امكانات
http://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/nl.gif http://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/G.gifhttp://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/fal.gif
http://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/atom.gifhttp://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/Rss.gifhttp://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/yahoo.gif

اندازه قلم :
افزایش | كاهش

اسلاید دبیران

تصویر قبلی

 تصویر بعدی

اخبار سایت
در حال تكمیل ...
برندگان مسابقات
در حال تكمیل ...
گزارش یك ساله
الف) شناسنامه
تأسیس : 1فروردین 1388
هدف تأسیس : گسترش رونق ادبیات در فضای مجازی
سال 88 : سال آغاز
سال 89 : سال شكوفایی
بازتاب های بیرونی :
بیا تو بندر ، آفتابگردون
حامی مالی : دبیرستان نمونه فرهنگ
ب) آمار و ارقام
تعداد دامین : 1 عدد
Adabiiat.com
تعداد نویسنده : 2 نفر
سبحان عباس پور
پوریا سرهنگ پور
دفعات تعویض قالب : 5 بار
اردیبهشت ، مرداد ، مهر ، آذر و اسفند 88
تعداد تبلیغات پذیرش شده :
2 عدد
mihanpatogh.com
gorganet.org
مورد دان شدن سایت :
1 مرتبه / آبان 88
مورد هك شدن دامین :
1 مرتبه / بهمن 88
تعداد نظرسنجی ها سایت : 12 عدد
آمار روزانه

آمار امروز :
آمار دیروز :

آمار این ماه :

آمار ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , منقبت , مثنوی , نظامی ,

http://adabiiat.persiangig.com/AM/M1.gif
سلطان خرد به چیره دستی
ای شاه سوار ملك هستی

حلوای پسین و ملح اول
ای ختم پیمبران ِ مرسل

فرمانده ی كشتی ولایت
ای حاكم ِ كشور كفایت

و ای منظر عرش ، پایگاهت
ای بر سر سدره گشته راهت

روشن به تو چشم آفرینش
ای خاك ِ تو توتیای بینش

داننده ی راز صبحگاهی
دارنده ی حجت الهی

نسـّابه ی شهر قاب قوسین
ای سید بارگاه كونین

محراب زمین و آسمان هم
ای صدر نشین عقل و جان هم

بر هفت فلك جنیبه رانده
ای شش جهت از تو خیره مانده

بوالقاسم و آنگهی محمد
ای كنیت و نام تو مؤید

مقصود جهان، جهان مقصود
صاحب طرف ولایت جود

با تو نكند چو خاك پستی
آن كیست كه بر بساط هستی

وز بهر تو آفریده شد كون
اكسیر تو داد خاك را لون

مقصود تویی ، همه طفیلند
سر خیل تویی و جمله خیلند

شاهنشه كشور حیاتی
سلطان ِ سریر كایناتی

گیسوی تو چتر و غمزه ، طغر
لشكر گه تو سپهر خضر

در نوبتی تو پنج نوبه است
وین پنج نماز كاصل توبه است

بستی در ِ صد هزار بیداد
در خانه ی دین به پنج بنیاد

نظامی گنجوی




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر میلاد پیامبر , شعر میلاد رسول اكرم , ولادت حضرت محمد , شعر حضرت محمد , شعر پیامبر اكرم ,
[844] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/13 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 11:48 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , نظامی , عاشقانه , مثنوی ,

منظومه ی خسرو و شیرین نظامی یکی از زیباترین منظومه های عاشقانه پارسی است
و یکی از زیباترین قسمتهای آن مناظره ی خسرو با فرهاد که شما را دعوت به خواندن آن می کنم .
خسروپرویز شهریار ساسانی دل در گرو شاهزاده ای ارمنی به نام شیرین دارد و برای رسیدن به او تلاش می کند در این بین تندیس گری به نام فرهاد نیز دلباخته شیرین می شود و به او ابراز عشق می کند.
خسروپرویز بعد از آگاهی یافتن از این عشق پریشان می شود و برای برانداز حریف وی را به بارگاه خویش دعوت می کند متن زیر مناظره خسروپرویز با فرهاد است :

منظره ی خسرو با فرهاد

نخستین بار گفتش کز کجایی؟
بگفت از دار ملک آشنایی

بگفت آن جا به صنعت در چه کوشند؟
بگفت انده خرند و جان فروشند

بگفتا جان فروشی در ادب نیست
بگفت از عشق بازان این عجب نیست

بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟
بگفت از دل تو می گویی ،من از جان

بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟
بگفت از جان شیرینم فزون است

بگفتا هر شبش بینیچو مهتاب؟
بگفت آری،چو خواب آید،کجا خواب؟

بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟
بگفت آن گه که باشم خفته در خاک

بگفتا گر خرامی در سرایش؟
بگفت اندازم این سر زیر پایش

بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟
بگفت این چشم دیگر دارمش پیش

بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ؟
بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ

بگفتا گر نیابی سوی او راه؟
بگفت از دور شاید دید در ماه

بگفتا دوری از مه نیست در خور
بگفت آشفته از مه دور بهتر

بگفتا گر بخواهد هر چه داری؟
بگفت این از خدا خواهم به زاری

بگفتا گر به سر یابیش خوشنود؟
بگفت از گردن این وام افکنم زود

بگفتا دوستیش از طبع بگذار
بگفت از دوستان ناید چنین کار

بگفت آسوده شو، کاین کار خام است
بگفت آسودگی بر من حرام است

بگفتار و صبوری کن در این درد
بگفت از جان صبوری چون توان کرد

بگفت از صبر کردن کس خجل نیست
بگفت این، دل تواندکرد، دل نیست

بگفت از عشق کارت سخت زار است
بگفت از عاشقی خوش تر، چه کار است؟

بگفتا جان مده بس دل که با اوست
بگفتا دشمن اند این هر دو بی دوست

بگفت از دل جدا کن عشق شیرین
بگفتا چون زیم بی جان شیرین

بگفت او آن من شد زو مکن یاد
بگفت این، کی کند بیچاره فرهاد

بگفت ار من کنم در وی نگاهی؟
بگفت آفاق را سوزم به آهی

چو عاجز گشت خسرو در جوابش
نیامد بیش پرسیدن ثوابش

به یاران گفت کز خاکی وآبی
ندیدم کس بدین حاضر جوابی




[425] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:40 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مقالات , نظامی , عاشقانه , مثنوی ,

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Nezami.bmp

بخش اول :

عشق

نگاهی به شخصیت زن در آثار نظامی

نظامی عشق را می‌سراید. او با مجنونِ بادیه‌نشین و خسرو پرویز شاه ایران دو نوع عشق را تجربه می‌کند و از میان این دو، تنهـا مجنون را عاشق‌پیشه می‌داند. زیرا مجنون به خواسته‌ی سرنوشت که همان جدایی‌ست تن در می‌دهد.

عشق لیلی و مجنون نمونه‌ی کاملی از یک عشق عذری‌ست، عشقی سراسر سوز و گداز؛ ناله‌های بی‌امان مجنون و گریه‌های جگرسوز لیلی.

عشقی توأم با محرومیت؛ همین محرومیتِ خودخواسته است که قیس عامری را مجنون می‌کند، زیرا بیماری عشق را علاجی جز وصال نیست. اما داستان خسرو و شیرین حقیقتی‌ست که با وجود فراز و فرودهای دشوار سرانجام به واقعیت می‌رسد.

در لیلی و مجنون می‌خوانیم که باد صبا و نسیم صبح و خاک بیابان یادآور لیلی‌اند.

 

وان‌گه مژه را پرآب کردی
با باد صبا خطاب کردی
کی باد صبا به صبح برخیز
در دامن زلف لیلی آویز
از باد صبا دم تو جوید
با خاک زمین غم تو گوید

 

تمام عناصر طبیعی در این داستان عاشق دل‌خسته را به یاد معشوقِ دست‌نیافتنی می‌اندازند. این خصوصیت عشق عذری‌ست، چراکه در این نوع دل‌داده‌گی همیشه زنان آن‌قدر آرمانی‌اند که دست‌نیافتنی می‌شوند.

مجنون که مایه‌ی ننگ خاندان و مورد طعن و تمسخر جوانان است از زندگی میان افراد کناره گرفته راه دشت و بیابان در پی می‌گیرد. او درمیان وحوش و درنده‌گان روزگار می‌گذراند و یاد لیلی می‌کند.

غیرت و مردسالاری در این داستان در اوج است. در دیداری که لیلی با هزاران نیرنگ و نثار کردن گوش‌وارهای گران‌بهای خود ترتیب می دهد، می‌خوانیم که مجنون از روی غیرت و مردانه‌گی به لیلی نزدیک هم نمی‌شود. و در جایی دیگر هنگامی که مجنون مشاهده می‌کند که کودکان روی درختی نام لیلی و مجنون را در کنار یک‌د یگر حک کرده‌اند، با ناخن نام لیلی را می‌زداید.

مردانِ قبیله‌ی لیلی نیز که به خاطر عشق سودایی مجنون خود را تحقیرشده می‌دانند، تصمیم به قتل مجنون می‌گیرند، اما ...

در عشق چه جای بیم تیغ است
تیغ از سر عاشقان دریغ است
عاشق ز نهیب جان  نترسد
جانان طلب از جهان نترسد

 

نظامی در پایان لیلی و مجنون، آنان را در زمره‌ی شهدا می‌داند و مقام آنان را در نزد خداوند ارج می‌نهد، چراکه عاشق شدند و در این راه تا پایان جان ایستاده‌گی کردند؛ یادآور حدیث معروف: «من عشق و کتم ثم مات، شهیدا.» به این معنا:

هرکس عاشق شود و در راه عشق عفت ورزد و کتمان کند، پس بمیرد، شهید است.

عشق لیلی و مجنون نمونه‌ی کاملی از یک عشق عذری‌ست، عشقی سراسر سوز و گداز؛ ناله‌های بی‌امان مجنون و گریه‌های جگرسوز لیلی.

این گونه است که شهید شدن در راه خدا چندان هم آسان نیست. با وجودی که خسرو و شیرین هم جان بر سر عشق می‌گذارند و از دنیا می‌روند، اما شهید محسوب نمی‌شوند، چون با سرنوشت سر سازگاری ندارند. مجنون و پدرش یک بار به خواست‌گاری لیلی می‌روند و پاسخ منفی می‌شنوند و از آن پس مجنون تن به تقدیر می‌سپارد.

 

زنان

در خسرو و شیرین، زنان حاکم و فرمان‌روایند. مهین بانو و شیرین هر دو حاکمانی باتدبیر و هوش‌مندند:

 

زنی فرمان‌ده‌ست از نسل شاهان

شده جوش سپاه‌اش تا سپاهان

همه اقلیم ارّان تا ارمن

مقرر گشته بر فرمان آن زن

ز مردان بیش دارد سُترگی

مهین بانوش خوانند از بزرگی

 

مهین بانو علاوه بر مکنت و قدرت از هوش و درایت بالایی هم برخوردار است. او همان است که شیرین را از عشق خسرو بیم می‌دهد:

تو گنجی سر به مهری نابه‌سوده

بد و نیک جهان ناآزموده

جهان نیرنگ‌ها دارد نمودن

به دُر دزدیدن و یاقوت سودن

نباید کز سر شیرین زبانی

خورد حلوای شیرین رایگانی

فرو ماند تو را آلوده‌ی خویش

هوای دیگری گیرد فرا پیش

 

گویی از زمان حیات نظامی، قرن شش هجری، تا به امروز تغییر چشم‌گیری در نحوه‌ی تفکر و زنده‌گی ما رخ نداده است. ام‌روز هم اگر مردی هرچند عاشق و دل‌خسته بر دختری که بارها اعتراف کرده از اعماق جان دوست‌اش دارد، دست یابد، هیچ تضمینی وجود ندارد در آینده بر عهد خویش استواری کند، هرچند فاتح اولیه خود او باشد.

مهین بانو نکته‌ی مهم دیگری را هم به برادرزاده گوش‌زد می‌کند:

 

چنان‌ام در دل آید کاین جهان‌گیر

به پیوند تو دارد رای و تدبیر

گر این صاحب‌جهان دل‌داده‌ی توست

شکاری بس شگرف افتاده‌ی توست

 

آری، خسرو پرویز صاحب یکی از سه امپراتوری بزرگ جهان است. چه گونه می‌توان از او به راحتی در گذشت؟

 

چو شیرین گوش کرد آن پند را گوش

نهاد آن پند را چون حلقه در گوش

که گر خون گریم از عشق جمال‌اش

نخواهم شد مگر جفت حلال‌اش

نگاهی به شخصیت زن در آثار نظامی

شیرین تا پایان بر عهدی که با مهین بانو بسته استواری می‌کند. او بارها توسط خسرو به خلوت کشانیده می‌شود، اما همیشه به دل «آری» و به لب «نه» می‌گوید. او در پاسخ خسرو چنین می‌گوید:

 

مجوی آبی که آب‌ام را بریزد

مخواه آن کام کز من بر نخیزد

کزین مقصود بی مقصود گردم

تو آتش گشته‌ای من عود گردم






http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : نظامی , نظامی گنجه ای , نظامی گنجوی , اشعار نظامی , شاعر مثنوی سرا , مثنویات , اشعار زیبا , زن در ادبیات فارسی , شخصیت زن , ادبیات پارسی , اشعار پارس , خسرو و شیرین , لیلی و مجنون , هفت پیکر , شرف نامه , خردنامه , مخزن الاسرار ,
[595] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/07/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 14:33 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , مثنوی , نظامی ,

« مناظره‌ی نقاشان رومی و چینی » از كتاب « شرف نامه » اثر « نظامی گنجه ای » :

بیا ساقی آن می‌که جان پرورست

به من ده که چون جان مرا درخورست

مگر نو گند عمر پژمرده را

به جوش آرد این خون افسرده را

یکی روز خرم‌تر از نوبهار

گزیده‌ترین روزی از روزگار

به مهمان شه بود خاقان چین

دو خورشید با یکدیگر همنشین

ز روم و ز ایران و از چین و زنگ

سماطین صفها برآورده تنگ

به می چهره‌ی مجلس آراسته

ز روی جهان گرد برخاسته

دران خرمیهای با ناز و نوش

رسیده ز لب موج گوهر به گوش

سخن می‌شد از کار کارآگهان

که زیرک‌ترین کیستند از جهان

زمین خیز هر کشور از دهر چیست

به هر کشور از پیشه‌ها بهر چیست

یکی گفت نیرنگ و افسونگری

ز هندوستان خیزد ار بنگری

یکی گفت بر مردم شور بخت

ز بابل رسد جادوئیهای سخت

یکی گفت کاید گه اتفاق

سرود از خراسان و رود از عراق

یکی گفت بر پایه‌ی دسترس

ز بانورتر از تازیان نیست کس

یکی گفت نقاشی اهل روم

پسندیده شد در همه مرز و بوم

یکی گفت نشنیدی ای نقش بین

که افسانه شد در جهان نقش چین

ز رومی و چینی دران داوری

خلافی برآمد به فخر آوری

نمودند هر یک به گفتار خویش

نموداری از نقش پرگار خویش

ادامه این شعر زیبا در ادامه‌ی مطلب


[113] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/26 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:39 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , حمد و نیایش , نظامی ,

تحمیدیه ای زیبا از مجموعه ی « خردنامه » ، سروده ی « نظامی »

خدایا توئی بنده را دستگیر

بود بنده را از خدا ناگزیر

توئی خالق بوده و بودنی

ببخشای بر خاک بخشودنی

به بخشایش خویش یاریم ده

ز غوغای خود رستگاریم ده

تو را خواهم از هر مرادی که هست

که آید به تو هر مرادی به دست

دلی را که از خود نکردی گمش

نه از چرخ ترسد نه از انجمش

چو تو هستی از چرخ و انجم چه باک

چو هست آسمان بر زمین ریز خاک

جهانی چنین خوب و خرم سرشت

حوالت چرا شد بقا بر بهشت

از این خوبتر بود نباشد دگر

چو آن خوبتر گفتی آن خوبتر

در آن روضه خوب کن جای ما

ببر نقش ناخوبی از رای ما

نه من چاره خویش دانم نه کس

تو دانی چنان کن که دانی و بس

طلبکار تو هر کسی بر امید

یکی در سیاه و یکی در سپید

« ادامه مطلب را بخوانید »


[102] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 16:00 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com