تبلیغات
بزرگ‌تر‌ین پایگاه ادبی - كباب و عریضه مرغ ها و خروس ها
 
امكانات
دانلود , دانلود فیلم , دانلود فیلم تبلیغاتی , دانلود كلیپ احمدی نژاد , كلیپ موسوی , بزرگترین سایت دانلود
							, دانلود برتر , فیلم و كلیپ داغ , كلیپ ادبی , مطالب داغ ادبی , عضویت در خبرنامه , عضویت در بزرگترین سایت ,
							www.Adabiiat.com , سبحان عباسپور , سبحان عباس پور جست و جو در سایت , كد جستجو , كد جست و جو , لینك جستجو , لینك مستقیم , لینك غیر مستقیم , لینك فیلم ,
							كد فید , كد فید برنر , جست و جو در مطالب سایت , موتور جست و جو , بزرگترین موتور جست و جو ,
							www.Adabiiat.com , سبحان عباس پور , سبحان عباسپور , معرفی به 150 موتور جست و جو , ثبت آدرس در موتور جستجو فال , فال حافظ , تفأل , تفأل زدن , تفأل به حافظ , تفأل اینترنتی , فال امروز , فال روز , تاریخ فال گیری , رمل , رمالی , جادو , سحر , سبحان عباس پور , www.Adabiiat.com
سبحان عباسپور , سبحان عباس پور , www.Adabiiat.com , اتم , بمب اتم , انرژی هسته ای , Iran Nuclear Program , 
							بمب اتم , ساخت بمب اتم , ساخت بمب دستی , اتم مطالب سایت , مطالب اتمی , مقالات هسته ای 	RSS , Feed RSS , Post Feed , Posts Feed , Post Feeds , Blog Feed , Site Feed , Sobhan Abbaspour , www.Adabiiat.com , Feed Burner , Farsi Feed , Feed reader , Feed Reader Code , Google Reader Subscription , Adabiiat.com Feed , آر اس اس , آر اس اس مطالب سایت , نمایش آر اس اس , كد نمایش آر اس اس , كد فید خوان مطالب ارسال به یاهو , ارسال به یاهو مسنجر و و , ارسال مطالب داغ , مطالب داغ اینترنت , گلچین مطالب داغ , یاهو مسنجر , دانلود یاهو مسنجر , ورژن جدید یاهو , چت‌ آنلاین , چت روم فارسی , بزرگترین چت روم فارسی , ارسال مطالب داغ ادبیات , www.Adabiiat.com , مطالب داغ سبحان عباس پور

اندازه قلم :
افزایش | كاهش

اسلاید دبیران

تصویر قبلی |

 تصویر بعدی

اشعار شاعران
در این قسمت بر اساس علاقه‌ی خود نام شاعری را انتخاب كنید تا به اشعار شاعر مورد نظر دسترسی پیدا كنید .
 

برندگان مسابقات
جایزه , مسابقه , مسابقه ادبی , مسابقه وبلاگنویسی , شركت در مسابقه , هر ایرانی یك ستاد , هر ایرانی یك جایزه , جوایز ارزنده , جوایز داغ ,  جوایز ارزشمند , جوایز نفیس , شركت در مسابقه , بزرگترین مسابقه , به روز ترین , بهترین , بزرگترین , ترین ها , مسابقات , مسابقه اینترنتی , مسابقه آنلاین , مسابقه سایت , دریافت آنلاین
آقای مهرزاد ( 15 امتیاز )
آقا مهدی ( 10 امیتاز )
آقای شاه بیك ( 10 امتیاز )
ستاره خانم ( 5 امتیاز )
آقای نوری ( 5 امتیاز )
آقای رضایی  ( 5 امتیاز )
آقا پویان  ( 10 امتیاز )
آقای بایگان  ( 5 امتیاز )
(به روزشده : 23 فروردین)
* هر پاسخ درست = 5 امتیاز
* حد نصاب جایزه = 30 امتیاز
گزارش سایت
الف) شناسنامه
تأسیس : 1فروردین 1388
هدف تأسیس : گسترش رونق ادبیات در فضای مجازی
سال 88 : سال آغاز
سال 89 : سال شكوفایی
بازتاب های بیرونی :
بیا تو بندر ، آفتابگردون
حامی مالی : دبیرستان نمونه فرهنگ
ب) آمار و ارقام
تعداد دامین : 1 عدد
Adabiiat.com
تعداد نویسنده : 2 نفر
سبحان عباس پور
پوریا سرهنگ پور
دفعات تعویض قالب : 5 بار
اردیبهشت ، مرداد ، مهر ، آذر و اسفند 88
تعداد تبلیغات پذیرش شده :
2 عدد
mihanpatogh.com
gorganet.org

مورد دان شدن سایت :
1 مرتبه / آبان 88
مورد هك شدن دامین :
1 مرتبه / بهمن 88
تعداد نظرسنجی ها سایت : 12 عدد
پ ) بازدیدها
امروز:
دیروز :

این ماه :

ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , طنز ,

برگرفته از عمران صلاحی / یك لبخند و هزار خنده
كباب : بدان كه آدمیان از گوشت چرندگان و پرندگان انواع و اقسام كبابها می سازند از قیبل آهو، تیهو، بره، كبك، دراج، مرال، گلوكوهی، قرقاول، مرغ، جوجه. بعضی را روغن می زنند، بعضی را با آب لیمو قرمز می كنند و هركدام از این گوشتها بوی مخصوص دارد.
  اما هیچ كدام از این كبابها بوی گوشت گوسفند شیشك و بره را ندارد. واقعاً بوی كباب بعضی اوقات معركه می كند. معروف است(پولداران كباب، بی پولان دود كباب) بوی كباب شیشك هرقدر هم دور باشد باز به دماغ آدم برمی خورد.
  این مسئله معلوم است كه چند سال پیش از این بوی كباب ملت پرستی و مشروطه خواهی به دماغ جوانهای ایرانی برخورد.
اینها نیز از خواب غفلت بیدار شده، از زیر لحاف بیرون آمدند به هوای بوی كباب بلند شدند كه شاید یك سیخ از آن كباب قسمت آنها بشود اما دیدند كه خیلی خیلی خیلی زحمت دارد. یواشكی برگشتند دوباره زیر همان لحاف قدیم یپنهان شدند. حالا از همان ها می پرسیم كه آقایان آخر كباب خوردید؟ در جواب می گویند كه: «به هوای بوی كباب رفتیم، دیدیم خر داغ می كنند.»
عریضه محرمانه
خدمت آقای اشرف الدبن الحسینی در كمال احترام عرض می نمایم دیشب در یك خانه ای میهمان بودم. كتاب شاه نعمت الله مرحوم را می خواندند كه بعد از این دنیا بهشت برین خواهد شد. و از كتاب دانیال هم استخراج كرده ا ند كه در هزار و سیصد و پنج خلق آسوده و راحت می شوند.
  رفیق ما جعفر آقا شروع كرد به قاقه قاه خندیدن. من در كمال اوقات تلخی به او گفتم: ـ خنده بی موقع چه معنی دارد. مگر العباذ یالله قلیان حشیش كشیده ای؟ 
  باز خندید به من جواب داد گفت: تو بمیری من تا به حال قلیان حشیش نكشیده ام، ولی از این حرفها خنده ام می گیرد. این حرفهای شما خیلی شباهت دارد به حرفهای قزوینی ها و اصفهانی ها و
كاشانی ها.  
قزوینی به زنش گفت: «وقتی كه خانه ما نان هست، پنیر نیست، وقتی كه پنیر هست نان نیست. وقتی كه نان و پنیر هر دو هست، من نیستم تا بخورم.»‌
اصفهانی به زنش گفت: «اگر پیاز و روغن و نان لواش و چوب سفید می داشتیم یك اشكنه خوبی درست می كردیم اما چه فایده یك پول سیاه نداریم.»
كاشی از زنش پرسید : «گرسنگی بدتر است یا تشنگی؟»
زنش گفت: «بی ادبی است دست به آبت نگرفته بود كه هر دو را فراموش كنی.»
حالا به عینه حكایت ماست. زمان قدیم كه فراوانی نعمت و ارزانی بود ما نبودیم  بعد از این دنیا بهشت می شود، ما نیستیم.
كفن ما همه صد چاك شده

بدن نازك ما خاك شده


عریضه مرغ ها و خروس ها
غوت غوت غوت «غوغولوغوغو»
  آقای نسیم شمال قربون دست و پنجه ات همه مون. چرا كه خوب زورنومه می نویسی. صاف و پوست كنده بی شیله پیله از فقرا و ضعفا حمایت می فرماید.
  دیشب گذشته ما جماعت مرغ و خروس كمیسیونی در (یاخچی آباد) تشكیل دادیم. كلاه خودمان را قاضی كردیم. گفتیم چه كنیم كه اولیای امور به حكم انصاف بر ما ترحم نمایند. بالاخره بعد از قال و مقال همه رای دادند كه به (نسیم شمال) عریضه بنویسیم، بلكه این ظلم هولناك از سرمان رفع شود.
  چون خوردن تخم مرغ و گوشت مرغ و خروس برای نوع بشر حلال است، ما هم در محكمه استیناف قضا و قدر محكوم شده عرضی نداریم. در عروسی و عزا همیشه فدای مشتهیات بنی آدم هستیم. قربون شكمشون هم می رویم. بخورید نوش جان شما؟؟؟ حال خوب است این بی انصافها كه همه روزه ما را قربان شكم خودشان می نمایند، لااقل در هنگام حمل و نقل، ما را (زنده به دار نیاویخته) یعنی حلق آویز و معلق ننمایند. آخر ما هم جان داریم. ما مرغان نیز خدا را حمد و تسبیح می نماییم.
  اقلاً ما بیچارگان را با آسودگی حمل و نقل كنند كه خون در گلوی ما نریزد و نفس مون قطع نشود.
  آن وقت زیر كرسی و پای بخاری می نشینید و از ما شكایت می كنند كه تخم مرغ چرا جفتی دو عباسی است. مرغ در بادكوبه چرا هر قطعه هفتاد منات شده و گوشت گروانكه چرا پنج قران است.
  آخر ای بی انصافها شما كه ما را می خورید دیگه چرا با زجر می كشید. ما كه حرف سیاسی نزدیم.. ما كه از همدان و كرمانشاه صحبت نكردیم. ما كه به آوج و ساوج نرفتیم ما كه از قطع روابط آلمان و امریكا دم نزدیم.
  امید است كه اداره جلیلیه نظمیه مراعات این اندازه انصاف را درباره ما مبذول فرموده این ظلم فاحش را از سر این زبان بسته ها مرتفع فرماید. تا ما ها نیز آسوده خاطر به (غوت غوت غوت)  و (غوغولی غوغو) مشغول شده در رنگین كردن سفره اغنیا و میز دولتمندان اهتمام لازم مرعی شود و ادبیات بی نظیر آن دانشمند را از فسنجان و جوجه كبابی خود منقش نماییم تازه به تازه (اقل غوغولی غوغو).
می ترسم
ـ می ترسم، می ترسم، می ترسم.
ـ آیا از خدا می ترسی؟
ـ خیر، خداوند ارحم الراحمین است، به بندگان رحم می فرماید.
ـ آیا از پیغمبر می ترسی؟
ـ خیر، خیر، پیغمبر رحمة للعالمین است شفاعت خواه امت است.                                            
ـ پس از چه می ترسی؟ هاهاها، پس از چه می ترسی هه هه هه.
ـ از فیل می ترسم.
ـ ای بابا خدا پدرت را بیامرزد. تهران كه فیل ندارد. یك فیل هم داشتیم كه در عهد قدیم داندانش شكست، سه سال قبل خرقه تهی كرد و مرحوم شد.
ـ ای بابا مگر خبر نداری كه معنی فیل را ما تا به حال نمی دانستیم( فیل یعنی دوست) الساعه در تهرون هزار فیل بیشتر داریم. از قبیل ورسفیل، انگفیل، آلمانفیل، عثمانفیل؛ پول فیل، پلوفیل، تفنگ فیل، فشنگ فیل ووو علاوه بر فیل، از همه چیز می ترسم. اگر بخواهم ازاخبار قم و ساوج بنویسم می ترسم، اگر بخواهم از تلخی و سیاهی نانها بنویسم، می ترسم اگر بخواهم امر به معروف كنم از بی نمازهایبیرون شهر می ترسم. مختصر از هر چیز می ترسم. از عرق خور گردن گلفت می ترسم. از آخوند می ترسم. از درویش می ترسم. چه كنم، ترس برادر مرگ است. می ترسم، می ترسم، می ترسم.
امضاء ترسو
حمام
آدم وقتی كه داخل حمام می شود می بیند كه در حمام «مساوات» برقرار است. یعنی همه لخت و عریان و همه به یك صفت موصوفند.
  آدم غریب كه تازه وارد شهر شده همین كه به حمام می رود، نمی شناسد كه این آدم های عریان چه كاره هستند و چه صنعتی در دست دارند. چون در صورت ظاهر همه در صحن حمام عریان می باشند.
   اما همین كه اینها از حمام بیرون آمدند و لباس پوشیدند، آن معلوم می شود كه اینها چه كاره هستند. آن وقت چشمهای آدم غریب باز می شود می بیند كه این آدم های عریان یكی ملا بوده یكی حمال بوده، یكی صاحب منصب بوده، یكی لوطی بوده، یكی آخوند بوده، یكی بقال بوده، یكی نمی دانم چه بوده، آن وقت می شود فهمید كه در حمام «مساوات» موقتی بوده. بلكه هر كی در اصل حقیقت یك لباس مخصوص داشته.
   در سال 1337 وارد تهران شدم. در حین دخول، خیلی خوشحال گردیدم، زیرا كه از ملا، تاجر، خان، روزنامه چی نفط چی، طلبه همه را همرنگ دیدم. همه می گفتند زنده باد مساوات، عدالت، مشروطه.
   خود به خود گفتم به به به ، جماعت مسلمین از خواب بیدار شده اند.
  در سنه 1328 و 1329 باز به تهران آمدم. دیدم آن آدمها یكی یكی از حمام بیرون آمده اند و هر كس لباس مخصوص خود را پوشیده. یكی می گوید بر مجلس فلام. یكی می گوید بر مشروطه بهمان....آن وقت فهمیدم كه این صورت اصلی این شهر حمام بود، حالا همه لباس خود را پوشیده اند امروز حریف می خواهم صورت اصلی این آدمها را به ذهن خود بسپارد تا به اقتضای زمانه هر وقت خواستند به لباس دیگر درآیند، فوراً یخه شان را بگیرد بگوید تو بودی كه پارك می ساختی، عمارت لاك می ساختی. تو بمیری اگر این دفعه به پوست شیر هم داخل شوید، نمی توانید ما را گول بزنید. ما پوست شما را در دباغخانه می شناسیم. ما دیگر جمیع شما را خوب شناختیم، به قول شاعر:
دل منه بر مردمان پول مست                لنگ حمام است،‌هر كه بست، بست

[87] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
تاریخ مطلب , آیكون تاریخ مطلب , History Icon در تاریخ 1388/03/11 و زمان مطلب , زمان ارسال مطلب , آیكون زمان مطلب , Time Icon در ساعت 00:46 آیكون نظر , آیكون كامنت , آیكون نظرسنجی , Survey Icon , Comment Icon نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com