دینه گئچیرت اولدوزلارى الکدن

قوْى تؤکوْلسوْن ، بو یئر اوْزى داغیلسین

بو شیطانلیق قورقوسى بیر ییغیلسین

 

 

 حیدر باباگؤیلر بوْتوْن دوماندى

گونلریمیز بیر-بیریندن یاماندى

بیر-بیروْزدن آیریلمایون ، آماندى

یاخشیلیغى الیمیزدن آلیبلار

یاخشى بیزى یامان گوْنه سالیبلار

 
 

 

حیدربابا ، گوْل غنچه سى خنداندى

آمما حئیف ، اوْرک غذاسى قاندى

زندگانلیق بیر قارانلیق زینداندى

بو زیندانین دربچه سین آچان یوْخ

بو دارلیقدان بیرقورتولوب ، قاچان یوْخ



[95] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/02/21 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 03:01 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com