امكانات
http://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/nl.gif http://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/G.gifhttp://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/fal.gif
http://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/atom.gifhttp://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/Rss.gifhttp://adabiiat.persiangig.com/NewTemp89/ICO/yahoo.gif

اندازه قلم :
افزایش | كاهش

اسلاید دبیران

تصویر قبلی

 تصویر بعدی

اشعار شاعران
در این قسمت بر اساس علاقه‌ی خود نام شاعری را انتخاب كنید تا به اشعار شاعر مورد نظر دسترسی پیدا كنید .
 

اخبار سایت
در حال تكمیل ...
برندگان مسابقات

آقای مهرزاد ( 10 امتیاز )
آقا مهدی ( 10 امیتاز )
آقای شاه بیك ( 5 امتیاز )
ستاره خانم ( 5 امتیاز )
* هر پاسخ درست = 5 امتیاز
* حد نصاب جایزه = 30 امتیاز
گزارش سایت
الف) شناسنامه
تأسیس : 1فروردین 1388
هدف تأسیس : گسترش رونق ادبیات در فضای مجازی
سال 88 : سال آغاز
سال 89 : سال شكوفایی
بازتاب های بیرونی :
بیا تو بندر ، آفتابگردون
حامی مالی : دبیرستان نمونه فرهنگ
ب) آمار و ارقام
تعداد دامین : 1 عدد
Adabiiat.com
تعداد نویسنده : 2 نفر
سبحان عباس پور
پوریا سرهنگ پور
دفعات تعویض قالب : 5 بار
اردیبهشت ، مرداد ، مهر ، آذر و اسفند 88
تعداد تبلیغات پذیرش شده :
2 عدد
mihanpatogh.com
gorganet.org

مورد دان شدن سایت :
1 مرتبه / آبان 88
مورد هك شدن دامین :
1 مرتبه / بهمن 88
تعداد نظرسنجی ها سایت : 12 عدد
پ ) بازدیدها
امروز:
دیروز :

این ماه :

ماه قبل :

http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , طنز , سعدی ,

در تاریخ آورده‌اند كه: وقتی حاج میرزا آقاسی وزیر محمد شاه قاجار به حفر قناتی امر داده بود، روزی كه به بازدید چاه‌ها رفت، مقنی اظهار داشت كه كندن قنات در اینجا بی‌حاصل است، چه اینكه این زمین آب ندارد. حاج میرزا آقاسی در جوابش گفت:

«آب برای من ندارد، نان كه برای تو دارد!!»

***

قاضی از دزدی پرسید: اینهمه سرقتها را تنهایی می‌كردی یا شریك هم داشتی؟

گفت: تنها بودم. مگر در این زمانه، آدم درستكار هم پیدا می‌شود كه به شركت انتخاب كنم.

***

شخصی از دیگری پرسید: شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در چه سالی وفات یافت؟

پاسخ داد: مرگ آن جناب در سالهای 690 تا 694 هجری قمری اتفاق افتاده است. گفت: پس معلوم می‌شود آن بیچاره چهار سال تمام جان می‌كنده است!

***

مؤذنی بانگ می‌گفت و می‌دوید، پرسیدند كه چرا می‌دوی، گفت: میگویند كه آواز تو از دور خوش است. می‌دوم تا آواز خود را از دور بشنوم.

***



[161] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/31 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:28 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : آموزش , زبان فارسی , آموزش دستور زبان ,

صفت نسبی

صفت نسبی ، آن اتست که نسبت به چیزی یا محلی را برساند و علامت های آن عبارت است از :
1- " ی " در آخر کلمه مانند : آسمانی ، زیمینی ، آتشی ، هوایی ، خاکی ، پارسی ، اصفهانی ، نیشابوری

"ی " نسبت همواره  به مفرد ، پیوسته می شود و کلماتی از قبیل : کاویانی ، خسروانی ، کیانی ، پهلوانی ، نادر است و بر آن قیاس نمی توان کرد .

2- " ه" مخفی و غیر ملفوظ  : دو روزه ، یکشبه ، یکساله ، صده ، دهه ، هزاره
 و این " ه " غالبا در ترکیبات عددی  استعمال می شود .  و گاهی  تنهایی  در غیر این مورد استعمال شده است : مثل : نبرده

3- " ین " و این در آخر اسما در می آید :  سفالین ، جوین ، گندمین ، بلورین ، گلین  و گاهی این ادات را با "ه " جمع می کنند و در آخر کلمه می آورند : بلورینه ، زرینه ، سیمینه ، پشمینه

4- " گان " مانند : گروگان ، پدرگان



[145] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/30 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 03:06 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , عاشقانه , مثنوی ,

مطلب زیر را دوست عزیزی به نام « مصطفی » برای ما ارسال كرده است . از ایشان تشكر می كنیم .

اجازه هست عشق تو رو تو کوچه ها داد بزنم؟
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟

اجازه هست مردم شهر، قصه ی ما رو بدونن؟
اسم منو، عشق تو رو، توی کتابا بخونن؟

اجازه هست که قلبمو برات چراغونی کنم؟
پیش نگاه عاشقت، چشمامو قربونی کنم؟

اجازه میدی تا سر بزارم رو شونه هات؟
روزی هزار و صد دفه، بگم که می میرم برات

اجازه میدی به همه بگم که تو مال منی؟
ستارتم اینو میگه، که تو، تو اقبال منی

اجازه هست عکس تو رو، رو صورت ماه بزنم؟
طلسم قصه هامونو، با داشتن تو بشکنم؟

اجازه میدی قصه هام با عشق تو جون بگیره؟
چشمای عاشقم واست روزی هزار بار بمیره؟

اجازه میدی واسه تو قصه طلایی بسازم؟
با یه صدای مخملی برات لالایی بسازم؟

اجازه هست با بال تو پر بزنیم، بریم بهشت؟
کاش نزاریم برنده شه، تو بازی ما، سرنوشت

اجازه میدی که بگم، من ما تو، تو مال من؟
من از تو خواهش می کنم که زیر وعده هات نزن

اجازه ی تو، دست تو، اجازه ی من، دست تو
خنده ی من خنده تو، شکست من شکست تو


* شما هم می توانید با استفاده از این آدرس مطالب خود را برای ما ارسال كنید .

[189] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 12:22 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ضرب المثل , ادبیات فارسی ,

بارگهش را آب برده :
كار او دیگر اصلاح پذیر نیست،  چون بسیار خراب است،  بیشتر در مورد ورشكست شده‌ای گویند كه با كمك دوستان هم نمی‌تواند باز به سركار خود برگردد،  یعنی خرابی كار بیشتر از این حد است.  در موارد مشابه نیز كاربرد دارد. مأخذ: لازم است كه اول معنی واژه " بارگه " را بدانیم : بارگه در تداول آباده و صُغاد سد كوچكی است كه چون آبیار بخواهد آب را سوی دیگربفرستد،  ماسه و شن و ریگ آن طرف جوی را كه باید آب برود با بیل بر می‌دارد و به سمتی كه نباید آب برود می‌ریزد.  در این موقع حساس،  چابكی و جلدی لازم دارد.  چون این كار باید سریع انجام شود،  یعنی از وقتی كه میرآب اعلام می‌كند،  دیگر جریان آب به حساب مَمَر دوم كه سد آن برداشته شده است، خواهد بود.  گاهی زارعان در این موقع اگر سنگی بزرگ و امثال آن را بیابند از آن استفاده می‌كنند،  ولی برخی وقت‌ها به سبب فشار زیاد آب یا از چابكی لازم برخوردار نبودن،  موجب می‌شود كه آب را نتوانند بگردانند.  در این زمان است كه " بارگه " را آب می‌برد و دیگر كار یك نفر نیست كه بتواند آب را برگرداند ( واژه بارگه را مردم كرمان " گرگه " و كردان " ورگال " گویند.

[159] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 04:46 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , عراقی , حکایت , مثنوی ,

حكایتی از فصل هفتم « عشاق نامه » اثر « عراقی »

یکی از عاشقان جمالت را

بود نجم اکابر کبری

آن معین شریعت احمد

آن قرین دل و قریب احد

بود بر چرخ انجم اخیار

آفتاب معانی اسرار

آن گره سالکان، که ره بردند

اقتباس کمال ازو کردند

بربود از مقام آزادی

دل او حسن مجد بغدادی

بربودش بتی چنان مقبول

ناگهان از مقام عالی دل

حسن زیباش خیل عشق آورد

صبر و آرام او به غارت برد

گفت: آیا بر من آریدش؟

هست جان او، بر تن آریدش

در زمان نزد شیخش آوردند

خاطر شیخ گشت رسته ز بند

زو بپرسید: تا چه دارد دوست؟

و آن چه باشد که دوست عاشق اوست؟

در دمش چون او بپرسیدند

میل شطرنج باختن دیدند


ادامه شعر را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید



[183] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/29 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 04:08 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : اخبار سایت ,

زبان و ادبیات فارسی | Www.Adabiiat.com
بسم ربّ النّبی ؛

عید مبعث مبارك باد .

فخر دو جهان خواجه فرّخ رخ اسعد        مولای زمان مهتر صاحب دل امجد 

 آن سید مسعود خداوند مؤیّد            پیغمبر محمود ابوالقاسم احمد

 وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلّد         این بس كه خدا گوید «ما كان محمد»



مفتخریم كه با گذشت حدود 4 ماه از افتتاح سایت ادبیات ، هم‌چنان در خدمت بازدیدكنندگان فرهیخته و عزیز باشیم .
مایه‌ی مباهات بسیار است كه به لطف پروردگار توانستیم در این دوره نسبتا كوتاه دین خود را نسبت به ادبیات دیرین و زبان شیرین پارسی ادا كنیم . در این راه استوارانه گام برخواهیم داشت و پرنیرو تر و مصمّم تر در كنار پارسیان پاك سرشت و پاك اندیش خواهیم بود .

چند تغییر كه در قالب و محتوای سایت اعمال شده است :

1- انتقال بخش « لینكستان » ( محلّ درج پیوندهای دوستان ) از بالای مطالب به منوی سمت چپ وبلاگ .

2- گسترده شدن پهنای اخبار سایت و تغییر در ماهیت نمایش آن‌ها :

الف ) در نسخه‌ی قبلی قالب ، اخبار سایت در باریكه ای در سمت راست پیوندها قرار داشت كه موجب نمایش نامناسب عناوین اخبار می شد كه در این نسخه اصلاح شد.
ب) در نسخه‌ی پیشین قالب ، بخش اخبار به صورت صفحه ای جداگانه ( Iframe ) بارگزاری می شد كه موجب كاهش سرعت سایت می شد كه در حال حاضر به طور مستقیم بارگزاری می گردد .
پ ) در نسخه‌ی قبلی ، خبرهای قدیمی تر در بالا قرار داشتند و خبرهای جدیدتر در پایین كه موجب سردرگمی دوستان بازدیدكننده می شد ، كه این مشكل نیز با تذكّر چند دوست مرتفع گردید .

3- افزودن بخش « ضرب المثل » : در این قسمت ، ضرب المثل های رایجی كه در زبان فارسی كاربرد دارد ریشه یابی می شود و تاریخچه ای از آن بیان می شود .

امّا تغییرات و امكانات جدیدی كه به زودی شاهد آن خواهید بود :

1- تعویض آیكون ( FivIcon ) سایت
2- ایجاد جدول پرسرعت و دنده ای برای مشاهده پیوندهای داخلی سایت به صورت طبقه بندی شده
3- امكانات جالب و منحصر به فرد در بخش مطالب ( نظرات ، ارسال مطالب ، آرایش آیكون ها و ... )

به زودی ...


[188] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/28 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 22:31 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , قطعه ,

مطلب زیر را دوست عزیزی به نام « عسگر قلعه جوقی » برای ما ارسال كرده است . از ایشان تشكر می كنیم .

شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی می کنند/پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است*
دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست/جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است*
پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است/تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است*
کره اسب از نجابت در پی مادر رود/کره خر، از خریت پیش پیش مادر است*



[182] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/28 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 13:33 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : آموزش , زبان فارسی , آموزش دستور زبان ,

صفت تفضیلی

صفت تفضیلی ، آن است که در آخر آن لفط " تر " افزوده شود و مفاد آن ، ترجیح موصوف است بر شخص دیگر که در وجود  صفت با  او شریک و همتاست و آن تنها به آخر صفت و کلماتی که در معنی صفت باشد ، پیوسته شود ، مانند : گوینده تر ، شتابنده تر ، فزاینده تر ،  گریانده تر ، مردتر  ،  برتر

صفت تفضیلی به یکی از سه طریق زیر استعمال می شود :

1- با " از " :  خرد از مال سودمندتر است .
2- با " که"  :  دانش ، بهتر که مال . سیرت ، پسندیده تر که صورت .
3- با  اضافه  ، چنانکه گوییم :  تواناتر ِ مردم کسی است که دانایی او فزونتر باشد .
 

هر گاه بخواهند صفت تفضیلی را اضفه کنند :  " ین " در آخر آن می آورند :  بزرگترین ِ شعرای ایران ، فردوسی است .

الفاضی از قبیل : مه ، به ، که  و بیش به معنی صفت تفضیلی استعمال می شوند و در آخر آن نیز " ین " در می آورند ، مانند : مهین ، بهین ، کهین .

 هر گاه " ین " در آخر صفات تفضیلی در آید ، افاده ی معنی تخصیص کند ، مثل : کمترین ، فاضلترین .

در این حالت اگر صفت تفضیلی را اضافه کنند ، ما بعد آن را جمع آورند ، مثل : بزرگترین ِ مردان و فاضلترین ِ رجال امروز اوست .
و بدون اضافه باید لفظ مفرد استعمال شود : تواناترین مرد ، بیناترین شاگرد .



[144] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/28 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 03:06 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ضرب المثل , ادبیات فارسی ,

زاغ سیاه كسی را چوب زدن :
هر كس این مثل را بشنود فوراً به ذهنش خطور می‌كند كه مربوط به زاغ پسر یا دخترخاله كلاغ است كه او را با چوب زده‌اند و فراری داده‌اند؛ اما درك بنده از این مثل چنین است: زاغ نام دیگر زاج است.  علاوه بر این كه مردم بیشتر شهرستان‌ها به همین نام زاغ (‌زاج ) را می‌شناسند در فرهنگنامه‌ها هم به همین معنی آمده است.
زاغ (‌زاج ) نوعی نمك است كه انواع مختلفی دارد:( سیاه،  سبز،  سفید وغیره ) زاغ سیاه بیشتر به مصرف رنگ نخ قالی و پارجه و چرم می‌رسد. اگر كسی ببیند كه نخ یا پارچه یا چرم همكارش خوش رنگ‌تر یا شفاف و براق‌تر از كارهای خودش است،  درصدد بر می‌آید كه در موقع مقتضی خود را به ظرفی كه زاغ در آن حل شده برساند و چوبی در آن بگرداند و با دیدن و بوئیدن،  بلكه پی ببرد كه در آن زاغ چه اضافه كرده‌اند یا نوع و مقدار و نسبت تركیبش با آب یا چیز دیگر چیست.  ضمناً در مورد اشخاص چشم سبز هم چشم زاغ یا زاغول گویند. 

[158] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/27 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 04:18 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , آموزش دستور زبان , آموزش ,

صفت مفعولی

صفت مفعولی بر آنچه فعل بر او واقع شده باشد ، دلالت می کند ، مانند : پوشیده ، برده . یعنی آنچه ، پوشیدن و بردن بر او واقع شده باشد و علامت آن " ه " ماقبل مفتوح است که در آخر فعل ماضی در می آید .

ترکیبات صفع مفعولی از این قرار است :
1- آن که صفت را مقدم داشته ، اضافه کنند ، مانند : پروده ی نعمت ، آلوده ی منت .
2- با تقدیم صفت و حذف حرکت اضافه ، مانند : آلوده نظر
3- آن که صفت را در آخر آورند و هیچ تغییری  ندهند ، مثل :  خوا آلوده ، شراب آلوده
4- مانند نوع سوم ولی با حذف علامت صفت ، مثل : خاک آلود ، نعمت پرورد ، دستپحت
5- با تاخیر صفت و حذف " ده " از پایان آن ، چنانکه به ترکیب صفت فاعلی شبیه باشد : پناه پرور ، دست پرور

هر گاه بخواهند صفت مفعولی را که تخفیف یافته ، جمع ببندند آن را به حال اول بر می گردانند ، مثلا : دست پروردگان
ولی در تخفیف صفت فاعلی برگردانیدن  به حال اصلی لازم نیست ، مثل : گردنکشان ، سرافرازان ، نامداران



[143] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/26 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 02:59 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , ادبیات فارسی ,

مطلب زیر را دوست عزیزی به نام « علیرضا » برای ما ارسال كرده است . از ایشان تشكر می كنیم .

زین پس به جای واژگان نخست از واژگان دوم که پارسی است بهره میبریم :



فتح یا ظفر = پیروزی
 رسول = فرستاده
رئیس یا مسئول = سرپرست
جواب = پاسخ
مراجعت = بازگشت
 سارق = دزد
شجاع = دلیر - شیر دل
 قابل قبول = پذیرفتنی
طعم = مزه
عرض = پهنا
عاقبت = سرانجام
 طول = درازا
خطیب = سخنران
طویل = دراز
صلح = سازش - آشتی
 ارتفاع = بلندی
ظاهر = نما
 عریض = پهن
مشاهده = نگریستن - تماشا
 عمیق = گود
داخل = تو - درون
مریض = بیمار
منهدم = نابود
مریضی = بیماری
انهدام = نابودی
مریض خانه یا شفاخانه = بیمارستان
اطلاع = آگاهی


* شما هم می توانید با استفاده از این آدرس مطالب خود را برای ما ارسال كنید .


[181] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/25 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 13:22 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ضرب المثل , ادبیات فارسی ,

كلاهش پشم ندارد :
از او نباید ترسید،  مهابتی ندارد،  دلیلی وجود ندارد كه از او هراس داشته باشیم. مأخذ: درزمان قدیم،  نه چنادان دور،  در ایران صاحب منصبان نظامی ‌به تقلید از نظامیان روس كه كلاه پشمی ‌به سر داشتند،  كلاه پشمی‌ پوستی بر سر می‌گذاشتند و از آن جایی كه نظامیان مأمور نظم  ونسق هستند،  وقتی از دور پیدا می‌شدند مردم خود را جمع و جور می‌كردند كه مورد مؤاخذه واقع نشوند،  و اگر آن صاحب منصب نظامی ‌افسر نبود به هم می‌گفتند : این كه افسر نظامی‌ نیست، كلاهش پشم ندارد.


[157] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/25 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 08:43 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : آموزش , زبان فارسی , آموزش دستور زبان ,

ترکیب صفت فاعلی

صفت فاعلی چهار قسم دارد :

1- حالت اضافی که صفت ، به مابعد ِ خود اضافه می شود :
فزاینده ی باد آوردگاه         فشاننده ی خون ز ابر سیاه

2- با تقدّم صفت و حذف کسره ی اضافه :
جهاندار محمود ِ گیرنده شهر     ز شادی به هرکس رساننده بهر

3- با تاخیر صفت بدون آن که در آن تغییری  رخ دهد :
منم گفت یزدان پرستنده شاه     مرا ایزد پاک داد این کلاه

4- با تاخیر صفت و حذف علامت صفت " نده " مانند سرافراز ، گردن فراز    که  سرفرازنده و گردن فرازنده بوده و این کار قیاسی است .

هرگاه صفت فاعلی با مفعول یا یکی  از قیود مثل : بیش ، کم ، بسیار ، پیش ، پس و نظایر آن ترکیب شود علامت صفت حذف می شود مثل :  کامجوی ، پیش گوی ،  کم گوی ، بسیار دان ، پیشرو ، پس رو

صفای که به " ان " ختم می شود ، هرگاه مکرر شود ، ممکن است  علامت صفت را از اول حذف کنند ، مثل : لرزلرزان ، جنب جنبان ، پرس پرسان ، کش کشان



[142] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/24 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 02:58 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , عاشقانه , عارفانه , شعر نو ,

در من غم بیهودگیها می زند موج


در تو غرور از توان من فزونتر


در من نیازی می کشد پیوسته فریاد


در تو گریزی می گشاید هر زمان پر


***


ای کاش در خاطر گل مهرت نمی رست


ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت


ای کاش دست روز و شب با تار و پودش


از هر فریبی رشته عمرم نمی بافت


***


اندیشه روز و شبم پیوسته این است


من بر تو بستم دل !!!


دریغ از دل که بستم



[160] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/23 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:01 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ضرب المثل , ادبیات فارسی ,

آب آن دو به یك جوی نخواهد رفت :
مشاركت آن دو نفر دوامی ‌نخواهد داشت. مأخذ : دربین زارعان خرده پا و ضعیف رسم است كه با همسایه زمین خود آب را به نوبت از مَمَری (‌جوی ) كه مشتركاً احداث كرده‌اند به زمین خود ببرند. این كار از چند نظر صرفه‌جویی است،  زیرا اگر هر كدام بخواهند برای بردن آب به زمین خو مَمَری احداث كنند، علاوه بر هزینه احداث،  مقدار مصرف زمین دو برابر خواهد بود.  سود دیگر این اشتراك مربوط به آبی است كه آبخور جوی می‌شود. شبیه به این مثل،  مثل " آب و گاوشان یكی است " می‌باشد.

[156] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/23 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 04:38 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : آموزش , زبان فارسی , آموزش دستور زبان ,

صفت فاعلی

آن است که بر کننده ی کار یا دارنده ی معنی دلالت کند و علامت آن عبارت است از :
1- " نده" که در پایان فعل امر می آید :  پرسنده ، خواهنده ، شناسنده ، بافنده
2- " ان " مثل :  خواهان ، پرسان ، دمان ، روان ، دوان
3- " الف " که  آن نیز در پایان فعل امر می آید  ، مثل :  شکیبا ، زیبا ، خوانا ، گویا ، بینا ، پویا
4- " ار " غالبا در آخر فعل ماضی می آید  ، مثل : خریدار ، خواستار ، برخوردار ، نامردار ، گرفتار
5- " گار "  که بیشتر در آخر فعل امر و ماضی  می آید ، مثل :  آموزگار ، پرهیزگار ، آمرزگار ، آفریدگار
6- " کار " که غالبا به آخر اسم معنی  ملحق می شود  ، مثل : ستمکار ، فراموشکار
7- " گر " در آخر اسم معنی می آید ، مثل  : پیروزگر ، دادگر ، بیدادگر

صفت فاعلی که به " نده " ختم شود ، غالبا در عمل و صفت غیر ثابت استعمال می شود ، مثل : رونده ، یعنی کسی که عمل رفتن را انجام می دهد

صفاتی که به " ان " ختم می شود ، بیشتر معنی حال را می دهد : سوزان ، نالان ، روان ، دوان
صفاتی که به " الف " ختم می شود ، حالت ثابت را می رساند ، مثل :  دانا
لغاتی که به " گار ، کار ، گر " ختم می شود  مبالغه را می رساند مثل :  آموزگار  ، ستمکار ، ستمگر

"گار" همیشه بعد از کلماتی که از فعل مشتق می شود می آید ولی " کار " پس از اسم معنی و غیر مشتق به کار می رود .

" گر " در غیر اسم معنی ، شغل را می رساند ، مانند : آهنگر   و این جز صفات فاعلی نیست .



[141] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/22 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 02:55 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : آموزش , زبان فارسی , آموزش دستور زبان ,

مصدر بر چهار نوع است : مصدر اصلی ، جعلی ، بسیط ، مرکب ، مخفف

1- مصدر اصلی : آن است که در اصل ، مصدر باشد : رفتن ، گفتن ، گرفتن

2- مصدر جعلی  یا " موضوع " آن است که در اصل ، مصدر نباشد  بلکه به آخر کلمه ی فارسی یا عربی لفظ " یدن "  افزوده باشند : تندیدن ، آغازیدن ، بلعیدن ، فهمیدن

بسیاری از مصادر عربی مانند : فهم ، طلب  و اسمی فارسی مثل : جنگ ، ترس و آغاز که امروز از خود آنها فعل ساخته می شود ، سابقا با مصادر دیگر ترکیب یافته و از خود فعلی نداشته اند ، مانند : فهم کردن ، طلب کردن ، بلع کردن  ، جنگ کردن

3- مصدر بسیط ، آن است که یک کلمه باشد : رفتن ، آمدن ، گفتن .

4- مصدر مرکب آن است که از دو کلمه و بیشتر آمیخته باشد :  برداشتن ، سخن گفتن


صورت تصریف فعل " خواندن "

مضارع

می خوانم

می خوانیم

می خوانی

می خوانید

می خواند

می خوانند

مستقبل

خواهم خواند

خواهیم خواند

خواهی خواند

خواهید خواند

خواهد خواند

خواهند خواند

ماضی استمراری

می خواندم

می خوادیم

می خواندی

می خواندید

می خواند

می خواندند

ماضی مطلق

خواندم

خوادنیم

خواندی

خواندید

خواند

خواندند

ماضی نقلی

خوانده ام

خوانده ایم

خوانده ای

خوانده اید

خوانده است

خوانده اند

ماضی بعید

خوانده بودم

خوانده بودیم

خوانده بودی

خوانده بودید

خوانده بود

خوانده بودند

وجه التزامی:

مضارع

بخوانم

بخوانیم

بخوانی

بخوانید

بخواند

بخوانند



[140] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/21 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 15:27 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : آموزش , ادبیات فارسی , آرایه های ادبی ,

سلام بر شما پارسی زبانان عزیز . همان طور كه در یكی از مطالب اخیر قولش را داده بودیم ، در این مطلب به آموزش صنعت ادبی « ملمع » می پردازیم .

(اصطلاح بدیع) در اصطلاح ، صنعتی که یک مصراع عربی و یک مصراع فارسی یا بیتی عربی و بیتی فارسی داشته باشد. (غیاث ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). این صنعت چنان باشد که یک مصراع تازی ویکی پارسی و روا بود که یک بیت تازی و یکی پارسی و یا دو بیت تازی و دو پارسی و یا ده بیت تازی و ده پارسی بیاورند. مثالش از شعر پارسی مراست [ رشید وطواط]:
خداوندا ترا در کامرانی
هزاران سال بادا کامرانی
وقاک اﷲ نائبة اللیالی
و صانک من ملمات الزمان
تو آن صدری که از صدر تو یابند
همه ارباب دانش کامرانی
جنابک روضةالاقبال تزری
اطایبها بروضات الجنان .

(حدائق السحر فی دقایق الشعر)


آن است که شاعر قصیده ای بگوید بیتی پارسی و بیتی تازی به یک وزن و قافیت نه بر سبیل ترجمه ... و بود که یک مصراع تازی بود و یکی پارسی .(ترجمان البلاغه ٔ رادویانی ). نزد شعرا، آن است که شاعر مصراعی به عربی و مصراعی به پارسی و یا بیتی به عربی و بیتی به پارسی گوید و روا بود که زیاده از این هم باشد و بعضی تا ده بیت هم به عربی و ده بیت هم به پارسی گفته اند. مثال اول :
صبا به گلشن احباب اگر همی گذری
اذا لقیت حبیبی فقل له خبری .
مثال دوم :
به نادانی گنه کردم الهی
ولی دانم که غفار گناهی
رجعت الیک فاغفرفی ذنوبی
فانی تبت من کل المناهی .

(از کشاف اصطلاحات الفنون )



فرهنگ معین

(مُ لَ مَّ) [ ع . ] 1 - (اِمف .) روشن کرده و درخشان . 2 - (ص .) رنگارنگ . 3 - پارچة دارای رنگ های مختلف . 4 - جانوری که پوست بدنش دارای لکه ها و خال هایی غیر از رنگ اصلی باشد. 5 - شعری که در آن یک مصرع عربی و یک مصرع فارسی و یا یک بیت عربی و یک بیت فارسی باشد. 6 - فلز کم قیمت که روی آن فلز گرانبهاتر کشیده باشند.

یك ملمع زیبا از حافظ :


از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

انی رایت دهرا من هجرک القیامه

دارم من از فراقش در دیده صد علامت

لیست دموع عینی هذا لنا العلامه

هر چند کزمودم از وی نبود سودم

من جرب المجرب حلت به الندامه

پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا

فی بعدها عذاب فی قربها السلامه

گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم

و الله ما راینا حبا بلا ملامه

حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین

حتی یذوق منه کاسا من الکرامه

ابیات آبی رنگ ، ابیات عربی هستند كه ملمع را در این شعر تشكیل می دهند .




[138] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/20 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 14:50 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , شعر نو , عاشقانه ,

چرا هر وقت میخوابم
تو رو تو خواب میبینم؟!
چرا لبهای تو رو
سرخ و بی تاب میبینم؟!
چرا باز دلت میخواد
منو زا براه کنی؟!
تو میای به خواب من
که آتیش به پا کنی؟!
مثل روز اولت
با همون موی سیات
منو دنبال خودت
میکشونی با نگات
کجا میبری منو
بگو از من چی میخوای؟!
چرا بر میگردی باز
تو که من رو نمیخوای؟!
حتی توی خوابمم
هی باهام قهر میکنی
لذت دیدنتو
واسه من زهر میکنی
آخه چی میشد اگه
مهربون من بودی؟!
بی وفا نمیشدی
همزبون من بودی؟!
حالا که حتی تو خواب
منو تنها میذاری
حالا که فقط تو خواب
به دلم پا میذاری
بهتره منم برم
سراغ یار دیگه
شاید آروم شه دلم
با یه دلدار دیگه
میرمو نگاهتو
من فراموش میکنم
آتیش عشقی و من
تو رو خاموش میکنم
دیگه به چشات بگو
توی خواب من نیان
هی بهم دروغ نگن
که هنوز منو میخوان

سوزان یگانه


[147] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/20 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 04:08 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , آرایه های ادبی , آموزش ,

سجع

سجع در لغت به معنای آواز کبوتر است. در ادبیات هر گاه واژه‌های پایانی دو قرینه کلام در واج یا واج های آخر مشترک باشند آرایه سجع پدید می‌آید و آن دو جمله را مسجع می‌خوانند. معمولا هر قرینه از یک جمله تشکیل می‌شود. اما گاهی نیز یک قرینه از دو یا چند جمله کوتاه پدید آمده است. همچنین در اغلب نمونه‌های نثر مسجع واژه‌های پایانی دو جمله در بیش از یک حرف مشترکند و در واقع هم قافیه می‌باشند.

در گلستان سعدی نمونه‌های فراوانی از آرایه سجع به وضوح دیده می‌شود.

  • مثال

هر نفسی که فرو می‌رود ممد حیات است و چون بر می‌آید مفرح ذات

(سجع در بین حیات و ذات است)

ترصیع

هر گاه اجرای دو بخش از یک بیت یا عبارت، نظیر به نظیر، هم وزن و در حرف آخر مشترک باشند.

ای منور به تو نجوم جلال
وی مقرر به تو رسوم کمال

ای / وی

منوّر / مقرّر
نجوم / رسوم
جلال / كمال


[139] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/19 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 06:21 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , عارفانه ,

مقدّمه ی داستان « نان و حلوا » اثر « شیخ بهایی »

در این شعر ، صنعت « ملمّع » وجود دارد . درباره این صنعت در مطلب بعدی به تفصیل توضیح داده خواهد شد .
شما هم اگر درباره این صنعت اطلاعاتی دارید در نظرات قید بفرمایید.

ایها اللاهی عن العهد القدیم

ایها الساهی عن النهج القویم

استمع ماذا یقول العندلیب

حیث یروی من احادیث الحبیب

مرحبا؛ ای بلبل دستان حی!

کامدی، از جانب بستان حی

یا برید الحی! اخبرنی بما

قاله فی حقنا، اهل الحما

هل رضوا عنا و مالوا للوفا

ام علی الهجر استمرو اوالجفا

مرحبا، ای پیک فرخ فال ما!

مرحبا، ای مایه‌ی اقبال ما!

مرحبا، ای عندلیب خوش نوا!

فارغم کردی، ز قید ماسوا

ای نواهای تو نار مؤصده

زد به هر بندم هزار آتشکده

مرحبا،ای طوطی شکر شکن!

قل فقد اذهبت عن قلبی الحزن

بازگو از نجد و از یاران نجد

تا در و دیوار را آری به وجد

بازگو از «زمزم» و «خیف» و «منا»

وارهان دل از غم و جان از عنا

بازگو از مسکن و مأوای ما

بازگو از یار بی‌پروای ما

آنکه از ما، بی‌سبب افشاند دست

عهد را ببرید و پیمان را شکست

از زبان آن نگار تند خو

از پی تسکین دل، حرفی بگو

یاد ایامی که با ما داشتی

گاه خشم از ناز و گاهی آشتی

ای خوش آن دوران که گاهی از کرم

در ره مهر و وفا می‌زد قدم



[137] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/17 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 23:07 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , عارفانه ,

آسمان نزدیک است ، دو قدم مانده به صبح ، تو مگر می شنوی ، سختی کوله ی تنهایی من ؟!

رنگ نیلوفری ات ، رنگ از چهره ی من می گیرد ، و صدایت پنهان ، می زند بر گوشم .

تو مگر می دیدی ، که صدایم در نای تو چنان گم گشته ؟! ، تو مگر می خواندی  ، داستان غم و تنهایی من ؟! آسمان بار نداشت ، و دلم یار نداشت . و مگر باغ نبود ، که ببیند سر بی ساز مرا ؟!

تو همان سبز درخت سر باغی که چنان می دیدی و چنین می گویی ، تو همان یار بلند دل مجروح منی ، تو همان آبی آزادگی روح منی ، تو همان تلخی شیطان رخ تار منی .

گفته بودم ای دوست ، تو چرا رنگ مرا ، می زدی بر تن خورشید که هی ! به کجا رفت که آن دم دل من رنگ نداشت ، رنگ من بردی و بی رنگ شدم ؛ سرخ بودم ولی سبز شدم ، سبز گشتم ولی زرد شدم ، و چنان زرد شدم ، که دگر طرد شدم .

ضربه ات سخت نبود ، ضربه ات سخت نبود ، ولی آن دم که زدی ، دم تنهایی من بود ، آری ، دم تنهایی من . تو سکوت دل تنهای مرا بشنیدی ، تو سکوت گل آمال مرا بشنیدی ، تو شکاندی سحر خوب مرا ، تو بدیدی گوهر روح مرا ، تو ربودی کفن پاک مرا .

من تو را می بینم ، و تو من را بینی ، من به تو می خندم ، تو به من می خندی ، من ز تو می گریم ، تو به من می گریی . دست در دامن تو می یازم ، اشک در دامن تو می ریزم ، خاک پایت طوطیا می گیرم ، تو همان سرو بلندی که مرا سخت نوازش دادی ، تو همان کاج بلندی که مرا با دل خود سوزاندی .

من مگر آینه را می دیدم که خودت پشت من آن دم ، نگهت ساز بکردی و مرا برهاندی ؟! اشک هایم می ریخت ، عقده هایم می رفت ، تیرگی را می برد . آسمان باز شنید ، دل من تاب نداشت ، من تو را می دیدم ، که همان جا لب جوی ، در کنار دل من ، ماهی ای برچیدی .

من تو را می دیدم ، که کنار دل من ، قلب من پاییدی .

من تو را می دیدم ، که صدایت کردم ، و جوابم دادی .

من تو را می دیدم ، که تو را بوسیدم ، و تو من را دیدی .

جان من رفته کنون ، ذهن من رفته کنون ، هوش من نیست هنوز ، سحرم نزدیک است .

دل به دستت دادم ، تن خود جان به کفت اندازم ، تو مرا خواهی برد ، به فراسوی زمان ، به فراسوی مکان ...

آسمان نزدیک است ، دو قدم مانده به صبح ، رنگ زیبای تو را می بینم .

                                                               5/4/1388

                                                                  راضی



[136] پست شده توسط « پوریا سرهنگ پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/15 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 18:45 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , آموزش ,

کلمه ای است که مفهوم فعل یا صفت یا کلمه ی دیگر را به چیزی از قبیل : زمان ، مکان ، حالت و چگونگی  مقید سازد و از ارکان اصلی جمله باشد ، مانند : هوشنگ پیوسته کار می کند ، هرگز بیکار نمی نشیند ، هر پرسش را عاقلانه جواب می دهد .   کلمات پیوسته ، هرگز و عاقلانه از قیود هستند .

ممکن ایت یک جمله دارای چند قسم از قیود باشد :  بهرام ، امروز اینجا خوب کار کرد .
" امروز " قید زمان و " اینجا " قید مکان و " خوب " قید  حالت است

ممکن است قیدی  بر سر قید دیگر افزوده شود : محمد بسیار دیر به خانه بازگشت

قید بر دو قسمت است : مختص و مشترک
قید مختص آن است که تنها در حالت قید استعمال شود ، مانند : هرگز ، هنوز
قید مشترک آن است که در غیر حالات قید نیز استعمال شود ، مانند : خوب ، بد و امثال آن که گاهی صفت واقع شوند  و گاهی قید : علی خوب کار می کند . محمد شاگرد خوبی است .

پاره ای از قیود مشهور از این قرار است :

1- قیود زمان : پیوسته ، همیشه ، گاه ، گاهی ، ناگاه ، ناگهان ، همواره ، دیر ، زود ، بامداد ، دوش ، پار ، پیرار ، شب ، روز ، دَردَم
2- قیود مکان : بالا ، پایین ، فرود ، چپ ، راست ، پیش ، پس ، آنجا ، اینجا ، درون ، برون ، هرجا ، همه جا ، ایدر
3- قیود مقدار :  بیش ، کم ، بسیار ، اندک ، پاک ، سراسر ، یکسر ، بسی ، بسا ، چند ، چندان ،  فراوان
4- قیود تاکید و ایجاب : البته ، لابد، لاجرم، ناچار، بی گفتگو، بی گمان ، بدرستی ، راستی را ، بی چند و چون
5- قیود ترتیب : پیاپی ، دمادم ، نخست ، درآغاز ، درانجام ، دسته دسته ، یکان یکان ، پی ، آنگاه
6- قیود نفی :  نه ، هیچ ؛ هرگز ، به هیچ وجه ، به هیچ رو ، اصلا ، ابدا ، مطلقا
7- قیود وصف :  خندان ، شادان ، سواره ، پیاده ، لنگ لنگان ،  عاقلانه ، آشکار ، نهان ، مردوار ، بنده دار ، آسان ، دشوار ، سربسته ، نهفته
8- قیود شک و ظن : پنداری ، گویی ، گوییا ، مگر ، شاید
9- قیود استفهام : کدام ، چند ، چه سان ، مگر ، هیچ
10- قیود استثنا : جز ، جز که ، مگر ، الّا
11- قیود تمنّی : کاشکی ، کاش ، ای کاش ، بو که ، آیا بود
12- قیود تشبیه : مانا ، همانا ، چنین ، چنان



[135] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/14 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 11:53 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : آرایه های ادبی , آموزش ,

به آن دسته از آرایه‌های ادبی که از تناسب های آوایی و لفظی میان واژه ها پدید می‌آید می‌گویند.

واج آرایی (نغمه حروف)

به تکرار یک واج صامت یا مصوت در یک بیت یا عبارت گفته می‌شود به گونه‌ای که طنین آن در گوش بر جای بماند و باعث پیدایش موسیقی آوایی در آن بخش از سخن شود.

رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار         دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود ( صامت «س» )

خیزید و خز آرید كه هنگام خزان است         باد خنك از جانب خوارزم وزان است ( صامت «خ» ، «ز» )

خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل         بازدارد پیاده را ز سبیل ( مصوت اِ )

خیال خال تو با خود به خواب خواهم برد         که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز ( صامت «خ» )

قیامت قامت و قامت قیامت         قیامت می كند این قد و قامت ( صامت «ق» ، «م» )

بر او راست خم كرد و چپ كرد راست         خروش از خم چرخ چاچی بخواست


[134] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/13 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 11:43 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : زبان فارسی , آموزش ,

یکی از اقسام نُه گانه ی کلمه ، فعل است و آن کلمه ای است که بر شدن  یا بودن یا کاری کردن در یکی از سه زمان دلالت می کند :
علی روان شد . مسعود معقول است . جمشید می خواند .

1- صورت فعل و هیأت  آن را از حیث مفرد و جمه و شخص و غیره " صیفه " یا " ریخت " می گویند : رفت ، رفتند ، آمدیم  ، آمدند .

2- زمان ، وقتی است که فعل در آن واقع شود : می روم ، رفتم ، خواهم رفت

زمان بر سه نوع است :

 گذشته یا ماضی ،  مثل : زدم ، رفتم
حال یا اکنون  ، مثل :  الآن می رود  . دارد می آید .
استقبال یا آینده  ، مثل : خواهم رفت . خواهد آمد .

3- اشخاص ِ فعل ، یعنی معلوم بودن ذاتی که فعل ، قائم به اوست ، و به او نسبت داده می شود و آن بر سه نوع است :
اول شخص ، دوم ضخی ، سوم شخص   .  و این سه مفرد یا جمع می توانند باشند .

اول شخص مفرد : رفتم                          اول شخص جمع : رفتیم
دوم شخص مغرد : رفتی                        دوم شخص جمع : رفتید
سوم شخص مفرد : رفت                        سوم شخص جمع : رفتند
 

تبصره : فعل گاهی در موقع ِ " اخبار " استعمال می شود که قابل ِ صدق و کذب است که مقصود گوینده خبردادن از امر واقعی است و در آن احتمال ِ راست و دروغ می رود :
علی رفت . بهرام دیروز آمد .
و گاه در موقع " انشا " که قابل صدق  و کذب نیست > مانند : بگو ، بیا ، مزن ، مرو ، آیا گفت ؟ شاید بیاید ، کاشکی می آمد .



[133] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/12 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 11:17 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , فروغی بسطامی , غزل , عاشقانه ,

شعر « جمال او » از « فروغی بسطامی » شاعر قرن 13

مدام ذکر ملک این کلام شیرین باد

که خسرو ملکان شاه ناصرالدین باد

کبوتری که نیاید به زیر پنجه‌ی شاه

سرش ز دست قضا پایمال شاهین باد

سمند چرخ که بی‌تازیانه می‌رقصد

پی سواری او زیر زین زرین باد

کفش همیشه به شمشیر جوهرافشان است

سرش هماره به دیهیم گوهر آگین باد

نشیب حضرت او سجده‌گاه خورشید است

فراز رایت او بوسه‌گاه پروین باد

بساط بارگهش چهره‌ی امیران است

چراغ انجمنش دیده‌ی سلاطین باد

غبار رزمگهش بر سر سماوات است

شهاب تیزپرش در دل شیاطین باد

زمانه در صف میدان او به توصیف است

ستاره بر در ایوان او به تحسین باد

جمال او همه روز آفتاب اجلال است

جلال او همه شب آسمان تمکین باد

رخ محب وی از جام باده گلگون است

کنار خصم وی از خون دیده رنگین باد

همه دعای فروغی به دولت شاه است

همیشه ورد زبان فرشته آمین باد



[132] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/11 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 11:05 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : آموزش , زبان فارسی ,

صفت ، به صورت ، مانند مضاف الیه استعمال می شود ولی در معنی ، فرق می کند ، زیرا  مقصود از صفت همان موصوف و مقصود  است  ولی در مضاف الیه  همان مضاف نیست .
مثلا اگر بگوییم : آب صاف ، مقصود از صاف ، آب است و هر گاه بگوییم آب قنات ، می بینیم  که قنات  چیزی غیر از آب است

مصغر ، کلمه ای است که بر خُردی و کوچکی دلالت می کند : مردک ، پسرک ، طاقچه    و گاهی برای  تعظیم و تحقیر و ترحم می آید :  طفلک ، زالک ، مامک
 

پیرزنی موی سیه کرده بود     گفتمش ای مامک دیرینه روز



[131] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/10 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:29 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : ادبیات فارسی , تاریخ ادبیات , مقالات ,

اربابان ادب و شعر و صاحبان ذوق و هنر فارسى در طول پیدایش ادبیات و خلق آثار و شاهكارهاى ادبى‏شان در وصف زن و ستایش عشق و زیبایى‏هایش و قدردانى از مقام شامخ او سخنان بلندى گفته‏اند و سرتاسر پهنه ادبیات ایران‏زمین پر است از اشعارى كه در ستایش حسن و زیبایى زنان سروده‏اند. از این‏رو برخى معتقدند جهت شناخت تصویر و هویت زن ایرانى باید به ادبیات نیز مراجعه كرد.

زن در ادبیات فارسى رسالت‏هاى چندگانه‏اى را بر عهده دارد؛ گاه مظهر عشق و دلدادگى است و عاشق است، گاه معشوق است، زمانى همسر است و در وقتى دیگر در مقام مادرى دلسوز و فداكار و مربى تربیتى خانواده گاه زن مظهر پارسایى و توكل است و زمانى مظهر زهد و پرهیزگارى، گاه مظهر خردمندى و سیاستمدارى و میهن‏پرستى است و در جایگاهى دیگر كینه‏توز و فتّان. كه در این مجال بخش‏هایى از آن را یادآور مى‏شویم.


زنان عاشق، زنان معشوق
عاشقانه‏هایى كه در ادبیات، زنان در آن نقش فعال دارند معمولاً به دو صورت طرح مى‏گردد.

الف) عشق‏هاى جسمانى (اروتیك): عشق‏هایى است كه در آنها بیشتر جنبه‏هاى مادى و جسمانى بیان مى‏شود و عاشق را پروایى از بیان آن نیست. این عشق‏ها، عشق‏هایى زمینى‏اند مانند داستان سودابه و سیاوش، ویس و رامین، بیژن و منیژه، زال و رودابه.

ب) عشق‏هاى عُذرى: در این نوع عشق، عاشق یا هر دو (عاشق و معشوق) به جنبه جسمانى و مادى توجه ندارند و معمولاً این عشق‏ها، عشق‏هایى همراه با عفت است و عاشق پروایى از بیان عشق خویش ندارد و به سرعت رنگ عرفانى و روحانى به خود مى‏گیرد. از این دست عشّاق در ادبیات غنایى و عرفانى به وفور یافت مى‏شود كه معروف‏ترین آنها لیلى و مجنون است و همچنین داستان زین‏العرب و بكتاش كه از جمله داستان‏هاى جذاب و جالب الهى‏نامه است و از آن دسته داستان‏هایى است كه نمونه عشق عذرى و پاك عشاق است. این داستان كه مظهر و مثالى از عشق آرمانى است رنگ و بوى الهى دارد. عشقى پاك خالى از شهوات و آلودگى‏هاى جسمانى و نفسانى.



[130] پست شده توسط « سبحان عباس پور »  ادامه مطلب
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/9 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:22 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : آموزش , زبان فارسی ,

اضافه بر پنج نوع است : اضافه ی ملکی ، اضافه ی تخصیصی ، اضافه ی بیانی ، اضافه ی تشبیهی ، اضافه ی استعاری

1- اضافه ی ملکی ، آن است که ملکیت و دارایی  را برساند : کتاب یوسف ، خانه ی بهمن  ، خداوند ِ خانه ، صاحب کار
2- اضافه ی تخصیصی ، آن است که اختصاص را برساند : زین اسب ، در خانه ، سقف اتاق
 

فرق میان اضافه ملکی و تخصیصی  آن است که در اضافه ی ملکی ، مضاف الیه ، انسان و شایسته و قابل مالکیت است  و در اضافه ی تخصیصی  مضاف الیه ، غیر انسان و شایسته و قابل مالکیت نیست ؛ مثلا وقتی بگوییم  خانه ی محمد ، یعنی خانه ای که  ملک ِ محمد است .

3- اضافه ی بیانی ، آن است که مضاف الیه ، نوع و جنس مضاف را بیان کند : ظرف ِ مس ، انگشر طلا
4- اضافه تشبیهی ، آن است که در اضافه ، معنی تشبیه باشد :
فراش ِ باد ، مهد ِ زمین

اضافه ی تشبیهی بر دو نوع است :
1- اضافه مشبه به  مشبهٍ به :   قد سرو ، پشت کمان
2- اضافه ی مشبهٍ به به مشبه : تیر مژگان ، طبل شکم

5- اضافه ی استعاری ، آن است که مضاف در غیر معنی حقیقی خود استعمال شده باشد : روی سخن ، دست روزگار

هرگاه مضاف ، مختوم به " الف " یا " واو " باشد  بعد از مضاف و پیش از مضاف الیه ، "ی" اضافه می شود : آوای بلبل ، موی سر

[129] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/8 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:19 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/folder_full.png موضوعات مرتبط : هاتف اصفهانی , ادبیات فارسی , هجو و هزل , قطعه ,

شعر « حرف تلخ » از « دیوان اشعار » متعلّق به « هاتف اصفهانی »

بیار وعده خلافم گر اتفاق افتاد

نخست گوشزدش این پیام خواهم کرد

که تا کیم به فسون گویی آنچه می‌خواهی

به صبح اگرچه نکردم به شام خواهم کرد

خدا گواست که گر آنچه گرفته‌ام نکنی

ز حرف تلخ تو را تلخکام خواهم کرد

ز هزل شربت زهرت به کام خواهم ریخت

ز هجو جرعه‌ی خونت به کام خواهم کرد

همین نه هجو تو بی‌آبروی خواهم گفت

که قصد جان تو بی‌ننگ و نام خواهم کرد

اگر بزودی زود آنچه گفته‌ام کردی

ز هجو تیغ زبان در نیام خواهم کرد

بر آستان شب و روزت مقیم خواهم شد

به خدمتت گه و بیگه قیام خواهم کرد

همین نه بلکه تو را با وجود اینهمه نقص

ز مدح غیرت ماه تمام خواهم کرد

ز نیت خودت آگاه ساز تا من هم

ازین دو کار بدانم کدام خواهم کرد




[128] پست شده توسط « سبحان عباس پور » 
http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/calendar.png در تاریخ 1388/04/7 و http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/clock.png در ساعت 10:14 http://adabiiat.persiangig.com/Icons/1389/comments.png نظر دهید ()

http://www.ciooc.com/share/Balatarin.gif http://www.ciooc.com/share/digg.gif http://www.ciooc.com/share/technorati.gif http://www.ciooc.com/share/facebook.png http://www.ciooc.com/share/blogger.gif http://www.ciooc.com/share/cloob.gif http://www.ciooc.com/share/myspace.gif http://www.ciooc.com/share/friendfeed.gif http://www.ciooc.com/share/delicious.png http://www.ciooc.com/share/donbaleh.jpg http://www.ciooc.com/share/mohandes.png http://www.ciooc.com/share/google.gif http://www.ciooc.com/share/YahooMessenger.gif
گزارش تصویری
آخرین عناوین مطالب
گوناگون از ادبیات
جلسات‌حافظ شناسی الهی‌قمشه‌ای:

    1 2 3 4


ضرب المثل دونی

عهد بوق
حقه بازی
چشم زخم
حاتم بخشی
کینه شتری
مسیحا نفس
صبر ایوب
خاک بر سر
پارتی بازی
حاشیه رفتن
آب زیر کاه
کلاه شرعی
کلاه گذاشتن
کن فیکون شد
مرغ تخم طلا
آش شله قلمکار
مدینه ی فاضله
شق القمر کردن
ماستمالی کردن
خیمه شب بازی
حمام زنانه شدن
خروس بی محل
حرف مفت زدن
دود چراغ خورده
گنج قارون داشتن
مرغ از قفس پرید
کلک كسی را کندن
كلاهش پشم ندارد
چند مرده حلاجی ؟
دری وری می گوید
بارگهش را آب برده
دست از کاری شستن
دست از کاری شستن
خان شوری را فهمید!
چوب توی آستین کردن
من نوکر بادنجان نیستم
حکیم باشی را دراز کنید
دو قورت و نیمش باقی !
کلاهش پس معرکه است
دروازه را می توان بست
جرجیس را انتخاب كردن!
دنبال نخود سیاه فرستادن
خر من از کرگی دم نداشت
حرف را به کرسی نشاندن
دست کسی در حنا گذاشتن!
زاغ سیاه كسی را چوب زدن
آب دو نفر به یك جوی نرفتن
بالاتر از سیاهی رنگی نیست
مثل كبك سر زیر برف كردن!
دروغ شاخدار ، شاخ در آوردن
به ترتیب الفبا :
الف تا ب (1)
ب (2)
پ ، ت‌ ، ج ، چ
 ح و خ
د
 
كلیه مطالب ، تصاویر و فایل های این پایگاه ادبی متعلق به « دبیرستان نمونه فرهنگ » می باشد . در صورت كپی برداری از مطالب عنوان « بزرگترین پایگاه ادبی » را درج فرمایید .
  CopyRight 2008-2010 ©
Email : SobhanMail@Ymail.com