آمار امروز :
آمار دیروز :

آمار این ماه :

آمار ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | مقالات |


http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/Ghalam.jpg

از آن زمان كه ادبیات كودك در جهان به این نام شناخته شد و از ادبیات بزرگسال جدا شد چند قرنی می‌گذرد.سابقه دیرینه داستان‌نویسی در اروپا سبب شد كه ادبیات كودك هم در این كشورها خیلی زود و تقریبا نزدیك به زمان پیدایش داستان بزرگسال پا بگیرد و با آن رشد كند و بالنده شود.
در ایران اما داستان‌نویسی مدرن بیش از یك قرن سابقه ندارد و ادبیات كودك ما سابقه‌ای بسیار كمتر از آن دارد. ادبیات كهن ما نیز آنچنان خالی از حضور كودكان است كه حتی شخصیت كودك هم در آن چندان دیده نمی‌شود.

انگار بزرگان ادبیات ما همیشه به بزرگان می‌نگریسته‌اند نه كودكان و نیازهای شان. شاید به همین دلیل نوجوانان در قدیم از همان ابتدای دانش‌آموزی با شاهنامه و مثنوی و غزلیات حافظ آشنا می‌شدند و چیز دیگری برای خواندن نداشتند.

این نگاه آنقدر ریشه دار است كه حالا هم ادبیات كودك در همه جای جهان جدی گرفته می‌شود حتی گاه بیش از ادبیات بزرگسال، اما در ایران نوشتن برای كودكان كاری است تفننی كه هر كسی تصور می‌كند به‌راحتی از عهده آن برمی‌آید و تازه اگر هم بتواند بهتر است به سراغ بزرگسالان برود، چون آنها بیشتر جدی گرفته می‌شوند و نویسنده‌ها و هنرمندان هم همین طور خواهند بود.

آنچه امروز نویسندگان، مترجمان و فعالان حوزه ادبیات كودك را آزار می‌دهد همین نگاه است؛ دیدگاهی سنتی و قدیمی كه نه تنها در مردم عادی بلكه بین مسئولان و برنامه‌ریزان و گاه حتی در میان نخبگان نیز جریان دارد.

ناصر یوسفی در این باره پیش از هر چیز می‌گوید: متأسفانه ما در یك فضای بسیار بزرگسال‌منشانه زندگی می‌كنیم. این باور قدیمی وجود دارد كه آدم‌ها هرچه بزرگ‌تر شوند جدی‌تر هستند و من فكر می‌كنم مرز این بزرگی كجاست؟ و تاكید می‌كند: ما در فضایی زندگی می‌كنیم كه كودك جدی نیست. آموزش، هنر، بهداشت و تغذیه او هم همینطور است؛ پس نویسنده، هنرمند و پزشك كودك همه در حاشیه هستند.


بقیه در ادامه مطلب ... >>




[431] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مقاله
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/30 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:03 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | فروغی بسطامی | غزل | عاشقانه |

هر جا حدیث حسن تو تقریر می‌کنند

آیات رحمت است که تفسیر می‌کنند

یارب چه صورتی تو که در کارگاه چشم

مردم همی خیال تو تصویر می‌کنند

هر خواب فتنه‌خیز که بینند مردمان

آن را به چشم مست تو تعبیر می‌کنند

خون می‌چکد ز خامه‌ی خونین دلان شوق

چون نامه فراق تو تحریر می‌کنند

دل بسته‌ام به زلف تو زیرا که عاقلان

دیوانه را به حلقه‌ی زنجیر می‌کنند

خرسندم از خرابی دل زان که عاقبت

ویران‌سرای عشق تو تعمیر می‌کنند

در صیدگاه عشق همه زخم کاری است

اول ترحمی که به نخجیر می‌کنند

عشقم کشیده بر سر میدان لشکری

کز غمزه کار خنجر و شمشیر می‌کنند

ملکی که در تصرف شاهان نیامده

ترکان به یک مشاهده تسخیر می‌کنند

کاری که از کمند نیاید، سهی قدان

از حلقه حلقه‌ی زلف گره گیر می‌کنند

شاهان همه اسیر بتان سیاه چشم

این آهوان نگر که چه با شیر می‌کنند

مژگان او به جان فروغی کجا رسد

کی لاشه را نشان چنین تیر می‌کنند



[421] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:43 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | آموزش | آرایه های ادبی |

آشنایی با چهار آرایه‌ی ادبی

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/Pen_Paper1.jpg

تلمیح (اشاره)

هر گاه با شنیدن بیت یه عبارتی به یاد داستان و افسانه، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم، بدون آنکه آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد، آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت
ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)

تضمین

هر گاه شاعر یا نویسنده‌ای، بخشی از نوشته فردی دیگر را در میان اثر خود جای دهد، آن شعر یا نوشته راتضمین نموده است.

چه خوش گفت فردوسی پاک زاد
که رحمت برآن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است
که جان داردو جان شیرین خوش است

این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده است.

اغراق

هنگامی که شاعر یا نویسنده، صفتی را در فرد یا پدیده‌ای آنچنان برجسته نشان دهد که در عالم واقع امکان دستیابی به آن صفت در آن حد و اندازه وجود نداشته باشد، آرایه اغراق آفریده می‌شود. البته این ادعای غیر ممکن باید به گونه‌ای بیان شده باشد که باعث افزایش گیرایی سخن گردد وشعار گونه وغیر واقعی جلوه نکند.

بخواهد هم از تو پدر کین من
چو بیند که خشت است بالین من

(اغراق در ممکن نبودن رهایی از انتقام پدر)

حسن تعلیل

هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی، دلیلی غیر واقعی وتخیلی، اما دلپذیر و قانع کننده ارایه دهد به حسن تعلیل دست می‌یابد.

تا چشم بشر نبیندت روی
بنهفته به ابر چهر دلبند

(شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را برای ندیدن او بیان کرده است.)


* دوستان اگر سؤالی در خصوص تشخیص آرایه ها دارند می توانند با ارسال پرسش یا رایانامه به پاسخ دست یابند .



[432] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/28 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:06 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | شعر نو |

راستی دنیا چه غریبه
کار آدماش فریبه
واسه کشتن مسیحا
هر درختی یه صلیبه


دلمون خیلی گرفته س
دردمون خیلی بزرگه
گرگا تو لباس میشن
هر سگ گله یه گرگه


زین و اسبمونو بردن
نذارین راهو بدزدن
توی این شبای وحشت
نکنه ماهو بدزدن !


بعضی یا چه پر ستاره
بعضی یا چه بی فروغن
بعضی آدما فرشته
بعضی آدما دروغن


زندگی یه انتخابه
می شه خوب بود ، می شه بد بود
باید عاشقونه پر زد
باید عاشقی بلد بود



[444] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/27 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:29 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | زندگی نامه |

neyestani.jpg


منوچهر نیستانی در سال 1315 در کرمان زاده شد و در سال 1360 در تهران بر اثر سکته قلبی درگذشت.وی علاوه بر سرودن شعر، دست اندرکار پژوهش های ادبی بود و به ترجمه نیز دست می زد. از دفترهای شعر او، جوانه، خراب، دیروز،... معروف است. برگزیده اشعاری دارد که نامش دو با مانع است و در 1369 منتشر شده است



[439] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/26 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:15 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : تعلیمی | ادبیات فارسی | پند و اندرز | قطعه | انوری |

ای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبری

کانچه بدهد به یسارت بستاند به یمین

آفتابش که در این دعوی رایت بفراشت

اگر انصاف دهی آیت بخلیست مبین

از بخیلی نبود آنکه کسی داده‌ی خویش

برکشد از سر آن تا فکند در بر این

پاره‌ی ابر سیه را ندهد بهره‌ی نور

تا به اندازه‌ی آن باز نخواهد ز زمین



[427] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/25 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 08:47 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | زندگی نامه | تاریخ ادبیات |

 

احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ ۱۲ دسامبر ۱۹۲۵، در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه - درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹؛ ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۰ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ‌نویس، ادیب و مترجم ایرانی است. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد و الف. صبح بود.
شهرت اصلی شاملو به خاطر شعرهای اوست که شامل اشعار نو و برخی قالب‌های کهن نظیر قصیده و نیز ترانه‌های عامیانه‌است. شاملو تحت تأثیر نیما یوشیج، به شعر نو (که بعدها شعر نیمایی هم نامیده شد) روی آورد، اما پس از چندی در بعضی از اشعار منتشر شده در هوای تازه - و سپس در اکثر شعرهایش - وزن را یکسره رها کرد و به‌صورت پیشرو سبک جدیدی را در شعر معاصر فارسی گسترش داد. از این سبک به شعر سپید یا شعر منثور یا شعر شاملویی یاد کرده‌اند. بعضی از منتقدان ادبی او را تنها شاعر موفق در زمینه شعر منثور می‌دانند.
شاملو علاوه بر شعر، کارهای تحقیق و ترجمه شناخته‌شده‌ای دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامیانه مردم ایران می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، زاگربی، رومانیایی، فنلاندی، ترکی ترجمه شده‌است.



[440] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/24 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:16 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | صائب تبریزی | تك بیت | شكوائیه | عاشقانه |

5 تك بیت ( فرد ) منتخب از صائب تبریزی:

ندارد مزرع ما حاصلی غیر از تهیدستی     توان در چشم موری کرد خرمن حاصل ما را

اگر غفلت نهان در سنگ خارا می‌کند ما را       جوانمردست درد عشق، پیدا می‌کند ما را

نه بوی گل، نه رنگ لاله از جا می‌برد ما را     به گلشن لذت ترک تماشا می‌برد ما را

من آن وحشی غزالم دامن صحرای امکان را    که می‌لرزم ز هر جانب غباری می‌شود پیدا

دل عاشق ز گلگشت چمن آزرده‌تر گردد          که هر شاخ گلی دامی است مرغ رشته برپا را






[428] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/23 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:51 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | زندگی نامه |

moshiri.jpg


در ۳۰ شهریور ماه سال ۱۳۰۵ در خیابان عین الدوله (خیابان ایران فعلی) شهر تهران چشم به جهان گشود. دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما آن را ناتمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامه‌نگاری داشت از همان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی شد و بیش از سی سال در این حوزه کار کرد.مشیری سالها عضویت هیات تحریریه مجلات سخن، روشنفکر، سپید و سیاه و چند نشریه دیگر را داشت. از سال ۱۳۲۴ در وزارت پست و تلگراف و تلفن و سپس شرکت مخابرات ایران مشغول به کار بود و در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد.او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نامهای بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.مشیری در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ شمسی در بیمارستان تهران کلیلنیک در سن ۷۴ سالگی درگذشت.



[438] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/22 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:05 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | غزل | عاشقانه | فروغی بسطامی |

ما و هوس شاهد و می تا نفسی هست

کی خوش‌تر از این در همه عالم هوسی هست

ای خواجه بهش باش که با آن لب می‌نوش

گر باده به اندازه ننوشی عسسی هست

گر مرد رهی با خبر از ناله‌ی دل باش

زیرا که به هر قافله بانگ جرسی هست

یا قافله سالار ره کعبه ندانست

یا آن که به صحرای طلب بار بسی هست

تنها نه همین اسب من اول قدم افتاد

کافتاده در این بادیه هر سو فرسی هست

خواهی که دلت نشکند از سنگ مکافات

مشکن دل کس را که در این خانه کسی هست

از دیده‌ی دل‌سوختگان چهره مپوشان

ای آینه هش‌دار که صاحب نفسی هست

تا داد مرا از تو ستمگر نگرفتند

کس هیچ ندانست که فریادرسی هست

مرغ دلم از باغ به تنگ است فروغی

تا حلقه‌ی دامی و شکاف قفسی هست



[420] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/21 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 08:41 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | غزل | حافظ | عاشقانه |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت
بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
زین جا به آشیان وفا می‌فرستمت
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت
هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیر
در صحبت شمال و صبا می‌فرستمت
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
جان عزیز خود به نوا می‌فرستمت
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت
در روی خود تفرج صنع خدای کن
کیینه خدای نما می‌فرستمت
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست
بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | اشعار عاشقانه | غزل عاشقانه | شعر زیبا | ابیات زیبا | اشعار حافظ | دیوان حافظ | لسان الغیب | خواجه شیراز | شعر عشقولانه | مطالب ادبی | مطالب جالب ادبی |
[583] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/20 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 17:48 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | مقالات |


http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/nima.jpg

هویت و تاریخی که شعر در حوزهٔ کهن و گستردهٔ زبان و فرهنگ فارسی و در ایران دارد، با هویت و دیرینگی این هنر والا و پرتأثیر در بسیاری از فرهنگ‌ها و کشورهای دنیا، نظیر شعر در زبان انگلیسی، تفاوتهای بنیادی دارد. تأثیر و تاکیدی که فارسی‌زبانان و ایرانیان بر زیبایی وزن و مفهوم شعر داشته‌اند، تقریباً کم‌نظیر است. در حالی‌که ترجمهٔ شعر، بخش اعظمی از این ظرافت را از بین می‌برد و تقریباً تنها زیبایی‌های مفهومی را باقی می‌گذارد، شهرت شعر فارسی در جهان قابل ملاحظه است. مولانا جزو معروفترین شعرای دنیا می‌باشد و به نقل از بی بی سی، در سالهای گذشته محبوب‌ترین شاعر در آمریکا بوده است و این محبوبیت شگفت‌انگیز در حالی رخ داده است که زمان زیادی از ترجمه‌های قوی از کارهای او به زبان انگلیسی نمی‌گذرد. خیام هم از دیگر شاعرانی است که شهرت جهانی دارد. تاثیری که حافظ، شاعر معروف ایرانی، بر یوهان ولفگانگ گوته گذاشته است و دیوانی که این شاعر آلمانی با الهام از حافظ سروده است جای بسی تامل دارد. شعر فارسی کاملاً بر فرهنگ‌ها و زبان‌های مجاور شامل شبه قارهٔ هند و زبان‌های عربی و ترکی تاثیر گذاشته است.


[434] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/20 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:13 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن یار سفرکرده بیارید
تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت
فریاد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق
ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت
درویش مکن ناله ز شمشیر احبا
کاین طایفه از کشته ستانند غرامت
در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
بر می‌شکند گوشه محراب امامت
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم
بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : اشعار عاشقانه | شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | شعر حافظ | كلام حافظ | خواجه شیراز | اشعار حافظ شیرازی | دیوان حافظ |
[582] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 17:20 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/bahmani.JPG


اگرچه سیلی آئینه ها کرم کرده است
و تا همیشه سکوت مصورم کرده است
نمی تواند از طعم شوکرانی من
مذاق پاک کند آنکه نوبرم کرده است
من از تبار غزلهای سهل و ممتنعم
که هر که گوش سپرده است از برم کرده است
حسود یعنی باور کنم خودم را باز
که باز شورترین چشم باورم کرده است
زمان ، زمانه افسانه های طی شده نیست
چه آتشی است که ققنوس پرورم کرده است
کبوترانه به بامم نشسته بودم ـ‌ شعر
برای قاف تو سیمرغ دیگرم کرده است
چه فرق دارد ، شیطان و یا فرشته شدن
که عشق بر حذر ازهردو پیکرم کرده است
از آبهای جهان سهم بی کرانگی ام
جزیره ای است که در خود شناورم کرده است
جزیره ای که تویی ابتدای اقیانوس
و انتهای زمینی که ( شاعرم) کرده است



دریا شده‌ست خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از همیشه نشستم برابرش
خواهر سلام! با غزلی نیمه‌آمدم
تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش
می‌خواهم اعتراف كنم هر غزل كه ما
با هم سروده‌ایم جهان كرده از برش
خواهر زمان ،زمان برادركشی‌ست باز‌
شاید به گوش‌ها نرسد بیت آخرش‌
با خود ببر مرا كه نپوسد در این سكون
شعری كه دوست داشتی از خود رهاترش
دریا سكوت كرده و من حرف می‌زنم
حس می‌كنم كه راه نبردم به باورش
دریا منم! هم‌او كه به تعداد موج‌هات
با هر غروب خورده بر این صخره‌ها سرش
هم او كه دل زده‌ست به اعماق و كوسه‌ها
خون می‌خورند از رگ در خون شناورش
خواهر! برادر تو كم از ماهیان كه نیست
خرچنگ‌ها مخواه بریسند پیكرش
دریا سكوت كرده و من بغض كرده‌ام
بغض برادرانه‌ای از قهر خواهرش



[445] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:30 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp


شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر
کنایتیست که از روزگار هجران گفت
نشان یار سفرکرده از که پرسم باز
که هر چه گفت برید صبا پریشان گفت
فغان که آن مه نامهربان مهرگسل
به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت
من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب
که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت
غم کهن به می سالخورده دفع کنید
که تخم خوشدلی این است پیر دهقان گفت
گره به باد مزن گر چه بر مراد رود
که این سخن به مثل باد با سلیمان گفت
به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو
تو را که گفت که این زال ترک دستان گفت
مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل
قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت
که گفت حافظ از اندیشه تو آمد باز
من این نگفته‌ام آن کس که گفت بهتان گفت
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | اشعار زیبا | ابیات زیبا | مطالب زیبا | مطالب عاشقانه | مطالب ادبی | اشعار جالب | اشعار دل انگیز | اشعار عاشقانه | شعر عشق | اشعار عشق | شعر حافظ | دیوان حافظ | دیوان لسان الغیب | خواجه شیرازی | خواجه شیراز | شاعر شیراز | غزلسرا بنام | شاعر غزل پرداز | شاعر سبك عراقی | حافظ خوش كلام |
[581] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/18 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 17:13 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | غزل | عاشقانه |


http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/bahmani.JPG

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم

كسی حرف دلش را نگفت من بودم
دلم برای خودم تنگ می شود آری:
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را
اشاره ای كنم ، انگار كوه كن بودم
من آن زلال پرستم در آب گند زمان
كه فكر صافی آبی چنین لجن بودم
غریب بودم ، گشتم غریب تر اما:
دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم .

محمّدعلی بهمنی


[442] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/18 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:22 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت
افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت
زین آتش نهفته که در سینه من است
خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت
می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست
از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت
آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنه‌ها که دامن آخرزمان گرفت
می خور که هر که آخر کار جهان بدید
از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت
بر برگ گل به خون شقایق نوشته‌اند
کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد
حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | اشعار عاشقانه | غزل عاشقانه | غزلیات عشقولانه | مطالب عاشقی | عشق و عاشق | معشوق | عشق و دل | می | باده | ساغر | ساقی | شراب | جام |
[580] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 17:10 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | غزل | عاشقانه |


http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/bahmani.JPG

از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب

شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشب!
پشت ستون سایه ها روی درخت شب
می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب؟
میدانم ، آری نیستی اما نمی دانم
بیهوده می گردم به دنبالت چرا امشب؟
هر شب ترا بی جستجو می یافتم اما
نگذاشت بی خوابی به دست آرم ترا امشب
ها...سایه ای دیدم! شبیه ات نیست اما حیف!
ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب
هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز
حتا ز برگی هم نمی آید صدا امشب
امشب ز پشته ی ابرها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
گشتم تمام کوچه ها را یک نفس هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
طاقت نمی آرم تو که می دانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب
ای ماجرای شعر و شب های جنون من
آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟

محمّدعلی بهمنی


[443] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:26 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | غزل | حافظ |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
کار چراغ خلوتیان باز درگرفت
آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت
وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت
آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت
وان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت
زنهار از آن عبارت شیرین دلفریب
گویی که پسته تو سخن در شکر گرفت
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت
هر سروقد که بر مه و خور حسن می‌فروخت
چون تو درآمدی پی کاری دگر گرفت
زین قصه هفت گنبد افلاک پرصداست
کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت
حافظ تو این سخن ز که آموختی که بخت
تعویذ کرد شعر تو را و به زر گرفت
 
 



http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | شعر حافظ | غزل حافظ | كلام حافظ | زبان حافظ | شعر عشقولانه | مطالب عشقولانه | خواجه شیراز |
[579] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 17:07 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات | طنز |

بر خلاف نظر برخی که ادبیات کهن ایران را ، عبوس و ترش روی می پندارند ، ژرفایی از رندی و نگاه تیز در این دریا پنهان است . طنز امکانی ست برای دیدن چیزهایی که ازآن چشم می پوشانیم و بیان آنچه به صورتی دیگر نمی توان گفت . گزندگی و نگاه نقادانه را در ساحت طنز بیشتر از هرگونه ی ادبی می توان دید و پیشینیان ما نیز توجه ویژه ای به این شیوه ی بیانی داشته اند . ازاین روی بخشی از صفحه ی طنز سایت کانون ادبیات ایران را به نمونه های طنز آمیز از ادبیات کهن فارسی اختصاص داده ایم ، که امیدواریم به مرور پر بار تر شود .

چند نمونه :

در شأن مولانا « ساغری »

ساغری می گفت : دزدان معانی برده اند

هرکجا درشعر من یک معنی خوش دیده اند

دیدم اکثر شعرهایش را یکی معانی نداشت

راست می گفت آنکه معنی هاش رادزدیده اند

«جامی »


خانه ی شاعر !

درخانه ی من ز نیک و بد چیزی نیست

جز بنگی وپاره ای نمد چیزی نیست

ازهرچه پزند نیست غیر از سودا

وزهرچه خورند جز لگدی چیزی نیست

«عبید زاکانی »


خواجه غیاث الدین

و سپس بی سبب زبان به هجوش گشاد.

خواجه این قطعه رابه شاعر فرستاد:


زمدح آنچه افزودیم برکمال

به هجوی که گفتی همان کم شود

ز دُم لابه ی سگ چه شادی رسد

که با عف عفش موجب غم شود !


عذر

ای چرخ زگردش تو خرسند نیم

آزارم کن که لایق بندنیم

ورمیل تو با بی خرد و نادان است

من نیز چنان اهل وخردمند نیم

« اثیرالدین اومانی »




[430] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:01 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | نظامی | عاشقانه | مثنوی |

منظومه ی خسرو و شیرین نظامی یکی از زیباترین منظومه های عاشقانه پارسی است
و یکی از زیباترین قسمتهای آن مناظره ی خسرو با فرهاد که شما را دعوت به خواندن آن می کنم .
خسروپرویز شهریار ساسانی دل در گرو شاهزاده ای ارمنی به نام شیرین دارد و برای رسیدن به او تلاش می کند در این بین تندیس گری به نام فرهاد نیز دلباخته شیرین می شود و به او ابراز عشق می کند.
خسروپرویز بعد از آگاهی یافتن از این عشق پریشان می شود و برای برانداز حریف وی را به بارگاه خویش دعوت می کند متن زیر مناظره خسروپرویز با فرهاد است :

منظره ی خسرو با فرهاد

نخستین بار گفتش کز کجایی؟
بگفت از دار ملک آشنایی

بگفت آن جا به صنعت در چه کوشند؟
بگفت انده خرند و جان فروشند

بگفتا جان فروشی در ادب نیست
بگفت از عشق بازان این عجب نیست

بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟
بگفت از دل تو می گویی ،من از جان

بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟
بگفت از جان شیرینم فزون است

بگفتا هر شبش بینیچو مهتاب؟
بگفت آری،چو خواب آید،کجا خواب؟

بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟
بگفت آن گه که باشم خفته در خاک

بگفتا گر خرامی در سرایش؟
بگفت اندازم این سر زیر پایش

بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟
بگفت این چشم دیگر دارمش پیش

بگفتا گر کسیش آرد فرا چنگ؟
بگفت آهن خورد ور خود بود سنگ

بگفتا گر نیابی سوی او راه؟
بگفت از دور شاید دید در ماه

بگفتا دوری از مه نیست در خور
بگفت آشفته از مه دور بهتر

بگفتا گر بخواهد هر چه داری؟
بگفت این از خدا خواهم به زاری

بگفتا گر به سر یابیش خوشنود؟
بگفت از گردن این وام افکنم زود

بگفتا دوستیش از طبع بگذار
بگفت از دوستان ناید چنین کار

بگفت آسوده شو، کاین کار خام است
بگفت آسودگی بر من حرام است

بگفتار و صبوری کن در این درد
بگفت از جان صبوری چون توان کرد

بگفت از صبر کردن کس خجل نیست
بگفت این، دل تواندکرد، دل نیست

بگفت از عشق کارت سخت زار است
بگفت از عاشقی خوش تر، چه کار است؟

بگفتا جان مده بس دل که با اوست
بگفتا دشمن اند این هر دو بی دوست

بگفت از دل جدا کن عشق شیرین
بگفتا چون زیم بی جان شیرین

بگفت او آن من شد زو مکن یاد
بگفت این، کی کند بیچاره فرهاد

بگفت ار من کنم در وی نگاهی؟
بگفت آفاق را سوزم به آهی

چو عاجز گشت خسرو در جوابش
نیامد بیش پرسیدن ثوابش

به یاران گفت کز خاکی وآبی
ندیدم کس بدین حاضر جوابی




[425] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:40 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : منقبت | ادبیات فارسی |

http://www.gozine2.ir/files/Image/monasebat/ghadir88.jpg

غدیر، برکه نیست؛ اقیانوسی ناپیدا و کرانه‌ای است که سراسر هستی را پوشانده است.

غدیر، یک مقطع تاریخی نیست؛ همه تاریخ است.

غدیر، با علی علیه السلام پیوند خورده و سخن از غدیر، سخن از خدا و علی علیه السلام، و سخن از محمد صلی الله علیه و آله و ابراهیم و موسی و عیسی است.

غدیر، ضرورتی بود که باید برای هدایت و ارشاد مردم و ادامه رسالت انبیای الهی به وجود می‌آمد و در آن علی علیه السلام به همگان معرفی می‌شد.

او که تربیت یافته مکتب پیامبر والامقام اسلام و مفسر بزرگ قرآن، و مظهر شجاعت و سخاوت است.

آری، علی علیه السلام مردی است که تمامی فضیلتها و مکارم، در وجودش جلوه‌گری می‌کند.




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : عید غدیر | حضرت علی (ع) |
[635] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 00:57 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | منقبت | مسمط |

ای نگار روحانی خیز و پرده بالا زن
در سرادق لاهوت کوس لا و الاّ زن
در ترانه مـعنی دم ز سـرّ مولا زن
وانکه از غــدیر خــم باده تولاّ زن

   

تا ز خود شوی بیرون زین شراب روحانی

 

در خم غدیر امروز باده ای به جوش آمد
 کـز صفــای او روشـن جــان بـاده نــوش آمــد
وان مــبشّر رحــمت بـاز در خـروش آمد
  کان صنم که از عشاق برده عقل و هوش آمد

  

با هیولی توحید در لباس انسانی

 

عقل و وهم کی سنجد اوج کبریایش را
جان و دل چه سان گویند مدحت و ثنایش را
گــر رضای حق جویی رو بجو رضایش را
هــرکــه در دل افـــزود رأیـــت ولایــــش را

   

   همچو خواجه بتواند دم زد از مسلمانی




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : حضرت علی (ع) | عید غدیر خم |
[636] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 00:56 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | اشعار عشقولانه | اشعار جالب | شعر حافظ | كلام حافظ | زبان و بیان حافظ | لفظ حافظ | حافظ در شعر | خواجه شیراز | لسان الغیب |
[578] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/14 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 17:00 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | قصیده | تاریخ ادبیات |

قَصیده یا چَکامه یک قالب شعر (کلاسیک) فارسی است. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه سروده‌ می‌شود. در این نوع شعر مصراع اول با مصراع‌های زوج هم قافیه است. تفاوت قصیده با غزل در تعداد ابیات و موضوع شعر است. کمی یا زیادی بیت های قصاید بستگی دارد به اهمیت موضوع، قدرت و قوت طبع شاعر و نوع قافیه و اوزان شعری. از همین روست که در دیوان‏های شاعران قصیده سرا به قصیده‌های کمتر از بیست بیت یا متجاوز از ۱۷۰ یا ۲۰۰ بیت بر می‏خوریم. قصیده می‌تواند بر وزنهای گوناگونی باشد.


وجه تسمیه

از آن جا که در این گونه شعر نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده ‌اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرّع باشد و هر گاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه می‌گویند و نه قصیده.


پیشینه

اگرچه پیشینه قصیده به شعر عربی در دوران جاهلیت می‌رسد، لیکن در شعر فارسی از قرن سوم هجری رواج یافت و دوران اوج شکوه آن تا قرن ششم هجری بوده است.

تحولات

قصیده از حیث مضمون و محتوا، از آغاز تا امروز دستخوش دگرگونیهایی شده است که می‏توان به اجمال به شرح زیر بیان کرد:

الف) در رزوگار سامانیان اغلب به مدح و ستایش در حد اعتدال و مبالغه‏های شاعرانه پرداخته می‏شده است.

ب) در دوران غزنویان و سلجوقیان به مدح و ستایش سلاطین و وزرا و امرا با تملق و چاپلوسی به حد غلو و افراط در طرح تقاضا به حد سوال و تکدی می رسیده است.

ج) ناصر خسرو، با ایجاد تحول و انقلاب در مضمون قصیده، آن را در خدمت توجیه و تبیین مبانی اعتقادی آیین اسماعیلیان در آورد.

د) سنایی غالب قصیده را به مضامین دینی و عرفانی و زهدیات و قلندریات تخصیص داد و شیوه‏ی او به وسیله‏ی عطار، شمس مغربی، اوحدی، خواجو، جامی و دیگران دنبال شد.

ه) سعدی و به تبع او سیف فرغانی قصیده را بیشتر در استخدام طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی درآوردند.

و) از دوران مشروطیت به این سو، قصیده بیشتر در خدمت مسائل سیاسی، اجتماعی، میهنی و ملی و ستایش آزادی قرار گرفته و در تهییج عواطف و احساسات و تنویر افکار جامعه‏ی کتاب‏خوان نقش بسزایی داشته است. شاخصترین قصاید از این نوع را می توان دردیوان ملک‏الشعرا بهار سراغ گرفت.

قوانین و اصطلاحات

قصیده دارای اصطلاحاتی خاص خود است. بیت اول آن مطلع نامیده می‌شود. به چند بیت ابتدایی قصیده تشبیب، نسیب و یا تغزل گفته می‌شود که همان نقش مقدمه را ایفا می‌کند. تخلص به حلقه واسطه میان تغزل و مدح یا تنه اصلی شعر گفته می‌شود. ابیات پایانی قصیده نیز معمولا به ثنا و دعا اختصاص دارند. به لحاظ طولانی بودن قصیده و یکسان بودن قوافی، گاه شاعر مجبور به تجدید مطلع می‌شود. یعنی مصرع اول بیتی در اواسط قصیده با مصرع های زوج هم قافیه می‌گردد. پس از آن شاعر اجازه دارد که قوافی تکراری با بخش قبلی را در شعر خود استفاده نماید. خاقانی شروانی و سعدی شیرازی در قصاید خود از روش تجدید مطلع سود برده اند.


قصیده‌سرایان بزرگ فارسی

  • فرخی سیستانی
  • منوچهری دامغانی
  • عنصری
  • ناصر خسرو
  • خاقانی شروانی
  • انوری ابیوردی
  • ظهیر فاریابی
  • سعدی شیرازی



[437] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/14 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:21 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت
برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت
جور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت
در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیار
هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت
عشقبازی را تحمل باید ای دل پای دار
گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت
گر دلی از غمزه دلدار باری برد برد
ور میان جان و جانان ماجرایی رفت رفت
از سخن چینان ملالت‌ها پدید آمد ولی
گر میان همنشینان ناسزایی رفت رفت
عیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه
پای آزادی چه بندی گر به جایی رفت رفت
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : اشعار جالب | اشعار زیبا | شعر عاشقانه | اشعار عاشقانه | دیوان حافظ | كلام حافظ | لسان الغیب | خواجه شیراز | حافظ شیرازی | اشعار خواجه | مطالب ادبی | مطالب عاشقانه |
[574] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/13 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 14:15 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | قطعه | انوری | شكوائیه |

ربع مسکون آدمی را بود دیو و دد گرفت

کس نمی‌داند که در آفاق انسانی کجاست

دور دور خشکسال دین و قحط دانشست

چند گویی فتح بابی کو و بارانی کجاست

من ترا بنمایم اندر حال صد بوجهل جهل

گر مسلمانی تو تعیین کن که سلمانی کجاست

آسمان بیخ کمال از خاک عالم برکشید

تو زنخ می‌زن که در من گنج پنهانی کجاست

خاک را طوفان اگر غسلی دهد وقت آمدست

ای دریغا داعی چون نوح طوفانی کجاست



[426] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/13 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:44 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت
تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه‌ها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت
دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : غزل حافظ | شعر حافظ | عشق حافظ | غزلیات حافظ | غزلیات خواجه | اشعار حافظ | اشعار عاشقانه | شعر عاشقانه | عشقولانه | مطلب عشقولانه | شعر زیبا | ابیات زیبا | عاشقانه های زیبا | شعر جذاب | اشعار زیبا |
[573] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/12 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 14:13 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | شعر نو |


http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/shamlou.jpg

وقتی
شبانه
بادها
از شش جهت به سوی تو می‌آیند،
و از شکوه‌مندی یاءس‌انگیزش
پرواز ِ شام‌گاهی‌ دُرناها را
پنداری
یک‌سر به‌سوی ماه است.

زنگار خورده باشد و بی‌حاصل
هرچند
از دیرباز
آن چنگ ِ تیزْپاسخ ِ احساس
در قعر ِ جان ِ تو، ــ
پرواز ِ شام‌گاهی دُرناها
و بازگشت ِ بادها
در گور ِ خاطر ِ تو
غباری
از سنگی می‌روبد،
چیز ِ نهفته‌یی‌ت می‌آموزد:
چیزی که ای‌بسا می‌دانسته‌ای،
چیزی که
بی‌گمان
به زمان‌های دوردست
می‌دانسته‌ای.


احمد شاملو


[441] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/12 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:18 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
گر طمع داری از آن جام مرصع می لعل
ای بسا در که به نوک مژه‌ات باید سفت
تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد
هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت
در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا
زلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت
گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو
گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت
سخن عشق نه آن است که آید به زبان
ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت
اشک حافظ خرد و صبر به دریا انداخت
چه کند سوز غم عشق نیارست نهفت
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : مطلب عاشقانه | شعر عاشقانه | مطالب عاشقانه | اشعار عاشقانه | عشقولانه | حافظ شیرازی | خواجه شیراز | لسان الغیب | دیوان حافظ | غزل عاشقانه | غزلیات عاشقانه | تغزل حافظ | غزل حافظ | شعر حافظ | عشق حافظ | اشعار حافظ | عاشقانه | شعرهای عشقی | عشق و عاشقی | غزلسرایی | غزل سرایی |
[572] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/11 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 14:09 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com