آمار امروز :
آمار دیروز :

آمار این ماه :

آمار ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات |

داستان نویسی نوین یا مدرن فارسی تحت تاثیر ترجمهٔ رمان و داستان غربی اندکی پیش از انقلاب مشروطیت پا گرفت و چون با اوضاع و احوال جدید و زندگی طبقهٔ متوسط هماهنگ و مرتبط بود، پذیرشی روز افزون یافت و به تدریج در میان عامهٔ خوانندگان ایرانی تثبیت شد. نویسندگان ایرانی در ابتدا شروع به نوشتن رمان کردند این رمان‌ها تحت تاثیر سفر نامه ها و زندگی نامه ها و خاطرات سیاسی جدید و به خصوص ترجمهٔ رمان‌های حادثه‌ای و احساساتی غربی بود و در آن‌ها واپس ماندگی‌های اجتماعی و سیاسی جامعهٔ ایرانی تشریح شده بود و در ضمن انتقاد صریح از اوضاع و احوال خصوصیتی آموزشی داشت...


http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : تاریخچه داستان نویسی نوین فارسی | داستان نویسی نوین فارسی |
[785] پست شده توسط « حسین » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/12/7 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 09:14 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | زندگی نامه |

neyestani.jpg


منوچهر نیستانی در سال 1315 در کرمان زاده شد و در سال 1360 در تهران بر اثر سکته قلبی درگذشت.وی علاوه بر سرودن شعر، دست اندرکار پژوهش های ادبی بود و به ترجمه نیز دست می زد. از دفترهای شعر او، جوانه، خراب، دیروز،... معروف است. برگزیده اشعاری دارد که نامش دو با مانع است و در 1369 منتشر شده است



[439] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/26 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:15 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | زندگی نامه | تاریخ ادبیات |

 

احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۰ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، ادیب و مترجم ایرانی است. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد و الف. صبح بود.
شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد، اما پس از چندی در بعضی از اشعار منتشر شده در هوای تازه - و سپس در اکثر شعرهایش - وزن را یکسره رها کرد و به‌صورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کرده‌اند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می‌دانند.
شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناخته‌شده‌ای دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، زاگربی، رومانیایی، فنلاندی، ترکی ترجمه شده‌است.



[440] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/24 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:16 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | زندگی نامه |

moshiri.jpg


در ۳۰ شهریور ماه سال ۱۳۰۵ در خیابان عین الدوله (خیابان ایران فعلی) شهر تهران چشم به جهان گشود. دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما آن را ناتمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامه‌نگاری داشت از همان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی شد و بیش از سی سال در این حوزه کار کرد.مشیری سالها عضویت هیات تحریریه مجلات سخن، روشنفکر، سپید و سیاه و چند نشریه دیگر را داشت. از سال ۱۳۲۴ در وزارت پست و تلگراف و تلفن و سپس شرکت مخابرات ایران مشغول به کار بود و در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد.او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نامهای بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.مشیری در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ شمسی در بیمارستان تهران کلیلنیک در سن ۷۴ سالگی درگذشت.



[438] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/22 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:05 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | مقالات |


http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/nima.jpg

هویت و تاریخی که شعر در حوزهٔ کهن و گستردهٔ زبان و فرهنگ فارسی و در ایران دارد، با هویت و دیرینگی این هنر والا و پرتأثیر در بسیاری از فرهنگ‌ها و کشورهای دنیا، نظیر شعر در زبان انگلیسی، تفاوتهای بنیادی دارد. تأثیر و تاکیدی که فارسی‌زبانان و ایرانیان بر زیبایی وزن و مفهوم شعر داشته‌اند، تقریباً کم‌نظیر است. در حالی‌که ترجمهٔ شعر، بخش اعظمی از این ظرافت را از بین می‌برد و تقریباً تنها زیبایی‌های مفهومی را باقی می‌گذارد، شهرت شعر فارسی در جهان قابل ملاحظه است. مولانا جزو معروفترین شعرای دنیا می‌باشد و به نقل از بی بی سی، در سالهای گذشته محبوب‌ترین شاعر در آمریکا بوده است و این محبوبیت شگفت‌انگیز در حالی رخ داده است که زمان زیادی از ترجمه‌های قوی از کارهای او به زبان انگلیسی نمی‌گذرد. خیام هم از دیگر شاعرانی است که شهرت جهانی دارد. تاثیری که حافظ، شاعر معروف ایرانی، بر یوهان ولفگانگ گوته گذاشته است و دیوانی که این شاعر آلمانی با الهام از حافظ سروده است جای بسی تامل دارد. شعر فارسی کاملاً بر فرهنگ‌ها و زبان‌های مجاور شامل شبه قارهٔ هند و زبان‌های عربی و ترکی تاثیر گذاشته است.


[434] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/20 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:13 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | طنز |

بر خلاف نظر برخی که ادبیات کهن ایران را ، عبوس و ترش روی می پندارند ، ژرفایی از رندی و نگاه تیز در این دریا پنهان است . طنز امکانی ست برای دیدن چیزهایی که ازآن چشم می پوشانیم و بیان آنچه به صورتی دیگر نمی توان گفت . گزندگی و نگاه نقادانه را در ساحت طنز بیشتر از هرگونه ی ادبی می توان دید و پیشینیان ما نیز توجه ویژه ای به این شیوه ی بیانی داشته اند . ازاین روی بخشی از صفحه ی طنز سایت کانون ادبیات ایران را به نمونه های طنز آمیز از ادبیات کهن فارسی اختصاص داده ایم ، که امیدواریم به مرور پر بار تر شود .

چند نمونه :

در شأن مولانا « ساغری »

ساغری می گفت : دزدان معانی برده اند

هرکجا درشعر من یک معنی خوش دیده اند

دیدم اکثر شعرهایش را یکی معانی نداشت

راست می گفت آنکه معنی هاش رادزدیده اند

«جامی »


خانه ی شاعر !

درخانه ی من ز نیک و بد چیزی نیست

جز بنگی وپاره ای نمد چیزی نیست

ازهرچه پزند نیست غیر از سودا

وزهرچه خورند جز لگدی چیزی نیست

«عبید زاکانی »


خواجه غیاث الدین

و سپس بی سبب زبان به هجوش گشاد.

خواجه این قطعه رابه شاعر فرستاد:


زمدح آنچه افزودیم برکمال

به هجوی که گفتی همان کم شود

ز دُم لابه ی سگ چه شادی رسد

که با عف عفش موجب غم شود !


عذر

ای چرخ زگردش تو خرسند نیم

آزارم کن که لایق بندنیم

ورمیل تو با بی خرد و نادان است

من نیز چنان اهل وخردمند نیم

« اثیرالدین اومانی »




[430] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:01 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | قصیده | تاریخ ادبیات |

قَصیده یا چَکامه یک قالب شعر (کلاسیک) فارسی است. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه سروده‌ می‌شود. در این نوع شعر مصراع اول با مصراع‌های زوج هم قافیه است. تفاوت قصیده با غزل در تعداد ابیات و موضوع شعر است. کمی یا زیادی بیت های قصاید بستگی دارد به اهمیت موضوع، قدرت و قوت طبع شاعر و نوع قافیه و اوزان شعری. از همین روست که در دیوان‏های شاعران قصیده سرا به قصیده‌های کمتر از بیست بیت یا متجاوز از ۱۷۰ یا ۲۰۰ بیت بر می‏خوریم. قصیده می‌تواند بر وزنهای گوناگونی باشد.


وجه تسمیه

از آن جا که در این گونه شعر نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده ‌اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرّع باشد و هر گاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه می‌گویند و نه قصیده.


پیشینه

اگرچه پیشینه قصیده به شعر عربی در دوران جاهلیت می‌رسد، لیکن در شعر فارسی از قرن سوم هجری رواج یافت و دوران اوج شکوه آن تا قرن ششم هجری بوده است.

تحولات

قصیده از حیث مضمون و محتوا، از آغاز تا امروز دستخوش دگرگونیهایی شده است که می‏توان به اجمال به شرح زیر بیان کرد:

الف) در رزوگار سامانیان اغلب به مدح و ستایش در حد اعتدال و مبالغه‏های شاعرانه پرداخته می‏شده است.

ب) در دوران غزنویان و سلجوقیان به مدح و ستایش سلاطین و وزرا و امرا با تملق و چاپلوسی به حد غلو و افراط در طرح تقاضا به حد سوال و تکدی می رسیده است.

ج) ناصر خسرو، با ایجاد تحول و انقلاب در مضمون قصیده، آن را در خدمت توجیه و تبیین مبانی اعتقادی آیین اسماعیلیان در آورد.

د) سنایی غالب قصیده را به مضامین دینی و عرفانی و زهدیات و قلندریات تخصیص داد و شیوه‏ی او به وسیله‏ی عطار، شمس مغربی، اوحدی، خواجو، جامی و دیگران دنبال شد.

ه) سعدی و به تبع او سیف فرغانی قصیده را بیشتر در استخدام طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی درآوردند.

و) از دوران مشروطیت به این سو، قصیده بیشتر در خدمت مسائل سیاسی، اجتماعی، میهنی و ملی و ستایش آزادی قرار گرفته و در تهییج عواطف و احساسات و تنویر افکار جامعه‏ی کتاب‏خوان نقش بسزایی داشته است. شاخصترین قصاید از این نوع را می توان دردیوان ملک‏الشعرا بهار سراغ گرفت.

قوانین و اصطلاحات

قصیده دارای اصطلاحاتی خاص خود است. بیت اول آن مطلع نامیده می‌شود. به چند بیت ابتدایی قصیده تشبیب، نسیب و یا تغزل گفته می‌شود که همان نقش مقدمه را ایفا می‌کند. تخلص به حلقه واسطه میان تغزل و مدح یا تنه اصلی شعر گفته می‌شود. ابیات پایانی قصیده نیز معمولا به ثنا و دعا اختصاص دارند. به لحاظ طولانی بودن قصیده و یکسان بودن قوافی، گاه شاعر مجبور به تجدید مطلع می‌شود. یعنی مصرع اول بیتی در اواسط قصیده با مصرع های زوج هم قافیه می‌گردد. پس از آن شاعر اجازه دارد که قوافی تکراری با بخش قبلی را در شعر خود استفاده نماید. خاقانی شروانی و سعدی شیرازی در قصاید خود از روش تجدید مطلع سود برده اند.


قصیده‌سرایان بزرگ فارسی

  • فرخی سیستانی
  • منوچهری دامغانی
  • عنصری
  • ناصر خسرو
  • خاقانی شروانی
  • انوری ابیوردی
  • ظهیر فاریابی
  • سعدی شیرازی



[437] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/14 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:21 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | مقالات |

شعر نو فارسی با وانهادن قالب‌های شعر کلاسیک در قرن ۱۴ هجری بوجود آمد. این گونه از شعر فارسی آزادی بسیاری را در فرم و محتوا به شاعر می‌دهد. نیما یوشیج را پدید آورنده این نوع شعر در ادبیات فارسی می‌دانند. شعر نو به لحاظ محتوا و جریان‌های اصلی ادبی حاکم بر آن کاملاً با شعر کلاسیک فارسی متفاوت است و به لحاظ فرم و تکنیک ممکن است همانند شعر کلاسیک موزون باشد یا نباشد یا وزن آن عروضی کامل باشد یا ناقص، استفاده از قافیه در شعر نو آزاد است. معمولاً شعر نو فارسی را به سه دسته اصلی تقسیم می‌کنند: شعر نیمایی و شعر سپید و موج نو.


جریان‌های شعر نو فارسی
  • شعر نیمایی
  • شعر سپید
  • شعر حجم
  • شعر موج نو
  • شعرناب
  • دهه شصت و موج سوم
  • شعرهای نگاره ای
  • شعر دهه هفتاد
  • شعر پست مدرن
  • شعر دهه هشتاد


[436] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/6 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:19 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | مقالات | مولوی | تاریخ ادبیات | نقد |

ادامه از این مطلب ؛
ابزار فهم و معرفت
مولوی ابزارهای درک واقعیات عالم هستی را حس و عقل و دل می‌داند. در این جا به اختصار به شرح این ابزارها می‌پردازیم :

حس خشکی دید کز خشکی بزاد/ موسی جان پای در دریا نهاد
چون که عمر اندر ره خشکی گذشت/ گاه کوه و گاه صحرا، گاه دشت
سیر جسم خشک بر خشکی فتاد/ سیر جان پا در دل دریا نهاد
آب حیوان را کجا خواهی تو یافت/ موج دریا را کجا خواهی شکافت
موج خاکی و هم و فهم و فکر ماست/ موج آبی صحو و سکر است و فنا
تا در این فکری از آن سکری تو دور/ تا از این مستی، از آن جامی ‌نفور
اگر آدمی فقط به حواس ظاهری توجه کند، یعنی اصالت را از آن حس بداند، توان درک بسیاری از حقایق را از دست خواهد داد. به زعم مولانا مخالفت بسیاری از مردم با پیامبران به این جهت بوده که فقط به حس ظاهری خود توجه کرده، حس درونی را از کار انداخته بودند.
کافران دیدند احمد را بشر/ چون ندیدند از وی انشق القمر
خاک زن در دیده حس‌بین خویش/ دیده حس دشمن عقل است و کیش
دیده حس را خدا اعماش خواند/ بت پرستش گفت و ضد ماش خواند
زآنکه او کف دید دریا را ندید/ زآنکه حالی دید و فردا را ندید
علم ناشی از حواس ظاهری ناقص بوده و انسان را به اشتباه می‌اندازد.
علم‌های اهل حس شد پوزبند/ تا نگیرد شیر زان علم بند
مولانا برای بیان محدودیت حواس ظاهری انسان تشبیهی را بیان می‌کند. وی احوال انسان‌های ظاهر بین را به مگسی تشبیه می‌کند که اموری چون دریا و کشتی و کشتیبان را بر خود تطبیق می‌کند.
ماند احوالت بدان طرفه مگس/ کو همی پنداشت خود را هست کس
از خودی سرمست گشته بی‌شراب/ ذره‌ای خود را شمرده آفتاب
وصف بازان را شنیده درزمان/ گفته من عنقای وقتم بی‌گمان
آن مگس بر برگ و کاه و بول خر/ همچو کشتیبان همی افراشت سر
گفت من دریا و کشتی خوانده‌ام/ مدتی در فکر آن می‌مانده‌ام
مولانا حس ظاهری را نفی نمی‌کند، بلکه حدود و ثغور آن را نشان می‌دهد. و در عین حال بر این نکته پای می‌فشارد که حس باطنی یا حس دل، ارزش و عظمت بسیار دارد.
در هزاران لقمه یک خاشاک خرد/ چون درآمد حس زنده پی‌ببرد
حس دنیا نردبان این جهان/ حس عقبا نردبان آسمان
صحت این حس بجوئید از طبیب/ صحت آن حس بجوئید از حبیب
صحت این حس ز معموری تن/ صحت آن حس ز تخریب بدن 1. حواس: مولوی برای انسان دو نوع حس قائل است. یکی حس ظاهری و دیگری حس باطنی. حس ظاهری دارای محدودیت‌هایی است. از جمله آنکه فقط سطوح واقعیات را درک کرده و به ژرفای حقیقت راه نمی‌یابد. این جان و حس باطنی است که به اعماق حقایق هستی نفوذ می‌کند. اگر بناست که فهم آدمی از سطوح جهان طبیعت فراتر رفته و به فهم عمیق نایل شود باید کاری کند که امواج دریای حق درون آدمی جاری شود


[306] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/4 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 21:15 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | مقالات |

شعر کلاسیک یا کهن فارسی به صورت کنونی قدمتی بیش از هزار و صد سال دارد. این گونه شعر کاملاً موزون بوده و وزن آن بر پایه ساختاری است که عروض نام دارد. ساختار اوزان عروضی برپایهٔ طول هجا‌هاست.و هر مصراع به قالب هایی تقسیم می‌شود که هجاها باید در آن قالب ها قرار گیرند.و تفاوت شعر هجایی با شعر عروضی در وجود همین قالب هاست که شعر هجایی در قالبی قرار نگرفته و بر اساس هجاهای مصراع ساخته می‌شود.

تاریخچهٔ شعر کلاسیک فارسی

نخستین نمونه‌های به دست آمده از شعر در ایران، پیشینه‌شان به روزگار زرتشت پیامبر و سروده‌هایش در گاهاناوستایی است. همچنین از دوران پهلوانی (اشکانی) منظومه‌هایی - مانند ایاتکار زریران (یادگار زریران) و درخت آسوریک - به زبان پهلوی اشکانی در دست است. افزون بر این نمونه‌هایی از شعر (ترانه‌های خسروانی) به زبان پهلوی ساسانی یافت شده‌است. سروده‌ها و اشعار مانوی به فارسی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی) نیز در نزد اهل فن اهمیتی به سزا دارد. لیکن اجماع علمای فن بر این است که وزن هیچکدام از این اشعار عروضی نیست، بنابراین این اشعار با شعر امروزی فارسی تفاوتی بنیادین دارند. می‌رسد. این سروده‌ها به گویش گاهانی از زبان

نخستین شاعران فارسی‌سرا (مراد از فارسی در اینجا فارسی دری و در مقابل فارسی میانه است) در دربار یعقوب لیث صفاری پدیدار شدند. اگر چه نمونه‌هایی از شعر به زبان فارسی دری، پیش از این دوران وجود دارد، ولی بررسی آنها مشخص می‌کند که در زمان سروده‌شدنشان شعر فارسی هنوز قوام نیافته‌بود، چرا که وزن آنان به طور مطلق عروضی نیست. در اینجا نمونه‌ای از اینگونه اشعار (که تعدادشان انگشت شمار است) می‌آوریم. این قطعه شعری نگاشته‌شده در آتشکده کرکوی واقع در سیستان است:

فُرخته باذا روش
خُنیده کرشسپِ هوش
همی برست از جوش
اَنوش کن می‌انوش
دوست بَذآگوش
بَذآفرین نهاده گوش
همیشه نیکی کوش
که دی گذشت و دوش
شاها خدایگانا
بآفرین شاهی

محمد سگزی و بسام کورد از نامهای چند تن از سرایندگان دربار یعقوب است.

مرحله بعدی شکل‌گیری و تکامل شعر کهن فارسی در ورارود (ماوراء النهر) و خراسان اتفاق افتاد. علت آن بیش از هر چیز پشتیبانی فرمانروایان ایرانی‌نژاد سامانی از زبان فارسی بود. در این روزگار شاعران بزرگی چون رودکی سمرقندی، شهید بلخی و دقیقی بلخی پدیدار شدند. فردوسی، بزرگ‌ترین حماسه‌سرای ایران، نیز اواخر این دوره را درک کرد.

با روی کار آمدن غزنویان ترک‌نژاد از رونق شعر فارسی کاسته نشد و ایشان بویژه محمود غزنوی از پشتیبانان جدی سخنوران بودند. در این دوره شاهد برآمدن سرایندگان بزرگی چون فرخی سیستانی و عنصری بلخی هستیم.

از روزگار غزنوی به بعد بویژه از آغاز پادشاهی سلجوقیان اندک اندک جنبش سرایش شعر به زبان فارسی دری به نواحی مرکزی ایران و حتی نواحی غربی (چون آذربایجان) کشیده شد و شعر و زبان آن تحت تأثیر گویش محلی گویندگان این خطه قرار گرفت. در این عهد شاعران بزرگی چون ناصر خسرو بلخی، قطران تبریزی، فخرالدین اسعد گرگانی و اسدی طوسی پدیدار شدند.

در سده ششم هجری شاهد پیدایش سرایندگان بزرگی چون عطار نیشابوری، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی، انوری ابیوردی، ظهیر فاریابی و ده‌ها شاعر بزرگ دیگر هستیم.

سده هفتم هجری اوج شعر فارسی محسوب می‌شود[نیازمند منبع] و در آن دو شاعر بزرگ سعدی شیرازی و مولانا جلال‌الدین بلخی رومی آسمان شعر فارسی را روشن کردند. پس از این دو بزرگوار، شعر فارسی در سراشیب و فرود افتاد و اگر چه در سده هشتم هجری با ظهور شعرایی چون عبید زاکانی و حافظ شیرازی اعتلا یافت.

بعداز حافظ که پایان بخش سبک عراقی است. سبک هندی پیدا شد که شاعران بزرگی چون صائب تبریزی دارد و بیدل دهلوی (که در افغانستان و تاجیکستان جایگاه بالایی دارد) داشت.

در دوران مشروطه که اواخر دوران شعر کهن فارسی بود، شاعران نقش مهمی درانقلاب مشروطه داشتند. ازخون جوانان وطن لاله دمیده‌است شعر معروف عارف قزوینی است. میرزاده عشقی را سر می‌برند و با ظهور نیما یوشیج دوره تکتازی شعر کهن سر می‌آید. ولی همزمان این شعر همراه با شعر نو ادامهٔ حیات می‌دهد بطوریکه شاعرانی همچون سیمین بهبهانی-مهرداد اوستا- ابراهیم صهبا آن را ادامه می‌دهند.

نواع شعر کلاسیک فارسی
  • مثنوی
  • قصیده
  • غزل
  • مسمط
  • مستزاد
  • ترجیع بند
  • ترکیب بند
  • قطعه
  • رباعی
  • دو بیتی
  • تک بیت
  • چهار پاره

سبک‌های شعر کلاسیک فارسی
  • سبک هندی
  • سبک خراسانی
  • سبک عراقی

گونه‌ها و جریان‌ها در شعر کلاسیک فارسی
  • حماسه
  • تصوف و شعر عرفانی
  • تغزل


[435] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/2 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:17 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات |

پس از حمله اعراب سیر ادبی ایران تا ظهور نخستین سلسله‌های ایرانی متوقف ماند. در زمان طاهریان (205 - 259 ه. ق.) شاعری به نام حنظله بادغیسی (ف.220) ظهور کرد. در عهد صفاریان محمد بن وصیف و فیروز مشرقی و ابو سلیک گرگانی به سرودن شعر پرداختند.
در دوره سامانی شعر و نثر پارسی هر دو راه کمال سپرد. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، ابو شکور بلخی، ابو الموید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی. در نثر رساله در احکام فقه حنفی تصنیف ابو القاسم بن محمد سمرقندی، شاهنامه ابو منصوری، کتلاب گرشاسب و عجائب البلدان هر دو تالیف ابو الموید بلخی، ترجمه تاریخ طبری توسط ابو علی بلعمی، ترجمه تفسیر طبری توسط گروهی از دانشمندان، حدود العالم (در جغرافیا)، رساله استخراج تالیف محمد بن ایوب حاسب طبری پرداخته شد.
در دوره آل بویه منطقی رازی و غضایری در شعر نامبردارند و در نثر دانشنامه رازی علائی و رگ شناسی به قلم ابن سینا پرداخته شد و ابو عبید جوزانی بخش ریاضی دانشنامه را به رشته تحریر در آورد و قصه حی بن یقظان به فارسی ترجمه و شرح شد.

بقیه در ادامه‌ی مطلب ... >>



[410] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 08:05 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زندگی نامه | ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Forooghi.bmp

مختصر:

فُروغی بَسطامی از غزل‌سرایان دوره قاجار بود. او شاعر معاصر سه تن از پادشاهان قاجار بود: از زمان فتحعلی شاه ، محمد شاه و ناصرالدین شاه به کار خویش ادامه داد. 

زندگی نامه :

میرزا عباس فرزند موسی، معروف به میرزا عباس بسطامی با تخلص فروغی، در سال ۱۲۱۳هجری قمری، حین سفر خانواده‌اش به عتبات عالیات،  در کربلا زاده شد. پس از چندی به همراه خانواده‌اش در ساری مازندران اقامت گزید. او پس از مدتی به تهران آمد. او در نوجوانی در زمان فتحعلی شاه، مدتی را در شهر بسطام به سر برد؛ وزهمان‌روی به بسطامی منتسب گشت. او چندی را نیز در شهر کرمان، در خدمت حسنعلی میرزا شجاع‌السلطنهشجاع‌السلطنه، تخلص خود را به نام فرزند او «فروغ‌الدوله»، فروغیمسکین را به‌کارمی‌برد. گذراند که در همان دوران، بنا به درخواست نهاد. فروغی بسطامی تا پیش از آن در شعرهایش، تخلص

برادر کوچکتر او، دوست‌علی‌خان، خزانه‌دار محمدشاه قاجار بود . فروغی بسطامی پس از یک سال کسالت شدید۲۵ محرم ۱۲۷۴ قمری در تهران درگذشت. در روز


شعر:

او شاعری بود که در شعرهایش پادشاهان نخستین قاجار را می‌ستود. بیشترین و برجسته‌ترین شعرهایش در قالب غزل است. فروغی بسطامی از جرگهٔ شاعران صوفی‌منش بود. او در بهترین غزل‌هایعارفانه‌اش لطافت و شیرینی را با رسایی و سادگی واژگان، به‌هم می‌سرشت.

هرچند گفته می‌شود که فروغی بسطامی، حدود بیست‌هزار بیت شعر داشته‌است، اما آنچه از او برجا مانده‌است و در زمان خود او هم به صورت پیوست دیوان قاآنی به چاپ رسید، چیزی در حدود پنج‌هزار بیت است.


مردان خدا پرده‌ی پندار دریدند

یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

هر دست که دادند از آن دست گرفتند

هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند

یک طایفه را بهر مکافات سرشتند

یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند

یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند

یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند

جمعی به در پیر خرابات خرابند

قومی به بر شیخ مناجات مریدند

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد

یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

فریاد که در رهگذر آدم خاکی

بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند

همت طلب از باطن پیران سحرخیز

زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند

زنهار مزن دست به دامان گروهی

کز حق ببریدند و به باطل گرویدند

چون خلق درآیند به بازار حقیقت

ترسم نفروشند متاعی که خریدند

کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است

کاین جامه به اندازه‌ی هر کس نبریدند

مرغان نظرباز سبک‌سیر فروغی

از دام گه خاک بر افلاک پریدند




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : ادبیات | ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | زندگی نامه | شاعر | شعرا | شاعران معروف | زندگی نامه شاعران | فروغی بسطامی | فروغی |
[618] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/12 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 23:45 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | شهریار | تاریخ ادبیات | زندگی نامه |


http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/SHAHRIAR.gif

استاد سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج

 

میرآقا خشکنابی که خود از اهل ادب بود درسال 1283 در تبریز

 

چشم به جهان گشود . وی تحصیلات ابتدائی را در مدرسه دارالفنون

 

 تهران به پایان رساند ودر سال 1303 شمسی وارد مدرسه طب شد

 

 تا آخرین سال پزشکی را با هر مشقتی که داشت سپری کرد و در

 

بیمارستان دوره انترنی را می گذراند که سبب پیشامدهای عاطفی و

 

 عشقی شد و از ادامه تحصیل منصرف شد و کمی قبل از اخذ مدرک

 

دکتری پزشکی را رها کرد . وی دراین باره گفته که : این عشق مرا

 

 به خدا نزدیک تر ساخت .

 

او برای یافتن تخلصی براب خود به دیوان حافظ تفعل زد که هر دو

 

بار کلمه ی شهریار آمد :

 

 

 

غم غربتی و محنت پو بر من نمی تابم

 

             روم به شهر خود و شهریار خود باشم

 

دوام عمراو زملک بخواه زلطف حق حافظ

 

             که چرخ این سکه دولت به نام شهریار زدند

 

 بقیه در ادامه مطلب



[469] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/21 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 17:24 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : تاریخ ادبیات | ادبیات فارسی |

پیامبر خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله خطاب به شاعرانی که شعر را در دفاع از حق و رسوایی کافران به کار می‏ گرفتند ، فرمود: « دشمنان را با شعر نکوهش کنید . همانا مؤمن ، با دارایی و جانش جهاد می‏ کند. سوگند به آن که جان محمد در دست اوست ، گویا شما آنان را با شعرهایتان به تیر می‏ زنید» .

امام صادق علیه ‏السلام فرمود : «هر که درباره ی ما یک بیت شعر بگوید ، خدا در بهشت برای او خانه ‏ای می‏سازد».

شعر ، موسیقی روح‏های حساس است . (ولتر)

شعر ، یک نقاشی است که زبان دارد و یک زبان است که نقش می ‏نگارد . (کارموشل)

شعر ، عبارت است از گره خوردگی عاطفه و تخیّل که در زبان آهنگین شکل می‏ گیرد . (دکتر شفیعی کدکنی)



[347] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 15:00 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات |


شعر فارسی در دوره ی مغول بر روی هم متمایل به سادگی و روانی بود و اگر چه بعضی شاعران به پیروی از قدما یا به سبب تمایل به آرایه‌های ادبی و تکلَف‌های شاعرانه به شعر مصنوع روی‌ آوردند ؛ این امر عمومیت نداشت و حتی همان شاعران مقلّد و گاه متصنَع ، در مقابل اشعار دشواری که به منظور اظهار مهارت و استادی‌شان می‌سرودند ، اشعار ساده ی بسیاری داشتند که قصّه ی دل و ندای ذوقشان بود . بیش تر مثنوی‌ها و همه ی غرل‌ها و غالب قصیده‌ها به زبان ساده ی روان و گاه نزدیک به زبان محاوره ساخته می‌شد . یکی از سبب‌های سستی برخی از بیت‌ها و یا به کار بردن ترکیب‌های نازل در پاره‌ای از شعرهای این دوره ، همین نزدیکی به زبان محاوره‌است . اما این که بیش تر شاعران ، به خصوص غزل‌سرایان ، در پایان این دوره به زبان ساده ی تخاطب متمایل شده بودند ؛ به این علّت بود که رابطه ی گروهی از آنان با آثار استادان بزرگ پیشین نقصان یافته و نیز دسته‌ای از آن شاعران ترک‌زبانی بودند که فارسی را می‌آموختند و هنگام سخن‌گویی ناگزیر ساده‌گویی می‌کردند . همراه این سادگی ، بیان یک خاصیت دیگر ، توجّه به نکته‌سنجی و نکته‌یابی و نکته‌گویی است ؛ یعنی گنجانیدن نکته‌هایی باریک در شعرها همراه با خیال دقیق و نازک‌بینی تام که معمولاً از آن‌ها در شعر به مضمون تعبیر می‌شود . چنین نازک‌خیالی‌ها و نکته‌پردازی‌ها در شعر فارسی ، به ویژه شعر غنایی ما از قدیم وجود داشت ؛ امّا هر چه از قرن‌های پیشین به زمان‌های متأخّر نزدیک شویم ، قوّت آن را محسوس‌تر و به همان نسبت سادگی الفاظ را برای سهولت بیان بیش تر می‌یابیم . در قرن‌های هفتم و هشتم ، شاعرانی چون خواجو و سلمان و به خصوص حافظ توانسته‌اند نکته‌های دقیق بسیار در الفاظ عالی منتخب بگنجانند و خواننده را گاه از قدرت شگفت‌انگیز خود به حیرت افکنند و همین توانایی ساحرانه‌ است که باعث شد جانشینان آنان و به ویژه شیفتگان حافظ ، دنباله ی کارش را در نکته‌آفرینی بگیرند ؛ غافل از آن که « قبول خاطر و لطف سخن خدادادست » . لازمه ی پیروی از نکته‌آفرینی‌های حافظ احراز قدرت فکری و لفظی اوست ؛ ولی شاعران عهد تیموری غافل از این اصل به گونه‌ای روزافزون به تکاپوی یافتن نکته‌های باریک افتادند و در گیرودار این تکاپو گاهی از رعایت جانب الفاظ باز ماندند و با این عمل مقدمات ایجاد سبکی را در ادبیات فارسی فراهم کردند که از آغاز قرن دهم ، قوت آشکار یافت و در دوره ی صفویان به تدریج کار را به جایی کشانید که یکی از سرآمدان شیوه ی خیال‌پردازی میرزا جلال اسیر در اسارت مطلق مضامین افتاد و در شکنجه‌های این اسارت مطلق ، گاه زبان مادری خود را در ترکیب الفاظ از یاد برد و از بیان عبارت‌های نامفهوم ابا نکرد . سخن در این است که هر چه از آغاز این عهد ، به پایان آن نزدیک‌تر شویم ، مبالغه در مضمون‌یابی و مضمون‌سازی را بیش تر و به همان نسبت دقت در الفاظ و یک‌دست نگاه داشتن آن و انتخاب را در آن کم تر می‌بینیم . بی‌شک مضمون‌ها و نکته‌های تازه ی بدیع در شعر ، خاصه در غزل ، بسیار شایسته و در خور است ؛ بدان شرط که اوّلاً در این راه مبالغه نکنند و ثانیاً به خاطر معنی ، لفظ را مهمل نگذارند ولی بیان از این نکته خالی از فایده نیست که سخن ‌گویان این عهد نکته ‌پردازی و مضمون‌ یابی را از وظایف شاعر می‌پنداشتند و شعر ساده ی بی‌نکته را ماندنی نمی‌دانستند .





[341] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/11 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 15:30 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | نقد | مقالات | مولوی |

1. به دلیل فخامت جایگاه مولوى در عرصه فکر و هنر ایرانى - اسلامى و اهمیت جهان بینى خاص او بررسى و تحلیل مقام و موقع زن در اندیشه وى موضوعى قابل تأمل شمرده مى‏شود، شخصیتى چنین مؤثر و بنیان گذار در عرصه دانش بشرى کم نظیر است، رتبه استادى مولانا پیش از مقام شاعرى اوست، و در واقع مولانا اوّل صاحب نظر است و دوّم هنرمند، بنابراین نگاه ویژه‏اى که به جهان و انسان دارد نیز صاحب اهمیت خواهد بود.
به عقیده برخى با توجه به کلمات شفاف و برآفتاب افکنده مولانا - حداقل در مثنوى - واضح است که در نزد او زنان بهره درخورى از کمال ندارند و ارزیابى او از ایشان کاملاً منفى است. [1]
در پى آنیم تا مسئله را از منظر متفاوتى ببینیم و توجیه مستدل خود را نیز با خواننده گرامى در میان آوریم.
تنها نکته‏اى که راقم در سر و این نوشتار در دل دارد، رعایت غایت احتیاط در داورى ، و توجه به تکامل تاریخى دانش و بینش انسان‏ها (حتى فرهیخته‏گان) است. و به هیچ روى بر آهنگ همسان سازى نگرش‏ها نبوده است که به آراء صاحب مثنوى صورت مقبولى از تفسیر بخشد تا با ضوابط روزگار ما سازگار بیفتد و یا گَرد نقد از دامان مثنوى بروبد که چنین روفتن بر طبل جهالت کوفتن و چنین دفاع آب بر آسیاب شکست ریختن است.

این معارف که از خاکسارى درگاه بارى حاصل آمده، از چشمه زبانى دو زبان جوشیدن گرفته و از مجراى سماع مریدان جان‏هاى عطشناک را سیراب مى‏کرده است.
پس مثنوى تراوش روح و ذهن مولاناست، که در انتظار گوش هایى لایق بوده است تا "چنگ مثنوى " را "ساز" کرده احوال مستمعان را خوش کند، صدایى نجات بخش که اسیران طوفان را به "جزیره" مى‏خواند، "نفیرى " وصال طلب که روى خطاب با تمام "مرد و زن" دارد، و "دکان توحید" که بر سراچه بینش زده تا "صیقل ارواح" کند. 2. مثنوى کتابى است الهامى و نه تألیفى ، معانى و معارفى که بر جان مولانا فرود مى‏آمده و احوالى که بر او پدیدار مى‏شده در دیباى موقّر ابیاتى پرهنر درآمده مایه رشک ادیبان و اشک عارفان شده است.
گر شدى عطشان بحر معنوى ‏
فرجه‏اى کن در جزیره مثنوى ‏
فرجه کن چندان که اندر هر نفس‏
مثنوى را معنوى بینى و بس‏ [2]
o o o
ادامه مطلب را حتما بخوانید ... بسیار جالب است


[305] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/06/6 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 12:13 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : تاریخ ادبیات |

مهدی اخوان ثالث از پیش‌كسوتان شعر امروز فارسی به ویژه شعر حماسی و اجتماعی است. او را شاعر حماسه‌های شكست می‌نامند. شعر اخوان ریشه در ادبیات گذشته ایران دارد كه هم از نظر زبان و هم از نظر مضمون قوی و پر بار است. او در شعرش كلمات زبان محاوره را به راحتی در كنار كلمات ادبی فاخر می‌نشاند و از این حیث زبان غنی و خاص خود را داراست كه در میان شاعران معاصر كاملاً مشخص است.

اشعار او ریشه های اجتماعی و عاشقانه دارد. اخوان در جوانی با شعر كلاسیك فارسی آشنا شد و به سرودن قصیده و غزل پرداخت اما همواره به دنبال نوعی تازگی در شعر بود اخوان و در پی آشنایی با نیما و تحت تأثیر شعر او دگرگون شد.
اشعار نخستین او تماماً به شیوه كهن است كه حاكی از توانایی وی در سرودن به شیوه سنتی است. سبك‌ شعریی اخوان‌ ثالث‌ در اغلب‌ مجموعه‌ های‌ او سبك‌ حماسیی و اساطیری‌كهن‌ با الهام‌ از ‌فردوسی است‌ و تأثیر شاهنامه‌ در بیشتر اشعار او آشكار است‌ بطوریكه‌ شیوه‌ شاعری‌ او نوعی سبك‌ خراسانی نوین‌ است‌.

اما آنچه وی را در مقام شاعری صاحب سبك معرفی می كند اشعار نو و تازه اوست كه آغاز آنرا می‌توان در مجموعه "زمستان" دانست. اخوان وزن را با شعر فارسی همراز و همدم می‌دانست و نمی‌خواست آنرا از شعر بگیرد. قافیه را هم برای تعادل و توازن و تناسب شعر لازم می‌دانست و آنرا به كلی رد نمی‌كرد.

زبان وی كاملاً مستقل، تازه و ویژه خود اوست. زبان او مجموعاً لحن حماسی دارد. لحنی كه ریشه آنرا در اشعار فردوسی، ناصر خسرو و بهار می‌توان یافت.
اخوان از تغزل گویی به حماسه سرایی رسید و شاعری اجتماعی شد. او باشور و هیجان پای به میدان اجتماع گذاشت اما خیلی زود گرفتار شكست شد و به وحشت افتاد. از این پس تمام وجود او را ناامیدی فرا گرفت و او حماسه سرای غم‌ها گشت.

منتقدان و محققان، اشعار اخوان را به سه دوره تقسیم می کنند:

دوران نخست که از حدود بیست سالگی او آغاز شد و تا سال ۳۲ ادامه یافت. در این دوران او اشعاری به سبک قدما می سرود. در این دوران بود که به گفته مرتضی کاخی ملک الشعرای بهار آینده شعری خوبی برای اخوان آرزو می کند. در این دوران م. امید به زبانی فاخر و متشخص نزدیک می شود.
دوران دوم فعالیت ادبی او از بعد بیست و هشت مرداد ۳۲ آغاز می شود و تا حوالی سال های پنجاه تا پنجاه و یک ادامه می یابد. اخوان در این دوران به طور جدی به شعر نیمایی می پردازد و با تسلطی که به اوزان ادبیات کلاسیک دارد و با علاقه ای که به زبان خراسانی نشان می دهد، ازهم آمیزی آنها با شعر نیمایی اشعاری خلق می کند که از نظر وزن و قافیه، زبان و مضمون کاملا نو و متفاوت اند.

در این دوران است که مضامین سیاسی و فلسفی در اشعار او جان می گیرند و به دلیل اشعار این دوران، که دوران پس از شکست نهضت ملی است، او شاعر حسرت ها و حماسه های شکست خورده لقب می گیرد. کار او با زبان در این دوران رشک برانگیز است.

زبان فاخر و متشخص اشعار او، همراه با مضامین نویی که به کار می گیرد، سبب آفرینش شعرهای درخشان و کم نظیری در ادبیات معاصر ایران می شود

دوران سوم فعالیت های ادبی اخوان از اوایل دهه پنجاه تا پایان روزگار او ادامه یافت. شاخص ترین کارهای اخوان در این دوره نوشتن کتاب بدعت ها و بدایع نیما یوشیج و عطا و لقای نیماست. او در کتاب نخست بدیع و عروض و قافیه، فرم و بیان شعری نیمایی را جزء به جزء شرح داده و انطباق و سازگاری آنرا با ادبیات کلاسیک ثابت کرده و به این ترتیب به تثبیت و استحکام شعر نو فارسی و به ویژه بخش نیمایی آن پرداخته است.
آخرین مجموعه شعر اخوان یکسال پیش از درگذشت او با نام تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم منتشر شد. اخوان در این مجموعه دیگر بار به سوی ادبیات کلاسیک روی کرده است.
سال ها از درگذشت اخوان ثالث گذشته، اما هنوز آثار او به طور جدی در میان شاعران معاصر مطرح است.
اخوان از بسیاری از اساتید مدعی دانشگاه‌ها بیشتر بر زبان و ادب فارسی و ظرائف آن مسلط بود. مجموعه مقالات و موخره هایی که بر دواوین شعرش نوشته است، گویای این امر است.
به همین دلیل اخوان شاعری ادیب و سخن پرداز است. به عبارتی تسلط او بر دانش ادبی و صناعات آن از جوهره شعریش تاحدی کاست و هرچه جلوتر رفت این ویژگی بارزتر شد.
در شاعران معاصر کمتر کسی را داشته و داریم که به میزان اخوان بر زبان و ادب فارسی مسلط بوده است. تعریف اخوان از شعر به بیان خود وی را می‌توان نمایانگر درك عمیقش از شعر دانست :

«شعر محصول بی‌تابی آدم است در لحظاتی که شعور نبوت بر او پرتو انداخته. حاصل بی‌تابی در لحظاتی که آدم در هاله‌ای از شعور نبوت قرار گرفته است. شاعر بی‌هیچ شک و شبهه طبعا و بالفطره باید به نوعی، دیوانه باشد و زندگی غیر معمول داشته باشد و این زندگیهای احمقانه و عادی که غالبا ماها داریم، زندگی شعری نیست. باید همه‌ی عمر، هستی، هوش، همت، همه‌ی خان و مان و خلاصه تمامت بود و نبود وجود را داد»

روحش شاد و یادش گرامی باد.



[269] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/05/24 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 09:27 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : تاریخ ادبیات |


محمدرضا شَفیعی کَدکَنی، زاده ی ۱۹ مهر سال ۱۳۱۸ از نویسندگان و شاعران امروز ایران است. تخلص وی در شعر م. سرشک است.
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در سال ۱۳۱۸ دربخش كدكن شهرستان تربت حیدریه در استان خراسان رضوی، چشم به جهان گشود. شفیعی کدکنی دوره‌های دبستان و دبیرستان را در مشهد گذراند، و چندی‌ نیز به‌ فراگیری‌ زبان‌ و ادبیات‌ عرب, فقه،‌ کلام‌ و اصول‌ سپری کرد. او مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه فردوسی و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت. او اکنون استاد ادبیات دانشگاه تهران است. او از جمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث شاعر خراسانی به شمار می رود و دلبستگی خود را به اشعار وی پنهان نمی کرد.


وی سرودن شعر را از جوانی به شیوه کلاسیک آغاز کرد. ولی پس از چندی به سوی سبک نو مشهور به نیما یوشیج روی آورد .او با سرودن در کوچه باغ های نیشابور به نام‌آوری رسید. آثار شفیعی را می‌توان به دو گروه انتقادی و مجموعه اشعار خود وی تقسیم کرد. آثار انتقادی این نویسنده، شامل تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزه نظریه ادبی می‌شود، که بخشی از آن‌ها در زیر آورده شده‌اند. در میان آثار نظری شفیعی کدکنی کتاب موسیقی شعر جایگاهی ویژه دارد و در میان مجموعه اشعار در کوچه باغ‌های نشابور آوازه بیشتری دارد.


شفیعی کدکنی را باید در زمره ی شاعران اجتماعی بدانیم. او در اشعار خود تصویری از جامعه ایرانی در دهه ی ۴۰ و ۵۰ خورشیدی را بازتاب می دهد، و با رمز و کنایه آن دوران را به خواننده می نمایاند. دلبستگی و گرایش فراوان به آیین وفرهنگ اسلامی و بخصوص خراسان نشان می دهد.

                                                                                       شعری از او در دنباله ی مطلب



[210] پست شده توسط « پوریا »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/05/9 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 05:05 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | مكاتب ادبی |

مكتب «كلاسیسیسم» اولین سبك ادبی است كه در قرن هفدهم، بعد از دوران باروك در فرانسه به وجود آمد. نهضت اومانیسم (انسانگرایی ) را كه در قرن چهاردهم درایتالیا شكل گرفت، تاحدودی می توان زمینه ساز مكتب كلاسیسیسم فرانسه دانست. كلاسیسیسم مكتب قانونها، قواعد و اصول است كه بایدها ونبایدهای بسیاری را شامل می شود. پیروان این مكتب، مطابق قواعد وقوانین قدما عمل می كنند و در ادبیات به تقلید از ادبیات یونان و روم می پردازند. در قرن هفدهم ، آثار نویسندگان به دو دسته كلاسیك و غیركلاسیك یا مردمی تقسیم می شد. ادبیات كلاسیك نیز، ادبیاتی عامه پسند ومردمی نیست. این ادبیات مختص طبقات بالای جامعه و قشر تحصیل كرده وخاص مدارس به منظور آموزش است. از نظر نویسندگان كلاسیك یك اثر ادبی یا هنری با رعایت كامل و دقیق اصول وقواعد كلاسیك می تواند به درجه «كمال » و «زیبایی» مطلوب برسد. به همین دلیل شعرا و نویسندگانی مانند مونتنی ، رونسار ، كرنی چون این اصول را رعایت نمی كردند و بیشتر به زبان مردم وعامه می نوشتند یا می سرودند، آنها را جزو نویسندگان كلاسیك محسوب نمی كنند.

عقاید كلاسیكها
«انسان شریف » : به عقیده كلاسیكها انسان باید از نظر اخلاقی و اجتماعی درسطح ایده آل و مطلوب ودارای «هنر زندگی كردن» باشد. یعنی اعتدال، دانش بدون فخرفروشی ، رعایت ادب و نزاكت بدون حقیرشمردن خود، رعایت احترام وادب در برابر خانمها، ایمان بدون تعصب را در زندگی رعایت كند، كه روی هم رفته برای چنین انسان ایده آلی، كلاسیكها عبارت «انسان شریف» را به كار می برند. .
تقلید از طبیعت كلاسیكها طبیعت را درآثار خود نه با تمام واقعیت بلكه تنها با جنبه های خوب و ایده آل آن ارائه می دهند یعنی طبیعت را نه آنطور كه هست بلكه آنچنان كه می خواهند باشد، همراه با آرزوها و آرمانهای خود نمایش می دهند. آنان با درنظرگرفتن عقل ومنطق وبدون دخالت احساسات خود طبیعت را به تصویر می كشند.
آموزنده وخوشایند بودن: نویسندگان كلاسیك معتقدند كه آثارشان باید علاوه براینكه موردقبول و توجه خواننده قرار می گیرد باید برای او آموزنده نیز باشد ویكی بدون دیگری فایده ندارد واین مسأله هدف نویسنده كلاسیك است.
بیانی واضح و روشن: زبان نویسنده كلاسیك باید زبانی واضح و صریح همراه با ایجاز و كلمات درست دقیق و مناسب باشد.

لطفا ادامه مطلب را مطالعه بفرمایید


[199] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/05/6 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:15 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | غزل | سبك ادبی | تاریخ ادبیات | آرایه های ادبی |


در سبك عراقی واژه‌هایی به‌خصوص و تصاویر و تشبیهات و استعاره‌هایی جا‌افتاده، سنگ بناهای شعرند و در معماری سنتی شعر عراقی از همان‌ها استفاده می‌شود. این سنگ بناها در طول سالیان چنان صیقل خورده كه بهره‌گیری از آن‌ها كلام هر شاعری را یك‌دست می‌كند و از طرفی از آن تصاویر محدود و مشخص، استعاره‌هایی به وجود آمده كه كاركردی مشخص دارند. به عنوان مثال در سبك عراقی برای پدیده‌هایی همچون اشك، چشم و گل استعاره‌هایی انگشت‌شمار وجود دارد. اما در سبك هندی، كه انقلابی در صورِ خیال و تركیب‌های شعری است‌، واژه‌‌های شعری و استعاره‌ها چنان‌كه در سبك عراقی دیده می‌شود، مشخص و خاص نیستند. تقریباً هر واژه‌ای می‌تواند برای انتقال معنی و احساس در شعر آورده شود و به همین ترتیب هر تشبیه و استعاره‌ای مُجاز است به انقلاب شعر كمك كند. در شعر بیدل كه اوج تصویر‌پردازی و تخیل سبك هندی است، تصاویر نامحدودند. اما با توجه به نگاهِ استعاری بیدل كه هر چیزی را به شكل ذهنیت خود در‌می‌آورد، تصاویر و استعاره‌های مختلف روی در جهتی خاص می‌‌گذارند. در واقع نگاه بیدل، اشیا و مفاهیم را به همسویی و همسانی فرامی‌‌خواند. می‌توان چند نمونة اصلی از این هم‌سویی و همسانی‌ها را در گزاره‌های زیر بیان كرد:
گزارة الف: جهان و پدیده‌هایش همگی شكوفا می‌شوند و گل می‌كنند.
گزارة ب: جهان و پدیده‌هایش همگی در حركت خود به عجز و یأس و در نتیجه به حیرت و بی‌كاری می‌رسند.
گزارة ج: جهان و پدیده‌هایش همگی برای رهایی (رسیدن به آرامش) وحشت‌زده می‌رمند.
گزارة الف «تولد»، گزارة ب «زندگی» و گزارة ج «مرگِ» اشیا را مورد نظر دارد. حال گزاره‌های بالا را كمی گسترش می‌دهیم:
گزارة الف (تولد): تولد با نام‌ها و تركیباتی همچون شكوفا شدن، چمن‌آرایی، گل كردن، دمیدن، رنگ، شوخی (پیدایی)، نمود، جلوه كردن، لباس پوشیدن و... همراه با تصاویر گوناگون در شعر بیدل خودنمایی می‌كند. در كنار تصاویر گوناگون تولد (دمیدن و ...) همواره «عرق و عرق كردن» دیده می‌شود كه بیانگر خجالت و شرمساری حاصل از دمیدن است. زیرا در جایی كه «او» هست، نمود ذرّه‌ها مایة خجالت آن‌هاست. پس همة اشیا در نمود خویش غرق عرق‌اند:

عرق گل كرده‌ام از شرم هستی                               
مرا از چشم شبنم آفریدند   

                                                                                        دکتر محمد رضا اکرمی


[202] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/05/4 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 21:30 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی | ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات |

مطلب زیر را آقای  علیرضا برات وند برای ما ارسال كردند . از ایشان تشكر می كنیم .

دوستان گرامی ، امروز می خواهم به این نکته بپردازم که آیا فارسی دری ساخته و پرداخته دو سده نخست حکومت تازیان است یا اینکه پیشینه اش به دوران های پیش از آن بازمی گردد. در اینجا دو دیدگاه مطرح گردیده است که هرکدام مورد کنکاش قرار می گیرند تا درستی یا نادرستی هرکدام از آنها روشن شود .

دیدگاه نخست اینست که دری ساخته و پرداخته سده های نخست اسلامی است و چندان دیرین نیست . این دیدگاه مکتب نسبتا نوپای بیش تر آمریکایی است که در ((ملت خیالی)) (imagined nation)، اثر وزیری متجلی است . نویسنده نخست دیدگاه خاورشناسان ، از دارمستتر گرفته تا لازار را بی پایه خوانده ، دشواری های کارشان را بررسی می کند ، انگاره هایشان را سست می پندارد و سرانجام به دیدگاه غفوراف گرایش می یابد که : فارسی و دری از یک ریشه اند ، هردو از هر زبان دیگر به سغدی نزدیک ترند و کوتاه آنکه دری ، در دوران اسلام ، از ترکیب چند زبان (از جمله عربی) در آسیای میانه (تاجیکستان و افغانستان کنونی) زاییده شد . (ص116-119، همچنین بنگرید به : سلسله کتابهای ناصر پورپیرار که با دوازده قرن سکوت،تهران 1379 آغاز شد) .



درست دیدگاهی که روبه روی دیدگاه نخست قرار دارد مکتب دانشمندانی است که زبان فارسی/دری را زبانی یگانه و استوار پنداشته اند که از دوران ساسانی در سراسر ایران از تیسفون تا آسیای میانه گسترده بوده است . نقطه ی اوج این دیدگاه در اثر دانشمند شادروان ، دکتر محمدی متجلی است . ویژگی این دانشمند این است که عربی را بهتر از بسیاری پژوهشگران ایرانی و اروپایی می دانست و منابع را آسانتر می توانست بخواند . پژوهش در این آثار وی را بدان جا می کشاند که در گفتاری گسترده (تاریخ و فرهنگ ایران ، ج4 ، ((اشاراتی که به زبان فارسی ، قبل از اسلام و پس از اسلام شده ، ص ص 52-70 ، ((فارسی زبان فراگیر تمامی سرزمین های ایران از قبل از اسلام تا بعد از اسلام )) ، ص ص 70-86 ، (( الفارسیه الاولی و الفارسیه الثانیه )) ، ص ص 86-95 ، ((فارسی عامل پایداری فرهنگ ایرانی ، ص ص 95-99 ) اظهار می دارد که در سراسر آثار عربی ، از ابن مقفع گرفته تا مقدسی ، همیشه مراد از فارسی ، همان زبان شناخته شده ( زبان رودکی و بلعمی ) بوده است و توجیه (( فارسی )) به پارتی و پهلوی و دری و ایرانی کاری بیهوده و زاییده بدفهمی منابع است . این زبان از میانه دوران ساسانی فراگیر بود ، هم زبان مردم بود ، هم زبان دیوان های دولتی و دربار و نامه نگاری و پیشینه ها و دیگر . این زبان را به خط های گوناگون از جمله سریانی نوشته اند . هنگامی که خط فارسی به عربی تغییر یافت ، زرتشتیان ایران به این تغییر تن درندادند و زبان فارسی را همچنان به خط کهن خود می نوشتند . آنگاه برای اینکه میان این دو خط فرقی باشد ، دومی را پهلوی خواندند . آن زبان فارسی را ، چون در دربارها و دیوان های دولتی هم معمول بود ، گاه ((دری)) خوانده اند . نیز از همین زمان بود که کتابهای بزرگ ایرانی –از جمله کلیله و دمنه- از فارسی به عربی ترجمه شد نه از پهلوی .


بقیه را در ادامه مطلب بخوانید

* شما هم می توانید با استفاده از این آدرس مطالب خود را برای ما ارسال كنید .

[190] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/05/1 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 14:23 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | مقالات |

اربابان ادب و شعر و صاحبان ذوق و هنر فارسى در طول پیدایش ادبیات و خلق آثار و شاهكارهاى ادبى‏شان در وصف زن و ستایش عشق و زیبایى‏هایش و قدردانى از مقام شامخ او سخنان بلندى گفته‏اند و سرتاسر پهنه ادبیات ایران‏زمین پر است از اشعارى كه در ستایش حسن و زیبایى زنان سروده‏اند. از این‏رو برخى معتقدند جهت شناخت تصویر و هویت زن ایرانى باید به ادبیات نیز مراجعه كرد.

زن در ادبیات فارسى رسالت‏هاى چندگانه‏اى را بر عهده دارد؛ گاه مظهر عشق و دلدادگى است و عاشق است، گاه معشوق است، زمانى همسر است و در وقتى دیگر در مقام مادرى دلسوز و فداكار و مربى تربیتى خانواده گاه زن مظهر پارسایى و توكل است و زمانى مظهر زهد و پرهیزگارى، گاه مظهر خردمندى و سیاستمدارى و میهن‏پرستى است و در جایگاهى دیگر كینه‏توز و فتّان. كه در این مجال بخش‏هایى از آن را یادآور مى‏شویم.


زنان عاشق، زنان معشوق
عاشقانه‏هایى كه در ادبیات، زنان در آن نقش فعال دارند معمولاً به دو صورت طرح مى‏گردد.

الف) عشق‏هاى جسمانى (اروتیك): عشق‏هایى است كه در آنها بیشتر جنبه‏هاى مادى و جسمانى بیان مى‏شود و عاشق را پروایى از بیان آن نیست. این عشق‏ها، عشق‏هایى زمینى‏اند مانند داستان سودابه و سیاوش، ویس و رامین، بیژن و منیژه، زال و رودابه.

ب) عشق‏هاى عُذرى: در این نوع عشق، عاشق یا هر دو (عاشق و معشوق) به جنبه جسمانى و مادى توجه ندارند و معمولاً این عشق‏ها، عشق‏هایى همراه با عفت است و عاشق پروایى از بیان عشق خویش ندارد و به سرعت رنگ عرفانى و روحانى به خود مى‏گیرد. از این دست عشّاق در ادبیات غنایى و عرفانى به وفور یافت مى‏شود كه معروف‏ترین آنها لیلى و مجنون است و همچنین داستان زین‏العرب و بكتاش كه از جمله داستان‏هاى جذاب و جالب الهى‏نامه است و از آن دسته داستان‏هایى است كه نمونه عشق عذرى و پاك عشاق است. این داستان كه مظهر و مثالى از عشق آرمانى است رنگ و بوى الهى دارد. عشقى پاك خالى از شهوات و آلودگى‏هاى جسمانى و نفسانى.



[130] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/9 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:22 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : حماسی | ادبیات فارسی | مقالات | فردوسی | تاریخ ادبیات |

زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com

 

داستان «رستم و اسفندیار» از جمله نغزترین داستان‌های شاهنامه است. این داستان نه تنها « شاهكار شاهنامه »1كه دیر آشناترین شاهكارهای ادب پارسی است‌.
در سیر تدوین این داستان آمده است‌:‌ «در الفهرست جزء كتب تاریخی پهلوی كه به عربی نقل شده‌، نام داستانی از رستم و اسفندیار آمده و ترجمه ی عربی آن به جبله بن سالم نسبت داده شده است . داستان رستم و اسفندیار از كتب مشهور آن روزگار بوده و علی الظاهر اصل پهلوی آن میان نویسندگان شاهنامه ی منثور و یا نزد راویان خراسان، شهرتی داشته است. ثعالبی و فردوسی هر دو از داستان رستم و اسفندیار یاد كرده‌اند اما میان ثعالبی با استاد توس در شرح بعضی از جزئیات اختلافاتی وجود دارد‌.»2
فردوسی در آفرینش شخصیت‌ها و قهرمانان این داستان چونان تندیس‌گری ماهر‌، پیکره‌ی وجودی ایشان را پی ریخته است و سپس با دم اهورایی خویش به حركت‌شان واداشته و حیاتشان بخشیده است. آن‌گاه ناخداوار كشتی ذهن و ضمیر آنها را به سوی مقصد نهایی كه همانا آبراهه‌ی تقدیر و سرنوشتشان بوده‌، هدایت نموده و درست از همین روست كه جزئی‌ترین حركات و مكتوم‌ترین اندیشه‌ها و خیالات از دید ژرف كاو و او دور نمانده است‌.
به دل گفت بهمن كه این رستم است    و یا آفتاب سپیده دم است !؟

بترسم كه با او یل اسفنــــدیار             نتابد بپیچد ســـــر از كارزار

من این را به یك سنگ بی جان كنم      دل زال و رودابه پیچان كنم

… دل رستم از غم پر اندیشه شد        جهان پیش او چون یكی بیشه شد
كه گر من دهم دست بند ورا               و گر سرفرازم گزند و را
دو كار است هر دو به نفرین و بد          گزاینده رسمی نو آیین و بد
3

و موارد فراوان دیگر كه باز گفتشان از حوصله‌ی این نوشتارخارج است‌. این چربدستی و مهارت‌، تنها آشكار ساختن واگویه‌های درونی افراد و منویات با‌طنی ایشان نیست‌؛ بلكه وی استاد بی‌نظیر خلق صحنه‌های بدیع و مناظره‌های دو سویه است‌. بی گمان حاضر جوابی و حضور ذهن قهرمانان داستان‌هایش‌، فراست و بدیهه گویی این خداوندگار سخن را آشکار می‌سازد و این چنین است‌.
که وی درخصوصی‌ترین گفتمان‌ها و گزینش خواهش آمیزترین تركیبات در جهت نمایان ساختن استیصال رستم و بیزاری وی از جنگیدن با اسفندیار، دردناك‌ترین صحنه‌ها را می‌آفریند. این یل شیراوژنی كه :
دو رانش چوران هیونان ستبر      دل شیر و نیروی ببر و هژبر
یا
به بالا به سان نهنگ دژم        كه گفتی جهان را بسوزد به دم
یا
جهان آفرین تا جهان آفرید      سواری چو رستم نیامد پدید4


اینك در برابر اسفندیار ایستاده است‌، همان گونه ستبر و بشكوه كه تاركش نحوست كیوان را می‌خلد‌؛ با بیانی پر سوز كه برای اولین بار در تاریخ زندگی پر فراز و فرودش رخ نموده است؛ می‌زارد كه :
مكن شهریارا جوانی مكن    چنین بر بلا كامرانی مكن
دل ما مكن شهریارا نژند      میاور به جان خود و من گزند
5
و ابیات بسیاری از این دست كه خواندن و تجسم‌شان دل و دیده را خون پالا می‌كند‌. آیا براستی فردوسی به هنگام سرایش این درد پندها ، آسمان دلش بارانی نبوده است ؟
و شگفت این جاست كه فردوسی در پردازش این صحنه‌ها‌، همان سترگی و شكوهی را به رستم می‌بخشد كه وی هنگام رجز خوانی در عرصه‌های نبرد داراست و درست از همین روست كه با تمام این لابه‌ها و خواهش‌گری‌ها كه ابیات زیادی را به خود اختصاص داده و در این داستان از بسامد بالایی برخوردار است‌؛ حتی سرسوزنی از هیمنه و تفاخر رستم، نزد ما كم نمی‌شود و چونان گذشته، وی را همواره بر چكاد بلندی از راد‌مردی و مناعت باز می‌یابیم كه بزرگوارانه و پدر وار حریف جوان و خام اندیش خویش را اندرز می‌دهد و طرفه آن كه در این صحنه‌ها هر چقدر شخصیت رستم در برابر ما بزرگ و دست نیافتنی جلوه می‌كند‌؛ به همان میزان اسفندیار كوچك و كوچك‌تر می‌شود.


[72] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/18 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 02:52 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : تاریخ ادبیات |


زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com

آل احمد،  جلال
؛ داستان نویس - پژوهشگر-مقاله نویس و مترجم

سال و محل تولد:     2 آذر 1302 - تهران
سال و محل وفات:    18 شهریور 1348 - اسالم گیلان
زندگینامه:    جلال آل احمد در 2 آذر 1302 در تهران به دنیا آمد. در 1323 به حزب توده پیوست و سه سال بعد در انشعابی جنجالی از آن كناره گرفت. نخستین مجموعه داستان خود به نام «دید و بازدید» را در همین دوران منتشر كرده بود. او كه تاثیری گسترده بر جریان روشنفكری دوران خود داشت، به جز نوشتن داستان به نگارش مقالات اجتماعی، پژوهش‌های مردم شناسی، سفرنامه‌ها و ترجمه‌‌های متعددی نیز پرداخت. شاید مهمترین ویژگی ادبی آل احمد نثر او بود. نثری فشرده و موجز و در عین حال عصبی و پرخاشگر، كه نمونه‌ها‌‌ی خوب آن را در سفرنامه‌های او مثل «خسی در میقات» و یا داستان-زندگی‌نامه‌ی «سنگی بر گوری» می‌توان دید. وی در 18 شهریور 1348 در اسالم گیلان درگذشت. 
 

آثار:    از رنجی كه می بریم اورازان پنج داستان تات نشین های بلوك زهرا جزیره خارك در یتیم خلیج فارس چهل طوطی خسی در میقات در خدمت و خیانت روشنفكران دست های آلوده دید و بازدید زن زیادی سرگذشت كندوها سفر امریكا سفر به ولایت عزراییل سفر روس سه تار غرب زدگی مدیر مدرسه مكالمات نفرین زمین نون و القلم یك چاه و دو چاله
 




[89] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/12 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 01:00 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی | تاریخ ادبیات | مقالات |

الف) خط میخی
سومریان مردمی بودند که پیش از (3000) سال قبل از میلاد مسیح در قسمت جنوبی عراق سکونت داشته و دارای تمدنی بوده اند و خطی نیز داشتند که آن را از چپ به راست می‌نوشتند و این خط میخی است.
در حدود سنه‌ی  (3000) قبل از میلاد طوایفی سامی نژاد که آنها را فنیقی یا کنعانی می‌نامند از جزیره العرب یا سواحل خلیج فارس به سرزمین عراق تاخته و در جنب سومریان دولت و مدنیتی که آن را از سومریان آموخته بودند ایجاد کردند. ولی تمدن و دولت مذکور دوام نکرد و بار دیگر مقهور سومریان شد و آن مردم به سوریه و فلسطین شتافتند و در سواحل بحر ابیض سکنی گزیدند ولی طوایف سامی دیگری بعد از آنها در بابل و آشور قدرت پیدا کرده دولت‌های عظیمی به نام دولت (کاسانیان)، (آشوریان) و (کلدانیان) از اواسط قرن 18 ق. م. به بعد به وجودآوردند و بابل و نینوا پایتخت کلده و آشور شهرت جهانی یافت.
در همین ایام طوایفی که به (عیلام) یا ملوک (اَنزان) موسوم بودند در خوزستان و سواحل خلیج فارس، لرستان، قسمت غربی و جنوبی ایران برخاسته و رقیب بزرگی برای آشوریان شدند و شوش پایتخت آنان مشهور جهان شد.
خط میخی از چهار تا پنج هزار سال پیش از میلاد در نزد سومریان ساکن جنوبی بین النهرین معروف بود و از شکل بدوی (نقشی) ترقی کرده مرحله‌ی دوم و سوم را می‌پیمود، طوایف آشور و عیلام نیز همان خط را از سومریان گرفته و به کار بردند. این خط در حوالی (1700 ق. م.) در مرحله‌ی دوم و سوم بود که ایرانیان مادی هم آن را گرفته و به کار بردند.
درست روشن نیست که از چه تاریخ این خط به دست مادها افتاده است، اما معلوم است که این خط در دست ایرانیان رو به ترقی و اصلاح نهاده و در اواسط قرن (6ق. م.) از مرحله‌ی «نموداری» یعنی علامتی و «آهنگی» یعنی صوتی به صورت الفبایی درآمده است، و وقتی که کورش کبیر دولت هخامنشی را سر و صورت داد و بابل را در (538 ق. م.) فتح کرد، خط میخی که هنوز در کلده، آشور و عیلام به صورت نموداری و آهنگی بود در ایران صورت الفبایی یافته بود. کتیبه‌ها، نوشته‌های سنگی و سفالین پادشاهان هخامنشی که به سه زبان کلدانی، عیلامی و فارسی است این معنی را گواهی صادق است از این رو می‌توانیم بدانیم که ایرانیان مادی از دیرباز با این خط انس داشته اند و آن را دیری ورزیده و به کار انداخته و قریحه و ذوق خود را در اصلاح آن برگماشته و آن را به این صورت درآورده اند ورنه چگونه در مدت چند سال هخامنشایان می‌توانستند آن را از صورت اصلی به این صورت درآورند ؟

ادامه مطلب را بخوانید ...


[86] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/10 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 00:40 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | زبان فارسی | تاریخ ادبیات | مقالات | بهار |

ایرانیان خط را از کجا آموختند؟
مردم ایرانی، که به فرموده‌ی زرتشت از سرزمین «اَیْرانَ وَ یِْچَ» بیرون رانده و برای پیدا کردن چراگاه و خورش به سوی خوارزم و ایران رهسپار شدند غالبا مردمی بیابانی، چوپان و برزیگر بیش نبودند و از خود خط، ادبیات، فرهنگ و آداب شهرنشینی نداشتند. این معنی از حالت آریایی‌های سکایی، تخاری، سَرْمَتْ و الَاّن، که بعدها از مشرق آسیا وارد ایران شده و برای به دست کردن چراگاه و خورش با برادران ایرانی خود که پیش‌تر از آنان وارد ایران یا هند شده بودند به زد و خوردهای خونین پرداختند، معلوم می‌شود و می‌بینیم که آن قوم نه خطی داشتند و نه دارای کتابی و شریعتی بودند و به جز پرسش قوای طبیعی و ستارگان کیشی نداشتند و از این رو دارای تربیت شهرنشینی که خط سرآمد آن است نبودند.
دیگر می‌بینیم که خط‌های پذیرفته شده‌ی این اقوام نیز خط‌های ملل سامی است یعنی همان خطی که سایر برادران آریایی ما چون هند، یونان، روم، فرنگ، روس، ژرمان و سایر شاخه‌های نژاد سفید آن را تقلید کردند.
در اسطوره‌ها و نامه‌های باستانی ایران نیز این معنی ثبت است که خط از طرف دیوان به پادشان باستان ایران مانند طهمورث زیناوند آموخته شد و این سخن در شاهنامه یاد شده است آنجا که گوید:

چون طهمورث آگه شد از کارشان            برآشفت و بشکست بازارشان
کشیدندشان خسته و بسته خوار              به جان خواستند آن زمان زینهار
که ما را مکش تا یکی نوهنر                 بیاموزی از ما کت آید به بر
نبشتن به خسرو بیاموختند                    دلش را به دانش برافروختند
نبشتن یکی نه که نزدیک سی               چه رومی چه تازی و چه پارسی
چه سغدی چه چینی و چه پهلوی               نگاریدن   آن   کجا   بشنوی

از این روایت فردوسی که از روی روایات باستانی ایران گرفته شده است نیز به خوبی برمی‌آید که آریاهای آن روز که در ایران استقرار یافته اند، خود دارای تمدن و خط نبوده و این مبادی و اصول را از رعیت‌ها و زیردستان مغلوب خود آموخته اند و آن زیردستان مردم قدیم ایران بوده اند که بعدها از آنان به «دیو» تعبیر شده است و یا اسیران جنگی از نژادهای همسایه و یا اتباع ملل مجاور که مغلوب ایرانیان می‌شدند.
بالجمله آن چه از منابع صحیح و قراین روشن، ثابت و شواهد حسی به دست می‌آید آن است که در آغاز این گفتار بدان اشارت رفت. و می‌دانیم که ایرانیان (مادی‌ها) در طول مدتی که یوغ بندگی و رعیتی ملل مقتدر سامی (آشور) را به گردن داشتند، به خط آشوری که خط میخی است آشنا شدند و سپس که گردن از قید ذلت و بندگی آنان برتافتند و دولتی مستقل از خود برقرار ساختند خط میخی را تکمیل کردند و از این رو می‌بینیم که در بدو تشکیل دولت هخامنشی این خط مانند خط ملی مورد استعمال پادشاهان بزرگ چون کورش، داریوش، خشیارشا، اَرْتَخشْتَرْهَ و غیره است و در سنگ‌ها، مهرها، فلزها، گل پارها، دیگر کتیبه‌ها و نوشته‌ها آن را به کار برده اند. و سپس نیز خبر داریم که خط دیگری که آن هم از خط‌ها مردم سامی است، مورد استعمال ایرانیان قرار گرفته به خط پهلوی مشهور گردید.
اینک می‌خواهیم طرز و کیفیت خط‌های میخی، پهلوی و اوستایی را یکان یکان روشن سازیم بنابراین نخست اندکی در بنیاد سازمان خط بیان کرده پس آن گاه وارد موضوع می‌شویم.


[84] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/7 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 00:35 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | زبان فارسی | تاریخ ادبیات | بهار | مقالات |

محمد تقی بهار (ملک الشعرا) -  نباید پنداشت که خط یکباره در گوشه‌ای از جهان از طرف یک یا چند تن به طور کاملی اختراع شده و از آن جا به سا­یر جاها به ارمغان رفته است و یا هر قومی برای خود خطی کامل و زیبا ساخته آن را به دیگران آموخته‌اند، بلکه باید دانست که اصل خط‌های عالم، از نقش کردن پندار و تصور بشری با صورتی ساده و عاری از صنعت و کودکانه برخاسته است.

انسان از وقتی که به خود آمد و ارتباطی بین افراد صورت گرفت سعی داشت که اندیشه‌ها، مرادها و بویه‌‌های خود را به صورتی و شکلی به طرف بفهماند و ساده‌ترین طرزی را که برای به جا آوردن این مقصود پیشنهاد خاطر ساخت آن بود که آن خیال‌ها را بر روی صفحه‌ی سنگ یا پارچه‌ی تخته یا بر دیوار مغازه و اِشگفت مطابق صورت خارجی که در نظر است مجسم سازد، پس قدیم‌ترین خط‌های عالم قدیم‌ترین نقش‌هایی است که مردم برای مجسم کردن اندیشه‌های خود نگاشته‌اند و خط بدین طریق رفته رفته به وجود آمده است و خط‌هایی که بعدها نوشته شده و دنباله‌ی آنها تا امروز پیوستگی یافته، خلاصه‌ی آن نقش‌ها و کامل شده‌ی زحمت‌ها یی است که با نهایت سعی، آزمون، تکرار و اصلاحات پی  در پی از طرف مردم و در ازای زمان دست به دست به ما رسیده است.

مطالعه در تاریخ خط و دانستن تاریخ خط‌ها ی دنیا، بسیار مهم است و در این باب کتاب‌ها نوشته شده است و دانستن این علم انسان را به طرز معیشت، طرز فکر و طرز زندگانی قوم‌های مختلف جهان آشنا می‌سازد


[83] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/03/6 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 00:32 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | خیام | تاریخ ادبیات |


« 28 اردیبهشت ، سالروز بزرگداشت خیام ، گرامی باد »


زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com

حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی، مرگ در ۵۱۰ خورشیدی)  به خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری] هم نامیده شده‌است. او از ریاضی‌دانان، ستاره‌شناسان و شُعرای بنام ایران در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و دارای لقب حجةالحق بوده‌است، ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، فیتزجرالد  رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.

عمر خیام در سده پنجم هجری در نیشابور زاده شد. فقه را در میانسالی در محضر امام موفق نیشابوری آموخت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و اختر شناسی را فراگرفت. برخی نوشته‌اند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی فرا گرفته بود.

« تندیس زیبای خیام + زندگانی خیام و ... در ادامه ی مطلب »


[106] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه زندگانی خیام
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/02/28 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 03:00 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | مقالات | تاریخ ادبیات |

زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com
چكیده
شعر در یك دیدگاه كلی به دو حوزه شكل(
Form) و محتوا(Meaning) تقسیم می‌شود؛ آنچه شكل اثر را می‌سازد زبان، صورخیال، موسیقی (وزن و قافیه)و ساختار بیرونی و درونی )پیوند پوشیده عناصر متن در محور عمودی (است و محتوای اثر نیز بازتابی از جهان‌بینی، نگرش و تجارب وی‍‍ژه شاعر از دنیای پیرامون اوست .در ادوار مختلف شعر فارسی، توجه شاعران و ادیبان یا بر جهان معنای اثر بوده و یا بر شكل بیان آن؛ برای شاعران سبك خراسانی و عراقی و نیز سبك نیمایی دوران معاصر، كشف معانی عمیق انسانی، فلسفی، عرفانی و اجتماعی در درجه اول اعتبار قرار داشت‌. برای شاعران سبك هندی(اصفهانی)و پاره‌ای از جریان‌های ادبی معاصر مانند موج نو، شعر حجم، شعر ناب و پسامدرن، بخش‌هایی از شكل شعر؛ یعنی صورخیال و زبان اهمیت بیشتر داشته و دارد. اینكه كدام بُعد اثر هنری_ محتوا یا شكل _ ارزشمندی و جاودانگی آن را تضمین می‌كند، علی‌رغم كوشش بی‌وقفه منتقدان ادبی از افلاطون تا بارت و دریدا و اكو و دیگران، هنوز مشخص نیست و در بین منتقدان گرایش‌های افراطی به جانب معنا و یا شكل و نیز رویكردهای اعتدالی به هر دو حوزه اثر ادبی دیده می‌شود و متمایل شدن به هر جانب بستگی به منظر(Perspective) فرد دارد. سبك هندی، بی‌هیچ تردیدی یكی از دوره‌های قابل توجه در ادبیات كشورهای فارسی زبان است و شاید تنها سبكی است كه در مرزهای خارج از ایران و به صورت سبكی منطقه‌ای در مدتی طولانی رواج گسترده داشته است. نگرش و تحلیل انتقادی این دوره ادبی، علاوه بر روشن نمودن دلایل پوشیده اوج و فرود آن، می‌تواند در سرنوشت جریان‌های ادبی معاصر در ایران و سایر كشورهای فارسی زبان كارساز باشد. به نظر می‌رسد شعر فارسی علی‌رغم راه‌یافتن به جغرافیای سیاسی و فرهنگی جدید_ هندوستان_ از اوایل قرن دهم، نتوانسته «به عالم جدید معرفت‌شناخت» دست یابد و وارد «گفتمان سازنده» با فرهنگ هندی؛ از جمله سنت اسطوره‌ای، فلسفی، دینی و ادبی آن، نشده‌است و یكی از دلایل زوال آن نیز خالی بودن از تفكر بنیادین و فقر معنایی است. در این مقاله ضمن طرح چند فرضیه درباره علل این مسأله، فقر فكری و فلسفی را در سبك هندی، به ویژه نسل دوم؛ یعنی كسانی كه بعد از صائب به شهرت ادبی رسیده‌اند، بررسی خواهیم كرد.

واژگان كلیدی : نقد ادبی، نقد جامعه شناختی، سبك‌شناسی، سبك هندی، تفكر بنیادین

مقدمه
ادبیات به عنوان یكی از جلوه‌های اساسی فرهنگ، برای خود «عالمی» دارد با تمام ویژگی‌ها و راز و رمزهای مخصوص به خودش؛ منظور از این عالم، همان است كه در اندیشه مارتین هایدگر، مطرح است و تنها با وارد شدن در قواعد آن می‌توان تا حدی دركش كرد . اما نكته اینجاست كه «عالم ادبیات» (
Literary World) مانند هر عالم دیگری نظیر سیاست و فلسفه و غیره راز و رمزهایش را چنانكه باید در تیر‌رس شناخت پژوهندان قرار نمی‌دهد و مانند «راز سر به مهری» است كه همواره جویندگان را به سوی خود فرا‌می‌خواند؛ و این است كه مطالعه و تحقیق در دنیای ادبیات امری «مشكل اما جذاب و برانگیزاننده» است(Peck and Coyle,2007:178) یكی از مسائل پیچیده، بنیادین و پر جاذبه در باب ادبیات راز اوج و فرود آن در دوره‌های مشخص تاریخی است‌. به عبارت دیگر، همیشه این پرسش مطرح است كه راز «تعالی» و «انحطاط» دوره‌های ادبی در چیست؟ به نظر می‌رسد این پرسش از آن سنخ پرسش‌هایی است كه نمی‌تواند جوابی قطعی، جهان‌شمول و نهایی داشته باشد. زیرا مربوط به ماهیت رازآمیز ادبیات، شكل‌گیری، بلوغ و در نهایت افول آن در دوره‌‌های معین تاریخی است؛ دوره‌هایی كه از میدان تجربه و فهم كامل پژوهشگران خارج هستند. به همین دلیل است كه نیچه می‌گفت: «از چشم‌انداز امروز (افق كنونی) نمی‌توان گذشته را چنانكه به راستی بوده، شناخت.» (احمدی،1380: 510) اما این سخن بدان معنا نیست كه تلاش و كوشش برای فهم این راز و رمزها به نتایج سودمندی نمی‌انجامد. بلكه ناظر بر این اندیشه است كه هر تلاشی تنها می‌تواند بخشی از حقیقت حال را روشن كند. چنانكه گادامر ضمن پذیرش نسبی نظریه نیچه، آن را بدین شكل بیان كرد كه با برقراری «مكالمه» بین حال و گذشته می‌توان تا حدی به شناخت گذشته نائل آمد.(همان، 510) بنابراین، باید گفت ادبیات و فرهنگ یك دوره خاص تاریخی مانند كوه یخی است شناور در اقیانوس زمان گمشده، تنها بخش به كتابت در آمده و حفظ شده‌ آن برای محققان قابل درك است و نحوه و عمق درك آنها از همین بخش نیز تابع زاویه دید یا منظر (Perspective) آنان خواهد بود. زیرا گذشته همواره در «افق دید/ انتظارِ» (Horizon of expectation) حال مورد بازخوانی قرار می‌گیرد و این خوانش نمی‌تواند از مبانی فكری و معرفت‌شناختی عصر حاضر كه به‌ مثابه «پیش‌فرض‌های» نامریی عمل می‌كند، بركنار باشد.
ادامه ی مطلب ... را مطالعه نمایید


[70] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/02/27 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 19:45 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | فردوسی | تاریخ ادبیات |


زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com

« 25 اردیبهشت ، سالروز بزرگداشت فردوسی ، گرامی باد »

معرفی :
حکیم ابوالقاسم حسن بن علی توسی معروف به فردوسی (حدود سال ۳۱۹ تا حدود ۳۹۷ هجری خورشیدی) در ناحیه توس خراسان به دنیا آمد و همانجا درگذشت و به خاک سپرده شد. او شاعر حماسه‌سرای ایرانی و گویندهٔ شاهنامه فردوسی است که مشهورترین اثر حماسی فارسی است و طولانی‌ترین منظومه به زبان پارسی تا زمان خود بوده‌ است. او را از بزرگ‌ترین شاعران فارسی‌گو دانسته‌اند. در ایران روز ۲۵ اردیبهشت به نام روز بزرگداشت فردوسی نامگذاری شده‌ است .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تولد :
بنا به نظر پژوهشگران امروزی، فردوسی در حدود سال ۳۱۹ هجری خورشیدی (329 ه.ق./940 میلادی) در روستای باژ (پاز کنونی) در ناحیه توس خراسان متولد شد.

استدلالی که منجر به استنباط سال ۳۱۹ شده‌ است شعر زیر است که پژوهشگران بیت آخر را اشاره به قدرت رسیدن سلطان محمود غزنوی در سال ۳۷۵ شمسی می‌دانند:

بدانگه که بُد سال پنجاه و هشت
نوان‌تر شدم چون جوانی گذشت



فریدون بیداردل زنده شد
زمین و زمان پیش او بنده شد


و از این که فردوسی در سال ۳۷۵، پنجاه و هشت ساله بوده‌ است، نتیجه می‌گیرند او در حدود سال ۳۱۹ به دنیا آمده ‌است.

محمدامین ریاحی، از فردوسی‌شناسان معاصر، نام «حسن بن علی» را به خاطر شیعه بودن فردوسی مناسب دانسته و تأیید کرده‌است. منابع کم‌ارزش‌تر نام‌های دیگری نیز برای پدر فردوسی ذکر کرده‌اند: «مولانا احمد بن مولانا فرخ» (مقدمهٔ بایسنغری)، «فخرالدین احمد» (هفت اقلیم)، «فخرالدین احمد بن حکیم مولانا» (مجالس المؤمنین و مجمع الفصحا)، و «حسن اسحق شرفشاه» (تذکرة الشعراء). تئودور نولدکه در کتاب حماسهٔ ملی ایران در رد نام «فخرالدین» نوشته‌است که اعطای لقب‌هایی که به «الدین» پایان می‌یافته‌اند در زمان بلوغ فردوسی مرسوم شده‌است و مخصوص به «امیران مقتدر» بوده‌است، و در نتیجه این که پدر فردوسی چنین لقبی داشته بوده باشد را ناممکن می‌داند.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

كودكی و تحصیل :
پدر فردوسی دهقان بود که در آن زمان به معنی ایرانی‌تبار و نیز به معنی صاحب ده بوده‌است که می‌توان از آن نتیجه گرفت زندگی نسبتاً مرفهی داشته‌است. در نتیجه خانوادهٔ فردوسی احتمالاً در کودکی مشکل مالی نداشته‌است و نیز تحصیلات مناسبی کرده‌است. بر اساس شواهد موجود از شاهنامه می‌توان نتیجه گرفت که او جدا از زبان فارسی دری به زبان‌های عربی و پهلوی نیز آشنا بوده‌است. به نظر می‌رسد که فردوسی با فلسفه یونانی نیز آشنایی داشته‌است

زبان و ادبیات فارسی | www.Adabiiat.com

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جوانی و شاعری :
کودکی و جوانی فردوسی در دوران سامانیان بوده‌است. ایشان از حامیان مهم ادبیات فارسی بودند. با وجود این که سرودن شاهنامه را بر اساس شاهنامه ابومنصوری از حدود چهل سالگی فردوسی می‌دانند، با توجه به توانایی فردوسی در شعر فارسی نتیجه گرفته‌اند که در دوران جوانی نیز شعر می‌گفته‌است و احتمالاً سرودن بخش‌هایی از شاهنامه را در همان زمان و بر اساس داستان‌های اساطیری کهنی که در ادبیات شفاهی مردم وجود داشته‌است، شروع کرده‌است.
ادامه مطلب را بخوانید ... ( فردوسی پژوهی + تصاویر مقبره‌ی فردوسی و ... )


[76] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/02/25 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:02 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com