آمار امروز :
آمار دیروز :

آمار این ماه :

آمار ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
دل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست
اشکم احرام طواف حرمت می‌بندد
گر چه از خون دل ریش دمی طاهر نیست
بسته دام و قفس باد چو مرغ وحشی
طایر سدره اگر در طلبت طایر نیست
عاشق مفلس اگر قلب دلش کرد نثار
مکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست
عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد
هر که را در طلبت همت او قاصر نیست
از روان بخشی عیسی نزنم دم هرگز
زان که در روح فزایی چو لبت ماهر نیست
من که در آتش سودای تو آهی نزنم
کی توان گفت که بر داغ دلم صابر نیست
روز اول که سر زلف تو دیدم گفتم
که پریشانی این سلسله را آخر نیست
سر پیوند تو تنها نه دل حافظ راست
کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | اشعار عاشقانه | شعر عاشقی | مطالب عشقولانه | شعر حافظ | غزل حافظ |
[560] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/09/1 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:29 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست

در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست
چون چشم تو دل می‌برد از گوشه نشینان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست
روی تو مگر آینه لطف الهیست
حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست
نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم
مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست
از بهر خدا زلف مپیرای که ما را
شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست
بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز
در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
دی می‌شد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت
در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست
عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت
با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست
در صومعه زاهد و در خلوت صوفی
جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست
ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ
فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست
 
 



http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : غزل عاشقانه | مطلب عاشقانه | شعر عاشقانه | غزل عشقولانه | مطالب ادبی | شعر حافظ | اشعار حافظ | شعرای شیرازی | خواجه شیرازی | غزلسرای شیراز | غزل سرا | لسان الغیب | كلام حافظ |
[559] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/30 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:24 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | زندگی نامه | شعر نو |

زندگینامه

قیصر امین‌پور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در گتوند شوشتر در شمال استان خوزستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در گتوند ادامه داد و در سال ۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد ولی پس از مدتی از این رشته انصراف داد.
قیصر امین‌پور، در سال ۱۳۶۳ بار دیگر اما در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا گذراند و در سال ۷۶ از پایان‌نامه دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد. این پایان‌نامه در سال ۸۳ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.
او در سال ۱۳۵۸، از جمله شاعرانی بود که در شکل‌گیری و استمرار فعالیت‌های واحد شعر حوزه هنری تا سال ۶۶ تأثیر گزار بود. وی طی این دوران مسئولیت صفحه شعر ِ هفته‌نامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در سال ۶۳ منتشر کرد. اولین مجموعه او «در کوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر می‌گرفت. امین پور هیچگاه اشعار فاقد وزن نسرود و در عین حال این نوع شعر را نیز هرگز رد نکرد.
دکتر قیصر امین‌پور، تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۶۸ موفق به کسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امین‌پور در سال ۸۲ به‌عنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد.

آثار
از وی در زمینه‌هایی چون شعر کودک و نثر ادبی، آثاری منتشر شده‌است که به آنها اشاره می‌کنیم:
طوفان در پرانتز (نثر ادبی، ۱۳۶۵)،
منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان، ۱۳۶۵)،
مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان، ۱۳۶۸)،
بی‌بال پریدن (نثر ادبی، ۱۳۷۰)
به قول پرستو (شعر نوجوان، ۱۳۷۵).
مجموعه شعر آینه‌های ناگهان (۱۳۷۲)،
گزینه اشعار (۱۳۷۸، مروارید)
مجموعه شعر گل‌ها همـه آفتابگردان‌اند (۱۳۸۰، مروارید)،
دستور زبان عشق (۱۳۸۶، مروارید) اشاره کرد.
«دستور زبان عشق» آخرین دفتر شعر قیصر امین پور بود که تابستان ۱۳۸۶ در تهران منتشر شد و بر اساس گزارش‌ها، در کمتر از یک ماه به چاپ دوم رسید. 

مرگ
وی پس از تصادفی در سال ۱۳۷۸ همواره از بیماری‌های مختلف رنج می‌برد و حتی دست کم دو عمل جراحی قلب و پیوند کلیه را پشت سر گذاشته بود و در نهایت حدود ساعت ۳ بامداد سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان دی درگذشت. پیکر این شاعر در زادگاهش گتوند و در کنار مزار شهدای گمنام این شهرستان به خاک سپرده شد.
پس از مرگ وی میدان شهرداری منطقه 2 واقع در سعادت آباد به نام قیصر امین پور نامگذاری شد.

نمونه شعر
حسرت همیشگی:
حرف‌های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می‌کنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می‌شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان 
چقدر زود 
دیر می‌شود
طرحی برای صلح (۳)
شهیدی که برخاک می خفت
سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت
به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ
که بر جنگ

منابع
قیصر امین پور شاعر ایرانی درگذشت
ناگهان چقدر زود دیر می‌شود
جلد شناسنامه‌ام درد می‌کند


http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : زندگی نامه | قیصر امین پور |
[634] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 13:38 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | شعر نو |

کتاب های قد ونیم قد را

خسته از ورق نخوردن

و آکنده از غبار اندوه های پاییزی

از صندوقچه ی دلم بیرون می آورم

و می اندازمشان در رودی

که از کوچه های تنگ دلتنگی، رد می شود.

شاید کسی بخواندشان!

شاید آب زلال غبارشان رابشوید!

و خستگی را از تنشان به در برد!

کتابهای خیس خورده را

فقط ماهی ها می خوانند!

فقط ماهی ها حرف های شسته شده را می فهمند!




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : ماهی | شعر نو | شعر نیمایی |
[633] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 13:36 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | غزل | عاشقانه | فروغی بسطامی |

صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها را

که کسی نشکند این گونه صف اعدا را

نیش خاری اگر از نخل تو خواهم خوردن

کافرم ، کافر، اگر نوش کنم خرما را

گر ستاند ز صبا گرد رهت را نرگس

ای بسا نور دهد دیده‌ی نابینا را

بی‌بها جنس وفا ماند هزاران افسوس

که ندانست کسی قیمت این کالا را

حالیا گر قدح باده تو را هست بنوش

که نخورده‌ست کس امروز غم فردا را

کسی از شمع در این جمع نپرسد آخر

کز چه رو سوخته پروانه‌ی بی‌پروا را

عشق پیرانه سرم شیفته‌ی طفلی کرد

که به یک غمزه زند راه دو صد دانا را

سیلی از گریه‌ی من خاست ولی می‌ترسم

که بلایی رسد آن سرو سهی بالا را

به جز از اشک فروغی که ز چشم تو فتاد

قطره دیدی که نیارد به نظر دریا را



[418] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 08:33 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
می‌چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش
گر چه در شیوه گری هر مژه‌اش قتالیست
ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر
وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست
بعد از اینم نبود شائبه در جوهر فرد
که دهان تو در این نکته خوش استدلالیست
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالیست
کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
حافظ خسته که از ناله تنش چون نالیست
 
 



http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : مطالب عاشقانه | شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | مطالب ادبی | شعر حافظ | اشعار حافظ | اشعار عشقولانه | دیوان حافظ | شعر خواجه |
[558] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:21 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
حالیا خانه برانداز دل و دین من است
تا در آغوش که می‌خسبد و همخانه کیست
باده لعل لبش کز لب من دور مباد
راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست
دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
بازپرسید خدا را که به پروانه کیست
می‌دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد
که دل نازک او مایل افسانه کیست
یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یک دانه کیست
گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو
زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | كلام عاشقانه | مطالب عاشقانه | مطلب عاشقانه | شعر حافظ | اشعار حافظ | اشعار خواجه شیراز | لسان الغیب | كلام حافظ | دیوان شعر حافظ | مطالب ادبی |
[557] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/28 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:19 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست
در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوست
چه جای دم زدن نافه‌های تاتاریست
بیار باده که رنگین کنیم جامه زرق
که مست جام غروریم و نام هشیاریست
خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیست
که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست
لطیفه‌ایست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست
جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بار دلداریست
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلک سروری به دشواریست
سحر کرشمه چشمت به خواب می‌دیدم
زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست
دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم آزاریست
 
 



http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : ادبیات فارسی | مطالب عاشقانه | شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | اشعار عشقولانه | شعر عشقولانه | عشقولانه ها | مطالب عشقی | غزلیات عاشقانه | دیوان حافظ | غزلیات خواجه | غزل لسان الغیب |
[556] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/27 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:17 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : داستان | عبید زاكانی | ادبیات فارسی | قصیده |

داستان موش و گربه ؛ اثری از عبید زاكانی / در این مطلب بخش دوم آن را می آوریم :


گربه گفتا دروغ کمتر گوی

نخورم من فریب و مکرانا

میشنیدم هرآنچه میگفتی

آروادین قحبه‌ی مسلمانا

گربه آنموش را بکشت و بخورد

سوی مسجد شدی خرامانا

دست و رو را بشست و مسح کشید

ورد میخواند همچو ملانا

بار الها که توبه کردم من

ندرم موش را بدندانا

بهر این خون ناحق ای خلاق

من تصدق دهم دو من نانا

آنقدر لابه کرد و زاری کردی

تا بحدی که گشت گریانا

موشکی بود در پس منبر

زود برد این خبر بموشانا

مژدگانی که گربه تائب شد

زاهد و عابد و مسلمانا

بود در مسجد آن ستوده خصال

در نماز و نیاز و افغانا

این خبر چون رسید بر موشان

همه گشتند شاد و خندانا

هفت موش گزیده برجستند

هر یکی کدخدا و دهقانا

برگرفتند بهر گربه ز مهر

هر یکی تحفه‌های الوانا

آن یکی شیشه‌ی شراب به کف

وان دگر بره‌های بریانا

آن یکی طشتکی پر از کشمش

وان دگر یک طبق ز خرمانا

آن یکی ظرفی از پنیر به دست

وان دگر ماست با کره نانا

آن یکی خوانچه پلو بر سر

افشره آب لیمو عمانا

نزد گربه شدند آن موشان

با سلام و درود و احسانا

عرض کردند با هزار ادب

کای فدای رهت همه جانا

لایق خدمت تو پیشکشی

کرده‌ایم ما قبول فرمانا

گربه چون موشکان بدید بخواند

رزقکم فی السماء حقانا

من گرسنه بسی بسر بردم

رزقم امروز شد فراوانا

روزه بودم به روزهای دگر

از برای رضای رحمانا

هرکه کار خدا کند بیقین

روزیش میشود فراوانا

بعد از آن گفت پیش فرمائید

قدمی چند ای رفیقانا

موشکان جمله پیش میرفتند

تنشان همچو بید لرزانا

ناگهان گربه جست بر موشان

چون مبارز به روز میدانا

پنج موش گزیده را بگرفت

هر یکی کدخدا و ایلخانا

دو بدین چنگ و دو بدانچنگال

یک به دندان چو شیر غرانا

آندو موش دگر که جان بردند

زود بردند خبر به موشانا



[415] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/27 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:22 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
پیوند عمر بسته به موییست هوش دار
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست
معنی آب زندگی و روضه ارم
جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست
مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند
ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست
راز درون پرده چه داند فلک خموش
ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست
سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست
معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست
زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواسته کردگار چیست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر حافظ | شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | غزلیات حافظ | غزل حافظ | دیوان حافظ | زبان حافظ | بیان حافظ | لسان الغیب | خواجه شیرازی | غزل سرا | غزلسرا | مطالب عاشقانه | عشق و عاشقی |
[555] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/26 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:15 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست
زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست
پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن
بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست
در این چمن گل بی خار کس نچید آری
چراغ مصطفوی با شرار بولهبیست
سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد
که کام بخشی او را بهانه بی سببیست
به نیم جو نخرم طاق خانقاه و رباط
مرا که مصطبه ایوان و پای خم طنبیست
جمال دختر رز نور چشم ماست مگر
که در نقاب زجاجی و پرده عنبیست
هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه
کنون که مست خرابم صلاح بی‌ادبیست
بیار می که چو حافظ هزارم استظهار
به گریه سحری و نیاز نیم شبیست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | شعر حافظ | غزل حافظ | ادبیات فارسی | عشقولانه | لسان الغیب | مطالب عاشقانه | كلام حافظ | خواجه شیرازی | حافظ شیرازی |
[554] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/25 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:14 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : فخر الدین اسعد گرگانی | ادبیات فارسی | مثنوی |

شعر زیر تحمیدیه‌ی كتاب « ویس و رامین » اثر « فخر الدین اسعد گرگانی » است ؛ در قالب مثنوی :

نه با چیزى بپیوسته ست دیگر

که پس باشند در هستى برابر

نه هست او را نهاد و حد و مقدار

که پس باشد نهایاتش پدیدار

نه ذات او بود هر گز مکانى

نه علم ذات او باشد نهانى

زمان از وى پدید آمد به فرمان

به نزد برترین جوهر ز گیهان

بدان جایى که جنبش گشت پیدا

وز آن جنبش زمانه شد هویدا

مکان را نیز حد آمد پدیدار

میان هر دوان اجسام بسیار

نفرمایى که آراید سرایى

بدین سان جز حکیمى پادشایى

که قوت را پدید آورد بى یار

به هستى نیستى را کرد قهار

خداوندى که فرمانش روایى

چنین دارد همى در پادشایى

نخستین جوهر روحانیان کرد

که او را نزمکان ونز زمان کرد

برهنه کرد صورت شان زمادت

سراسر رهنمایان سعادت

به نور خویش ایشان را بیاراست

وزیشان کرد پیدا هر چه خود خواست

نخستین آنچه پیدا شد ملک بود

وزان پس جوحرى کرد آن فلک بود




[413] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/25 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 07:13 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست
در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست
آن جا که کار صومعه را جلوه می‌دهند
ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست
هم قصه‌ای غریب و حدیثی عجیب هست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر حافظ | شعر عاشقانه | شعر عشقولانه | اشعار عاشقانه | غزل عاشقانه | غزلیات حافظ | غزلیات خواجه شیرازی | مطالب عشقولانه | مطلب عاشقانه | نوشته های عشقانه | زیباترین عشق | باد صبا |
[549] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/24 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:38 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست
زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست
سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر
هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست
بس نگویم شمه‌ای از شرح شوق خود از آنک
دردسر باشد نمودن بیش از این ابرام دوست
گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا
خاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوست
میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست
حافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساز
زان که درمانی ندارد درد بی‌آرام دوست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | اشعار عاشقانه | غزل حافظ | شعر حافظ | غزل عاشقانه | غزل عشقولانه | مطالب عاشقانه | مطالب عشقولانه | متون عاشقانه | شعرای غزلسرا | حافظ شیرازی | خواجه شیراز |
[548] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/23 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:32 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | مثنوی | عبید زاكانی | داستان |

داستان موش و گربه ؛ اثری از عبید زاكانی / در این مطلب بخش نخست آن را می آوریم :

اگر داری تو عقل و دانش و هوش

بیا بشنو حدیث گربه و موش

بخوانم از برایت داستانی

که در معنای آن حیران بمانی

ای خردمند عاقل ودانا

قصه‌ی موش و گربه برخوانا

قصه‌ی موش و گربه‌ی مظلوم

گوش کن همچو در غلطانا

از قضای فلک یکی گربه

بود چون اژدها به کرمانا

شکمش طبل و سینه‌اش چو سپر

شیر دم و پلنگ چنگانا

از غریوش به وقت غریدن

شیر درنده شد هراسانا

سر هر سفره چون نهادی پای

شیر از وی شدی گریزانا

روزی اندر شرابخانه شدی

از برای شکار موشانا

در پس خم می‌نمود کمین

همچو دزدی که در بیابانا

ناگهان موشکی ز دیواری

جست بر خم می خروشانا

سر به خم برنهاد و می نوشید

مست شد همچو شیر غرانا

گفت کو گربه تا سرش بکنم

پوستش پر کنم ز کاهانا

گربه در پیش من چو سگ باشد

که شود روبرو بمیدانا

گربه این را شنید و دم نزدی

چنگ و دندان زدی بسوهانا

ناگهان جست و موش را بگرفت

چون پلنگی شکار کوهانا

موش گفتا که من غلام توام

عفو کن بر من این گناهانا




[414] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/23 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:17 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | غزل | حافظ |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست
به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آری پیامی از بر دوست
و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار
برای دیده بیاور غباری از در دوست
من گدا و تمنای وصل او هیهات
مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
دل صنوبریم همچو بید لرزان است
ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست
اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد
چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | اشعار عاشقانه | غزل عاشقانه | غزلیات حافظ | اشعار حافظ | شعر حافظ | دیوان حافظ | لسان الغیب | خواجه شیراز |
[547] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/22 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:26 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست
خوش می‌دهد نشان جلال و جمال یار
خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست
دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم
زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست
شکر خدا که از مدد بخت کارساز
بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست
سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار
در گردشند بر حسب اختیار دوست
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح
زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست
ماییم و آستانه عشق و سر نیاز
تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست
دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک
منت خدای را که نیم شرمسار دوست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | اشعار عاشقانه | شعر عشقولانه | شعر حافظ | اشعار حافظ | دیوان شعر حافظ | غزلیات حافظ |
[546] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/22 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:17 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | حکایت | طنز |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/InPostPix/Hekayat.jpg

روزی وزیر خلیفه به بهلول گفت : خلیفه تو را امیر و خلیفه بر سگ و خروس و خوك نمونده است .بهلول جواب داد : پس از این ساعت قدم از فرمان من بیرون منه كه رعیت منی.همراهان وزیر همه به خنده افتادند.وزیر از جواب بهلول منفعل و خجل گردید.



[470] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/21 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:27 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

دارم امید عاطفتی از جانب دوست
کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست
دانم که بگذرد ز سر جرم من که او
گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست
چندان گریستم که هر کس که برگذشت
در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست
هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان
موی است آن میان و ندانم که آن چه موست
دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت
از دیده‌ام که دم به دمش کار شست و شوست
بی گفت و گوی زلف تو دل را همی‌کشد
با زلف دلکش تو که را روی گفت و گوست
عمریست تا ز زلف تو بویی شنیده‌ام
زان بوی در مشام دل من هنوز بوست
حافظ بد است حال پریشان تو ولی
بر بوی زلف یار پریشانیت نکوست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | عشق | عاشق و معشوق | عشقولانه | اشعار عشقولانه | شعر عشقی | حافظ | حافظ شیرازی | خواجه شیرازی | كلام حافظ | غزل حافظ | غزل خواجه | دیوان اشعار حافظ |
[545] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/21 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:15 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست
نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر
نهادم آینه‌ها در مقابل رخ دوست
صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد
که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر توست
نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس
بسا سرا که در این کارخانه سنگ و سبوست
مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را
که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست
نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است
فدای قد تو هر سروبن که بر لب جوست
زبان ناطقه در وصف شوق نالان است
چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست
رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت
چرا که حال نکو در قفای فال نکوست
نه این زمان دل حافظ در آتش هوس است
که داغدار ازل همچو لاله خودروست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | اشعار عاشقانه | شعر عشقولانه | غزل حافظ | شعر حافظ | اشعار عاشقانه حافظ | غزلیات حافظ | شعر لسان الغیب |
[544] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/20 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:10 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | سعدی | غزل |


همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستی 

تو نه مثل آفتابی كه حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو هم چنان كه هستی

چه حكایت از فراقت كه نداشتم ، ولیكن
تو چو روی باز كردی، در ماجرا ببستی

نظری به دوستان كن كه هزار بار از آن به
كه تحیتی  نویسیّ و هدایتیّ  فرستی

دل دردمند ما را كه اسیر توست یارا !
به وصال، مرهمی نه چو به انتظار خستی 

برو ای فقیه دانا ، به خدای بخش ما را
تو و زهد و پارسایی ، من و عاشقی و مستی

دل هوشمند باید كه به دلبری سپارد
كه چو قبله‌ایت باشد به از آن كه خودپرستی

چو زمام بخت و دولت ، نه به دست جهد باشد
چه كنند اگر زبونی نكنند و زیر دستی


گله از فــراق یـــــاران و جفــــــای روزگـــــاران
نه طریق توست سعدی!سر خویش گیر و رستی



http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : غزل | عاشقانه | سعدی |
[622] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/20 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 09:00 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست
گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی
او سلیمان زمان است که خاتم با اوست
روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک
لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست
خال مشکین که بدان عارض گندمگون است
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست
دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران
چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست
با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست
حافظ از معتقدان است گرامی دارش
زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | شعر عشقولانه | اشعار عاشقی | غزل عاشقانه | شعر حافظ | غزلیات خواجه | غزل خواجه | اشعار عاشقانه | غزلیات حافظ | لسان الغیب | كلام حافظ |
[543] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:06 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | شعر نو |


سجاده ام كجاست ؟

می خواهم از همیشه ی این اضطراب برخیزم ،

این دل گرفتگی مداوم شاید ،
تأثیر سایه ی من است ،
كه این سان گستاخ و سنگ وار ،
بین خدا و دلم ایستاده ام .

سجاده ام كجاست ؟



http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر نو | سلمان هراتی |
[621] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:00 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | تاریخ ادبیات |

پس از حمله اعراب سیر ادبی ایران تا ظهور نخستین سلسله‌های ایرانی متوقف ماند. در زمان طاهریان (205 - 259 ه. ق.) شاعری به نام حنظله بادغیسی (ف.220) ظهور کرد. در عهد صفاریان محمد بن وصیف و فیروز مشرقی و ابو سلیک گرگانی به سرودن شعر پرداختند.
در دوره سامانی شعر و نثر پارسی هر دو راه کمال سپرد. در شعر شهید بلخی، رودکی سمرقندی، ابو شکور بلخی، ابو الموید بلخی، منجیک ترمذی، دقیقی طوسی، کسائی مروزی، عماره مروزی. در نثر رساله در احکام فقه حنفی تصنیف ابو القاسم بن محمد سمرقندی، شاهنامه ابو منصوری، کتلاب گرشاسب و عجائب البلدان هر دو تالیف ابو الموید بلخی، ترجمه تاریخ طبری توسط ابو علی بلعمی، ترجمه تفسیر طبری توسط گروهی از دانشمندان، حدود العالم (در جغرافیا)، رساله استخراج تالیف محمد بن ایوب حاسب طبری پرداخته شد.
در دوره آل بویه منطقی رازی و غضایری در شعر نامبردارند و در نثر دانشنامه رازی علائی و رگ شناسی به قلم ابن سینا پرداخته شد و ابو عبید جوزانی بخش ریاضی دانشنامه را به رشته تحریر در آورد و قصه حی بن یقظان به فارسی ترجمه و شرح شد.

بقیه در ادامه‌ی مطلب ... >>



[410] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 08:05 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | غزل | حافظ |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

دل سراپرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست
من که سر درنیاورم به دو کون
گردنم زیر بار منت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست
گر من آلوده دامنم چه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست
من که باشم در آن حرم که صبا
پرده دار حریم حرمت اوست
بی خیالش مباد منظر چشم
زان که این گوشه جای خلوت اوست
هر گل نو که شد چمن آرای
ز اثر رنگ و بوی صحبت اوست
دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هر کسی پنج روز نوبت اوست
ملکت عاشقی و گنج طرب
هر چه دارم ز یمن همت اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک
غرض اندر میان سلامت اوست
فقر ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینه محبت اوست
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | اشعار عاشقانه | شعر حافظ | دیوان حافظ | غزل حافظ | خواجه شیراز | حافظ شیرازی | شعر لسان الغیب | كلام حافظ |
[542] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/18 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:47 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | بابا طاهر | دو بیتی |


زدست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد

بسازم خنجری نیشش ز پولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

*
مگر شیر و پلنگی ای دل ای دل
به مو دایم به جنگی ای دل ای دل

اگر دستم رسد خونت بریزم
بوینم تا چه رنگی ای دل ای دل

*
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته وینم

*
بوره سوته دلان گرد هم آییم
سخن واهم کریم غم وانماییم

ترازو آوریم غم ها بسنجیم
هر آن غمگین تریم وزنین تر آییم

*
سری دارم که سامانش نمی بو
غمی دارم که پایانش نمی بو

اگر باور نداری سوی مو آی
بوی دردی که درمانش نمی بو



http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر كهن | بابا طاهر | دوبیتی |
[620] پست شده توسط « پوریا » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/18 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:00 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | نثر ادبی |

شاید فردا ..........

امروز شکنجه بود , امروز با هر تپش گرفته شد , چشمانت را دزدیدند , آوار درد بر تنت جاری شد, امروز را به یاد نیار که فردا را نمی خواهم ,امروز خاطره شد که تلخی اش تمام جانم را گرفت ,امروز افسانه نبود که سوگ سیاوش شود , امروز چشمانم را نمی بینی,امروز ترانه ام را نمی شنوی ,امروز رویاهایم خاکستریست ,امروز شاید ارمغان شیرین مرگ را با خود داشته باشد تکه های قلبم را ببین که در غم امروز متلاشی شد , و یادم کن که نوایی جز بی نوایی ندارم
دل شکسته بدون فریاد , بدون فردا , نه فردا روزی تازه نیست , افسون فراموشیست , فردا لفظ سکوت است شاید سکوت امروز فریاد باشد ,آیینه ی شکسته ام را ببین , خورشید خاموشم را ببین , یک خود بودم اکنون هزار ,اینجا شمع خورشید است وجرقه شهاب اینجا نور بی معنی ست ,حنجرم خسته است اینجا صدا بی معنی ست, با توام از امروزم برو و فردایم را خاک کن , فردایم تاریک تر از امروز است .
اشک هایم را نبینید اینجا گریه شادی ست
می گویند پیله ات را بشکاف ! خورشید می تابد
خورشیدم خاموش است به کدامین امید پروانه شوم
پروازم پیله ای شده که در لفظ کلمه مانده
شکافتن بی معنی ست
امیدم شب تابی بود که زیر آوار تاریکی مرد
به کدامین امید زندگی به کدامین امید
شاید دور شاید هرگز
هرگز چشمانم را نخواهی یافت آری بی شمع به مزارم بیایید اینجا نور بی معنی ست.


[409] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:02 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | حافظ | غزل |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp

خم زلف تو دام کفر و دین است
ز کارستان او یک شمه این است
جمالت معجز حسن است لیکن
حدیث غمزه‌ات سحر مبین است
ز چشم شوخ تو جان کی توان برد
که دایم با کمان اندر کمین است
بر آن چشم سیه صد آفرین باد
که در عاشق کشی سحرآفرین است
عجب علمیست علم هیئت عشق
که چرخ هشتمش هفتم زمین است
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد
حسابش با کرام الکاتبین است
مشو حافظ ز کید زلفش ایمن
که دل برد و کنون دربند دین است
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : شعر حافظ | شعر عاشقانه | اشعار حافظ | اشعار عاشقانه | غزل حافظ | غزل عاشقانه | دیوان حافظ | دیوان شعر |
[541] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 09:45 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | هجو و هزل | طنز |


به نظر شما نهایت بدبختی چیست ؟  كه انسان با لكنت زبان امتحان جدول ضرب بدهد.

كجا را برای زیستن دوست می دارید ؟

- داخل پرانتز را .

بالاترین تصور شما از سعادت دنیوی چیست ؟

ـ  كه دیگر سعادتمند قمی آواز نمی خواند !

چه خطایی را زودتر توانید بخشود ؟‌

ـ  غلط چاپی را نه غلط املایی را زیرا اگر ما صابون را با سین بنویسیم صابون كف نخواهد كرد .

مردانی كه در داستان ها می پسندید كدامند ؟

ـ  مردانی كه در صفحه صد و هفتاد و چهار وارد داستان شوند و در صد و هفتاد و پنج خودكشی كنند .

شخصیت محبوب شما در تاریخ كیست ؟

ـ  من در جغرافیا به دنبالش هستم .

زنانی كه در تاریخ و یا در زندگی واقعی می پسندید كدامند ؟

ـ  نمی دانم .

زنانی كه در داستان ها می پسندید كدامند ؟

ـ  به من مربوط نیست .

نقاش برگزیده ی شما كیست؟

ـ  تمام نقاش های ساختمان كه بدقول هستند و نمی توان تشخیص داد كفش آنها سفید است و یا سیاه ......

آهنگ ساز برگزیده ی شما كیست ؟

ـ  بلبلی كه قناری را به عنوان آسیستانی خود قبول داشته باشد .

صفتی كه در زنان می پسندید ؟

ـ  كه عكس های شیش در چهار را بیش تر از كارت پستال دوست داشته باشند .

فضیلتی كه بر می گزینید ؟

ـ  برای بستن كفش به صندلی متوسل نشویم .

مشغله ای كه دوست می دارید ؟

ـ  تحلیل فلسفی دفترچه ی تلفن .

دلتان می خواست كه به جای چه كسی بودید ؟

ـ  من فیلم بازی نكرده ام كه بدانم می توانم به جای خود حرف بزنم یا نه .

خصلت اصلی شما ؟

ـ  دوست داشتن تمام تلفن های 6 شماره ای كه 5 آن بوق می زند .

عیب اساسی شما ؟

ـ  همه اساسی است .

غایت تصور شما از خوشبختی ؟

                                                                     بقیه در ادامه ی نوشتار




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : طنز | احمدرضا | احمدی | نثر |
[619] پست شده توسط « پوریا »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 09:30 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی | عاشقانه | غزل | حافظ |

http://adabiiat.persiangig.com/New_Package/Shoara/Hafez.bmp


ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
به یاد لعل تو و چشم مست میگونت
ز جام غم می لعلی که می‌خورم خون است
ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو
اگر طلوع کند طالعم همایون است
حکایت لب شیرین کلام فرهاد است
شکنج طره لیلی مقام مجنون است
دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است
سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است
ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
که رنج خاطرم از جور دور گردون است
از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز
کنار دامن من همچو رود جیحون است
چگونه شاد شود اندرون غمگینم
به اختیار که از اختیار بیرون است
ز بیخودی طلب یار می‌کند حافظ
چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است
 




http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/search.png كلید واژه : عشق | عاشقانه | عشقولانه | شعر عاشقانه | غزل عاشقانه | شعر عشقولانه | اشعار عشقی | شعر حافظ | اشعار حافظ | حافظ شیرازی | غزل حافظ | غزلیات | غزلیات لسان الغیب |
[540] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/08/16 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 11:43 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com